دمی با شعر نو
 

1)

شب پریشان بود ومن   

هردومان غرق سکوت

او ز فردا ترسان 

من زغوغای این  بود ونبود

2)

خط پایانی براین پایان زدم  

ای تمام آرزوها 

سبزتان بدرود  

خوب یا بد ,یارمن بودید 

دراینپرافت وخیز

این قصه

این بود ونبود . 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

عشق را باور کنم

یاقهرو بی مهری کهمی بینم ز دوست!!!!

این شعار بی شعور

حرف

مردان ریا

یاذوق کم عمقی

حرص  

سرمایه

توجیه فساد!!! 

فرصت دیدار می گیرد ز ما.

آمد خورشید

بارش باران

 جاری آب

سرزمینی سبز وبی مالک!!!

رونق توحید

صبر می خواهد

 صبر می خواهد

وَالْعَصْرِ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣ 

مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده اند

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

درنیمه های شب

وقتی سکوت  وغم

برشهر نقش بست

در خانه ای خموش

از شرم کودکان

مردی دلش شکست  

ای وای مان

اگر

زین قصه بگذریم 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

مرا یاد تو فریاد است

خیالی نیست از بیداد

من این نی واژه ها را دوست  می دارم  

طنینش گفته ها دارد  

پراز حرف

و

پرازفریاد

2

خشکیده و خموش

لرزان ز سرد برف

ترسان ز دست باد

عمرم به موسم باران نمی رسد  

ای آفتاب گرم

ای گرم آفتاب

یادی

بهانه ای

یک آن نشانه ای 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

چرا آشفته ای,  ای دل

چرا گفتی خیالی نیست

شب و

       تاریکی و

                     سرما

عبور از جاده ای بی انتها  پرافت و خیز و سخت جان فرسا

هجوم خاطرات زرد.

چرا آشفته ای دل

چرا گفتی خیالی نیست

دلم می گیرد از این خیل سرگردان  بی سامان

کنار جاده

خواب آلود

چون اشباح .

هجوم خاطرات زرد

عبور روز و شب

سنگین و بی شبگیر اما سخت حزن آلوده وپر درد

چرا گفتی خیالی نیست

دلم سنگین گرفته است مرد 

مقاله ای در سایت الف در خصوص کارتن خواب ها خواندم و ظلم وستمی که به دختران کارتون خواب  رفته و می رود و اینکه با معضلات اجتماعی و پدیده های جامعه ی پر تبعض و بی حساب وکتاب سرمایه داری و سرمایه ستای چه باید کرد 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

چه بگویم من از این دلگفته

خود حدیثی است از این آشفته

گاه از جنس امید است وپراز شعر وشعار

گاه چون مرزعه ای سیل تماش رفته *

رفته =ازبین برده 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

من و صبح

باغ و بستان وبهار

رونق پنجره ها

نفس گرم نسیم

زندگی جاری سبزی است

اگر 

همه با هم باشیم

دل ببندیم به آزادی و ایمان وسلام .

 لَّا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَعَشِیًّا ﴿۶٢ 

در آن جا هرگز گفتار لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند؛ و جز سلام در آن جا سخنی نیست؛ و هر صبح و شام، روزی آنان در بهشت مقرر  است مریم 62

در این آیه به  انسانهای پاک به انسانهای اهل ایمان واعتقاد وانقیاد به ارزش ها وعده بهشت داده شده است  و ایضا توصیف بهشتکه شاخصه اصلی اش  چیست 

اینکه درآنجا سخن لغو وبیهوده نیست

اینکه در ان محیطی خبری از نابرابری نیست  و در آن محیط سلام  سرفصل و  منادی رزق و روزی است  و مبین و مصداق  بودن  است

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

پر از حسم

 و

شعرم نیز

دلم ازخاطرات خوب و بدلبریز

گهی لبخند 

و گاهی هم 

غبار غم

گهی پر رنگ پر رنگ  است  

دنیایم

گهی هم تیره ویاخاکستری  است  

رویای فردایم .

پراز حسم

پراز شعرم

توانم نیست

صبرم نیز

دلم گرم است  به گرم واژه هایی  

سبز یا آبی

شمار آرزویی چند

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi