دمی با شعر نو
کاش می شد با نگاه وخنده ات یک لحظه آرامم کنی ابتذال ازماگرفته است راه ورسم عاشقی

ای دلا غم گفته های من حدیثی کهنه است

باید از نو چاره اندیشی کنم

مستی وجام شراب وناله محزون نی

شعرنو نقاشی و نقش نگار احساس آدمی است با کمک واژه های ساده و سهل

در شعر نو غالبا بجای وزن وضرب آهنگ ناشی نظم صناعات, بار حسی کلمات نقشی کلیدی در ایجاد حس وحال مناسب ومطلوب درخواننده برای فهم دل گفته های شاعر دارد

 خسته

شکسته

فریاد ناتمام

ای وای من اگر این چندبگذرد

نسیمی

اگر رسید

مارا خبرکنید

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/۳/۱ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

منتظر مانده سحر تاکه خورشید زره بازآید

1

پشت این پنجره استاده بهار

تاب یک لحظه اندوه زمستانم نیست

دو سه چندمانده ز شب

من پراز زمزمه خورشیدم

2

دل من حوصله کن

باورمن باور توست

بگذرد این همه سخت لطف خدا

یاورمن  یاورتوست


پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/٢/٢٩ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

یه نفر یه روز میاد باید که باورش کنیم

1

 دور ترها

یادمه

دنیای من

اینجوری هام ابری نبود

روتنم مونده هنوز

گرمی دست آفتاب.

کاش می شد دنیارو باورش کنم

یا که دنیامنوباورش می شد

من هنوزم که هنوزه

عاشقم

عاشق ده

عاشق دشت

عاشق کوه

عاشق لبخند بهار

 2

دیشب که گشتم مست مست

صبردل و شعرم شکست

حرف دلم گفتم درشت

فارغ ز هر بندی که هست.

اهل دلم اهل صفا

حیران ز این پردرد راه

ای دوستان همره شوید

هست من است هست شما.

عمری است در دام دلم

عشق است شمع محفلم

جامی دهید زان کهنه می

تا چاره گردد مشگلم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/٢/٢۳ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1

آخرین غم گفته یک نی شکست

چرخ دون یک روزن دیگر ببست

ای دریغ از رفت یاران موج موج

کشتی رویای من برگل نشست

به مناسبت سالگرد مرگ موسیقی دان بزرگ و بااحساس محمد رضا لطفی  و مستند فیلمی که به همین مناسبت از ....... پخش شد!! با گفت خاطراتی از دوستان و همکارانش :محمدرضا شجریان .هوشنگ ابتهاج (سایه ) ,کامکار ,درویش رضا منظمی و ...الحق که کارگردان سنگ تمام گذاشته بود گذار و گذاری به قبل و بعد انقلاب  و یاد و یاواره تلخ وشیرینی تصمیماتی که بود وهست وخواهد بود

و ازهمه مهم تر عزم راسخ و لایق استاد لطفی در تداوم  و تبلوریاد فریادش  هم پا و همراه با صدای  سحرآمیز تار  و ستارش

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/٢/۱٤ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1

سخت است هوای دل

ماییم ودوصد مشگل

یارب مددی ورنه

ویران شود این منزل 

2

دلم از دست دل خویش گرفته است خدایا مددی

چرخ ایام زمن صحنه گرفته است خدایا مددی

رفته است عمر ونمانده است مجال

قامتم از غم ایام شکسته است خدایا مددی

2

دیشب دل من ستاره باران شده بود

مهتاب بود وخاطره, دلدادگی وعشق دوچندان شده بود

گریان وپریشان شده ام دست به دامن دعا

ایکاش که این حادثه تکرار شود

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/٢/۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

کس نمی دونه که فردا چی میشه-کاش می شدامروزو آزارش ندیم

1

وقتیکه بارون میاد

من پراز حس طراوت می شم

من به بارون وصداش

عشق می ورزم عشق

2

پشت این پنجره خورشید صفایی دارد

دورترها هم کوه.

من دلم سخت گرفته است از این شهراز این دودآلود

دیربازی است که من منتظر بارانم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/۱/٢٧ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1

درخلوتی که موج موج خیال

قایق شکسته ی دل مرا به هرکجا می کشد یاکه می برد

باکم ز صخره نیست

این نیز بگذرد

2

فریاد های گم شده در دل شب

طنین تان

ای ضجه های خیال

من بازمانده ام

در این سرد

دراین  سکوت

باتموج اصرار

باامیدتان

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/۱/٢۱ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

گرنباشی تو مرا هجمه این موج به جد می شکندصبح و شب دست به دامان دعام

1

صبح است وامید

به گمانم این ابر

قصد باران دارد

دیربازی است پراز منتظریم

2

می ترسمت

هرگز مباد ,که دگرباره ,عهدبشکنی

عمرم گذشت مراکس خبرنداد

من باتوام ای دل, یا که ,توبامنی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٤/۱/۱۳ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi