دمی با شعر نو
دست در دست خیال ,باز من مانده ام و حجم شب و یاد وصال

1

شب پر حادثه ی زندگی ام

قصد ماندن دارد

کاش یک لحظه زمان بگذرد  وبگذارد

برده صبر از دل من

بانگ اذان

وقت نماز

صبح و نسیم سحری

2

حال و هوای نوشته هایم دارای بن  مایه های فلسفی است وبالطبع دارای جهان بینی دینی !!برای اینکه بشود تنهایی انسان را در این هستی تحمل کرد

طبیعی است که اگردین مورد هجمه خواسته و یا ناخواسته این و این باشد از آن دفاع می کنیم!!! این را گفتم تا به شال قبای بعضی ها که از اعمال و رفتار خوب و بد مبادیان داخلی و خارجی دین دست بکار شده اند تا به خیالی باطل خود دین را از بیخ و بن بکنند و یا خالی اش کنند از عدالت خواهی و ارزشمداری  اخلاقی!!

البته این فرق می کند با قشری گری هایی که امروزه با توطئه استعمار و بدست ایادی آل سعود به اسم اسلام به جهانیان نشان داده شده ومی شود  و یا افکار و امیال بعضی از ذوق زده های داخلی که بعد از انقلاب انقلابی شده اند  وجامعه پیچیده ما را با حوزه ها و محافل دینی یکی دانسته  و صلاح و ثواب را از هم تشخیص نداده و با گفتار و اعمال خود بهانه بدست صهیونیزم و احزاب ضد دینی می دهند تا جوانان ما را نسبت به دین بد بین کنند

3

وای من این ابر بارانی نبود!!!

خشک سالی

خشک کرد باغ دلم

دورتر هاباد غوغا می کند

خیلی فرق هست بین اینکه بگی یه..... خوب چه شاخصه های  داره ؟چی باید باشه؟ و چی هست؟ تا تااینکه بگی من یه...... خوبم  و چه شاخصه هایی دارم و چی هستم!!! 

خیلی فرق هست بین اینکه بگن توچی هستی تا اینکه خودت بگی که چی هستم!! 

خیلی فرق هست بین اینکه بگی دیگران چگونه باید باشند و برای چگونه شدن آنها  به زور متوسل بشی یا ابزار و ترفند های غیر مستقیمی بکار ببری تا اینکه شرایطی ایجاد کنی تا دیگران یک چگونه شدن ناب را ببینند و بشناسند  و با عشق و علاقه و میل و رغبت  اونی باشند بابشوند که تو و دیگران حق می دونی و اصلح

خیلی فرقه بین  اونی که هدف دین  را قسط و عدل می دونه با اونی که بی خیال این اهداف یا کم توجه به آن فقط وفقط دل به ظواهر خوش کرده و  دغدغه اش فقط و فقط صورت است نه سیرت

4

موج.

دریا.

ساحلی آرام.

 سبز دشتی چند.

مردمانی دور ازهر نابرابر گفت.

دوستی.

صلح وصفا و عشق 

وای من خوش خاطرات دور غوغا می کند

دست بالا گرفته اند امریکایی های  جنگ طلب  !!! و انگلیسی های استعمار گر!!! (اشتباه نکنید منظور ما شهروندان امریکایی که خیلی هاشان انسانهای خوبی هستند و بنوعی قابل احترام ,نیست , بلکه سیاستمداران مرتجع و  زیاده طلبشان مخاطب این نقد اند!! کسانی  که علی رغم سعی و تلاش و ایضا خواسته  جامعه ی ایرانی  به اجبار و به تشویق عوامل صهیونیستی  سعی در نبش قبر خوادث گذشته داشته  و در برابر خواست مردمان صلح طلب بهانه جویی می کنند

اگر چه روزگار فرق کرده  

هرانقلابی در زمان خود بعلت  غلبه و غلیان احسا س بر عقل  ویا خشم ناشی  ازحوادث غیر قابل پیش بینی ,عکس العملی از خود نشان بدهد که در شرایط عادی برای خودش هم قابل قبول نباشد  و چقدر بد است در زمان وزمانه ی که آرامش بر قرار شده مردمانی از جنس حماقت  با بیان و باز گفت  حوادث تند و  خاطرات تلخ  برطبل  ستیزبکوبند

چه کسی گفته که حمله به سفارت( نه بلکه محل توطئه بر علیه انقلابی نوپا -براساس مدراکی که منتشر شده ) در زمان خود امری غیر قابل قبول بوده  

شک نباید کرد اعمال و رفتار سلطنت طلبان و بسیاری از کساانی که از انقلاب دلخور بودند  و با بهره گیری از  رانت های و امکاناتی که در زمان رژم قبلی داشتند و در سفارت آن زمان رفت وآمد داشتند و یا اخبار کذب و تحرف شده  به سفارت می رساندند در تحریک  جوانان آن موقع اثر گذار بوده 

 مجاهدین و فدائیان خلق و ایضا عوامل حزب توده بارها و بارها  از دانشگاه تهران و سایر دانشگاهها  به سمت سفارت  راه پیمایی کرده  و پشتیبانی کردند(البته در یک بازه زمانی محدود ) وحال همه اینان  با گفتن آی دزد آی دزد می خواهند از آن حرکت تبری جویند(می توانید به نشریات آن زمان مراجعه کنید  تا صحت و سقم گفته اینجانب برملا شود !!!

 چه کسی می تواند ضمانت کند که اگر وضع به همان منوال می گذشت ما با انواع و اقسام توطئه ها روبرو نمی شدیم و عوامل و اعضای زخم خورده استعمار انواع و اقسام کودتا ها را در کشور ایجاد نمی کردند

 عوامل استعماری  نفوذ کرده در  حاکمیت و نهایتا کودتابرعیه  مرحوم مصدق  وایضا کسانی که صدام جنایتکار را هدایت به حمله کرده و اورا سالهای متمادی با انواع و اقسام سلاح و ترفند حمایت کردند چگونه به خود این جرئت و جسارت را می دهند تا نبش قبر تاریخ نمایند!!!!  قصددفاع از خوب و بد اعمال گذشته  نیست !! خرف ما این است اگر  دولتمدران ما  هم اینگونه عمل کنند  ما با چه دلیل و به چه مجوزی از بد اعمال آنان چشم پوشی کرده  و به سیاست مداران امریکایی و انگلیسی اجازه ورود به مملکتمان را بدهیم !!!

 اگر قرار باشد برای گروگان گیری و.... از ورود کسانی که به اشکال متفاوت در آن نقش داشته از داشتن اتباط و ورود به کشور جلوگیری کرد . پس مردم  کشور ما(نه تعداد 300 نفر ) که توسط سازمان سیا و انگلیس و... سالها به گروگان رژیم خودکامه پهلوی در آمد باید و بایستی سالها با امریکا و انگلیش قطع رابطه کند!!!

  در اسلام ما یعنی در اسلام تشیع علوی و تسنن محمدی همه اعتقاد و استنادمان بر قرآن کریم است بر فرض تقبل قصور,  اصل بزرگ و سوره ای نجات دهند و رهایی بخش به اسم توبه هست  که به هر کس و هر حزب و قوم و قبیله و... این شانس را می دهد تا با تفکر و تعمق در اعمال   و نهایتا تصحیح رفتاردر امر صلح و صفا و دوستی اقدام نماید  و این با چهره و رفتار جنایتکاران طالبانی و القاعده و مزدوران پیدا و پنهان آل سعود که بقایش در بودن تضاد و تقابل بین مسلمانان واقعی و جامعه امریکای و غربیان است  فرق داشته و دارد 

در اسلام وقتی کسی بداعمال  گذشته خود را قبول دارد  و یا خود را از یک امر واقع مبرا  می کند اصرار بر اقبات آن و قضاوت بر اساس آن به مثابه سد کردن راه خداست  لذا ما با تمامی قدرت کارشکنی عوامل صهیونیستی  و آل سعود  را در امرتشویق و ترغیب افراطیون نفوذی در مجلی سنای امریکا و نهایتاعدم پذیرش نماینده دولت روشن ضمیر اقای روحانی  را در سازمان مللل محکوم می کنیم و از برادران و خواهران وطن دوست خود در جامعه امریکامصرانه می خواهیم  تا با حضور در مجامع و اظهار عدم رضایت خود  از این تصمیم  تشنج امیز,زمینه های صلح و صفا و دوستی را بین دو کشور ایران و امریکا فراهم نمایند

  هم آوایی و همسانی بعض از افراطیون  خود برتر بین وجهان ستیز مجلس مابا شماری از جنگ طلبان     وزورگویان صهیونیستی  در مجلس سنای امریکا  جالب است و تعجب برانگیز!!!  

وادامه دارد و احیانا  اشتباهات لغوی تصحیح می گردد  

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/۱/۱٩ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

ای صبا شهر خبر کن که خوش فصل بهار

باز از راه رسید و زده است پرده ی  خود بردیوار

مطربا نی بنواز

ساقیا باده بیار

2)

بهارم

هیچ می دانی !!

زمستان رخت بربسته است و می باید

به چهره ی ناز خود رنگ ولعابی داد شاهانه

گلی زیبا

برگی سبز

خنده ای شیرین و مستانه

* این شعر را برای دوستی که سالهاست همدم و همدل وب من است نوشته ام  و امروز اینجا به روزش کردم تا دیگران هم اگر دوست داشتن بهره ببرند و در شادی بهار با ما شریک باشند

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/۱/۱٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

پرنده ی اوج

ساحل سبزی که می بینی پراز دام است

گرچه خسته

یا که

ترس آلود

آخرین پرواز را خوش باش

 2)

صبحگاهان

تک درخت باغ را گفتم

امیدی هست

گفتا

دورتر ها گرم بازاری نمی بینم

تیره ابری

سرد وبرف آلود

آسمان را سخت پوشانده  است

دوستی گفت که اشعار بالا غمگین هستند و نومیدانه!!

گفتم درست است ,اما این نومیدی به هستی برنمی گردد و من وجود را نشانه نرفته ام

که:ماخلقنا کم هذا باطلا

بلکه هدف من کسانی ست که  زندگی  را بر مردم تنگ کرده وآن چیزایی را که باید و بایست ببینند نمی بینند, آنان حکومت ها و حاکمیت ها هستند!!حکومت ها وحاکمیت هایی که با تکیه و تاکید برافکار و امیال خود وبالطبع نظام برآمده از آن که بنوعی حالالازم و ملزوم هم هستند  هر حرف حقی را بر نمی تابند

تفکر مصرفی و ماکیاولیستی دنیای سرمایه داری غرب به بن بست فرهنگی و اقتصادی رسیده(قصد ما شهروندان امریکایی نیست که خیلی هاشان بنوعی از قربانیاناین نوع روش اداره کشور می باشند و ایننظر هر انسان آزاده است) بودن دمکرات ها در صحنه که گاه و بیگاه سعی بر ایجاد تغییر و تحول و اعمال قوانین به نفع قشر محروم و متوسط دارند نکته امیدی است  که می تواند از حرکت های آغازین برای مهارره و روش اسرافی سرمایه داری و نفی سلطه ثروتمندان باشد )

ایضا قشری گری و تعصب دینی اسلام گرایان افراطی که بعد از نفی مارکسیسم لبه دیگر قیچی جهت  تیکه پاره کردن باور شعار (آزادی برابری عرفان ) د  و سد کردن راه صلح و صفا و همگونی و همراستایی  جامعه بشری می باشد.

اگر ایده و عقاید اقتدار گرا و غیر انعطاف مبدع و مراعی حکومت ها گردند در کمترین زمان اسیر منیت و خودستایی و خود برتر بینی گشته و نیروهای انقلابی و دلسوز محروم را از میدان به در می کند  واین مختص تفکرات  و فلسفی نیست بلکه حکومت های دینی هم استعدا د اینگونه شدن را دارندبه قول معروف دیرو زود دارد اما سوخت و سوز هرگز, و مصیبت آنجاست که به مرور زمان این حکومت ها خود را عینیت اون ایده و عقیده دانسته و در خیلی از اوقات تفسیر به رای کرده و ی حتی دست به تحریف حقایق می زنند 

اما دغدغه ما افکار و یا احوال برگرفته از تفکرات بشری نیست  مشگل آنجاست که دین ابزار ترغیب ,تشویق قرار گرفته مورد تهاجم قرار گیرد آنهم نه به خاطر اصول وداشته هایی جاودانه و فرازمانی اش

امروزه منادیان صهیونیستی/انگلیسی شبکه ماهواره ای من وتو  این مزدوران بلاشک استعمار ومروجان فحشا و بی بندباری با قوی ترین ابزار و ظریف ترین ترفند ها  دین مبین اسلام  و تشیع علوی رانشانه رفته اند ومتاسفانه بعضی ها با اعمال و رفتار خود دانسته و ندانسته بدست این دین و وطن فروشان بهانه  می دهند ,این ... فکر می کنند مشگل ایران نداشتن خواننده ها و رقاصه های کاباره ای و یا مهاجرت ژانت و فرانک  و فلان ایرانی دورگه بی پدر مادراست که تقی به طوقی خورده و ایشون تو یه رشته مطلوب و محبوب معروف شده 

غافل از اینکه مشگل مردم عدالت است و قسط که این اصلا و ابدا در شبکه های بی بی سی و من و تو  و .. پیدا نشده و نخواهد شد چرا که این شبکه ها و افکار و امیالشان با عدالت اقتصادی اصلا و ابدا جور نیست 

اینان باید بدانند که بعلت رشد اقتصادی کشورهای درجه دو و سه و حصول خودکفایی در زمینه تولید و تکنولوژی بازار غارتگری کشورهای غربی تخته شده و می شود و اینان دیر یا زود باید دل از این زندگی انگلی بر داشته و به خود و بداشته های خود متکی باشند و نهایتا در کار اصلاح ساختار اقتصادی خودباشند !!!!

گیریم یه چند ده سالی باایجاد جنگ در کشورهای اسلامی و خاورمیانه و اوکراین و .. مرگ محتوم ومختوم راه و رویه سرمایه داری را عقب بیندازید  این مشگل شما را حل نمی کند خانه سرمایه داری غرب از پای بست ویران است با تعمیر دیوار و ایوان پایه های لرزان سرمایه داری اسراف گر آن محکم نشده و نمی شود

ما باید توجه داشته باشیم ممکن است به صد دلیل درست نادرست مابا حکومتهای خودمان مشگل داشته باشیم قطعا راه حل آن تشنج ودرگیری و جنگ داخلی  نیست بلکه باید و بایستی با سعه صدر و همفکری  و گفتمان اصلاحات   آنهم  نه بر علیه هم در رفع کاستی ها بکوشیم  والا ره بجایی نبرده و نمی بریم !!!!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/٢۳ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

تا اسیر رنگ وبویی بوی دلبر نشنوی-هرکه این اغلال در جانش بود آماده نیست

                                                                                         دیوان امام خمینی ره

 ×××××

رفت آن روزی

که

سبز گفتمان

آکنده از گفتان سرسبز تو بود.

کاش

بارانی

بباردبار دیگر

تندتند.

**************

همیشه بین انقلاب ,ایده های انقلابی  و هرآنچه که بعد از انقلاب محقق می شود فرق است و فاصله!!

و وای اگر این فاصله باشد اما ما نسبت به آن بی تفاوت باشیم ,نبینم و یا نخواهیم ببینیم  با هرتوجیه!!!

ووای اگراین  بی تفاوتی  بستری باشد برای نامردمان  ضد اسلام وانقلاب تا بر نیستی و نابودی نه تنهاما که  ایده وآرمان های مردمان آزادگی و عرفان اصرار بورزند !!!!!

بحث ما سیاه نمایی نیست و مایوس شدن که یاس از بزرگتر گناهان است!!

بحث ما نقد رفتار و کردار آدم هایی است که امروزه علی رغم موفقیت در جهاد اصغر دربرابر جهاد اکبر یا همان جهاد با نفس  کم آورده و دنیا را بدجوری دودستی چسبیده اند 

جمع کردن مال ومنال!!

دل نکندن از پست ومقام!!!

پشتیبانی کردن از این و آن نالایق!!!

سفارش کردن و استخدام دوست, فامیل ,اقوام و آشنا

داشتن خانه و ماشین و ..........

ای کاش یک لحظه به خودمان بیاییم ببینیم:

کجا بودیم و به کجا رسیدیم

چه داشتیم وحالا  چی داریم

ویل لکل همزه لمزه ,الذی جمع مالا واعدده ,یحسب ان ماله اخلده

وای بر هرعیب جوی مسخره کننده

همان کسانی مال فراوانی جمع آوری کرده و درشماره کردن هستند

و گمان می کنند که اموالشان آنها را جاودانه می سازد!!!

به آمال و اهداف امام ره نظر می افکنیم تا ببینیم چه کرده ایم؟ کجای کاریم؟ چه باید بکنیم ؟

البته هرکاری بخواهیم انجام بدهیم باید و بایستی ابتدا خودسازی کنیم بدین معنی که از خود دنیا طلب و برتری جو پرهیز کنیم به دیگران بیندیشیم و دیگران را برخود و منافع خود ارجح بداریم

مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که برعهده دارندمنصرف کند خطری بزرگ   وخیانتی سهمگین را به دنبال دارد

                                                                              امام خمینی ره  67/1/2

این معنا در امروز دیگر عملی نیست که یک دسته ای آن بالاهاباشند و همه چیز را بخواهند ....پارک ها ,اتومبیل ها  و بسط . یک دسته هم این زاغه نشین ها باشند که اطراف تهران اند و می بینید که این نمی شود این نه منطق اسلام است نه منطق انصافی دارد  نه صحیح است

                                                                             امام خمینی ره 58/4/15

پیغمبر ها تاریخشان معلوم است, اینها آمده اند که بسیج کنند این مستمندان را که بروند و این غارتگرها را سرجای خودشان بنشانند و عدالت اجتماعی درست کنند

                                                                              امام خمینی ره 58/4/5

... همه زحمت انبیاء برای این بود که یک عدالت اجتماعی درست بکنندبرای انسان در اجتماع ,و یک عدالت باطنی درست بکنندبرای انسان در انفراد ...

                                                                             امام خمینی ره 58/10/2

علمای اسلام موظفند با انحصار طلبی و استفاده های نامشروع ستمگران مبارزه کنند,و نگذارند عده کثیری گرسنه و محروم باشند و درکنار آنها ستمگران و غارتگر حرامخوار در ناز و نعمت به سر ببرند.

امیرالمومنین ع می فرماید من حکومت را به این علت قبول کردم که خداوند تبارک و تعالی از علمای اسلام تعهد گرفته  و آنها را ملزم گذاشته که در مقابل پر خوری و غارتگری ستمگران  و گرسنگی و محرومیت ستمدیدگان ساکت ننشینند و بیکار نایستند

                                                                               امام خمینی 58/1/21

ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

وای من

باز

هوا بارانی است

خانه  راباید داشت

×××××××

معلم شهید  دکتر علی شریعتی مقاله ای دارد تحت عنوان به سر عقل آمدن سرمایه داری

اینکه حاکمان و سردمداران دنیای سرمایه داری باراهکارهایی از چالش ها وتغییروتحولات ناشی ازجنبش های کارگری ونهایتا انقلابات سوسیالیستی  جلوگیری کردند !!!

ایشان بعنوان یک جامعه شناس مسلمان ضمن رد نظریه مارکسیست ها مبنی بر زیر بنا بودن اقتصاد به این ایده و عقیده معتقد بود که اقتصاد نقشی اصلی و بسیارتعیین کننده دارد!! و در دعایی نقطه نظر خود را اینگونه بیان می نماید

الهی به این مارکسیست های ما بگو که اقتصاد همه چیز نیست

الهی به بعضی از برادران مسلمان ما بفهمان که اقتصاد هم اصل است

                                                                                                 (معلم شعید دکترعلی شریعتی )

به نظر ایشان بابررسی وتحلیل روند رشد و تغییرات و تحولات اجتماعی درتاریخ  هرکشور می توان به این مهم واقف شد  که ما در اکثر کشورها با اشکالی از .... زندگی قبیله ای  , برده داری ,فئودالیسم ,سرمایه داری و نهایتا سوسیالیزم مواجه شده ومی شویم و این مبین این واقعیت است که اقتصاد و پیامدهای ناشی از آن در شکل گیری این سیستم های اجتماعی نقشی غیر قابل انکار داشته ودارند (چیزی به این مضمون )!!! توجه داشته باشیم دیده می شود با حتمی است متفاوت است از نظر دکتر انسان ریزبناست نه اقتصاد !! اما ایشان اشاره دارد اگر این انسان اگاه نشد تحت هدایت ادیان واقع نشد  وبالطبع اقتصاد شد محور و اصل ,درآن صورت دیدن این اشکال و سیر تحولات اجتماعی با این نام ونشانها محتمل است!!!

درمقاله مذکور دکتر علی شریعتی عقیده دارد که :

متفکران و سیاستمداران آمریکایی براین عقیده بودندکه اگر در تقابل با زیاده طلبی صاحبان صنعت و سرمایه  و اختلاف طبقاتی ناشی از عدم  تعادل در توزیع ثروت  چاره اندیشی نشود  احتمال اتحاد و اتفاق این نیروها برعلیه حاکمیت وجود دارد

اینکه تداوم  شرایط سخت ونابرابر اجتماعی موجب نارضایتی نیروها  کارگری و محروم شده ودیر یا زود آنان رابر علیه حاکمان وحاکمیت ها برمی انگیزد وبرای جلوگیری از وقوع هرچالشی بایستی چاره اندیشی کرد

بعقیده دکتر شریعتی غرب سرمایه دارای چشم بر واقعیات علمی اجتماعی نبسته و اقدام به دادن امکاناتی همچون بیمه درمانی ,بیمه بیکاری و امکانات رفاهی قابل قبول نموده و بدین طریق  از وقوع چالش های اجتماعی و جنبش های کارگری جلوگیری کرده   ومی کنند!!!! وایشان این تدبیر و راهکار را تحت عنوان به سرعقل امدن سرمایه داری تایید کرده و توجه برادران دینی را به این مهم جلب می کند

 اکثریت متفکران غربی و طرفداران نظام سرمایه داری معتقد بودند که اگر روند سرمایه داری و سود گرایی صرف کنترل نگردد با تهدیدها مواجه خواهند شد

تدابیر و راهکارهای از قبیل ایجاد اتحادیه ها و اصتاف  و احزاب کارگری و دادن مجوز  و شرایط مطلوب جهت مشارکت وحضور فعال احزاب سوسیال دمکرات در پست های اجتماعی تاحدود زیادی توانسته است موفقیت آمیزباشد!!!

به نظر دکتر علی شریعتی ودر مقوله مذکور دولتمداران  , سیاسیون ,فیلسوفان و متفکران غربی باپرهیز از تعصب با واقعیت های اجتماعی و دستاوردهای علم جامعه شناسی برخورد خردمندانه کرده و آنرانادیده نگرفته و نمی گیرند

متاسفانه برخورد صفرصدی ما جهان سومی ها و  کسانی که دارای دیدگاههای سنتی هستندباعث ناکامی و ناتوانی ما درشناخت واقعیت ها و عدم اتخاذ تصمیات مناسب ومطلوب گردیده و در خیلی از مواقع ما با تند روی  و افراط وتفریط نه تنهافرصت ها را از دست داده بلکه آنان را به تهدید مبدل کرده ایم

متاسفانه بعد از انقلاب مابر اثر و اثرگذاری اقتصاد و نقش  آن  (در صورت بازیافت هسته های سرمایه  داری زمان گذشته )توجه نداشته و اینکه اگر وضع به همین منوال باشد مادر اکثر صنایع نارضایتی و پیامدهای منفی  آن مواجه خواهیم شد

امروزه می بینیم ومی خوانیم که فلان کارخانه چندین وچندماه است به کارگرانش  حقوق نداده است یا آنها را از کاربرکنار کرده است و متاسفانه کم هم نیست تعداد آنها اما مسئولات ککشان هم نمی گزد  وبی خیال بی خیال اندواین زنگ خطری است که  می تواند خطرناک باشد

جنگ و دسایس های کشورهای امریکا و انگلیس و..... در بی توجهی یا کم توجهی ما براین مهم بسیار اثر گذاربوده است

این کشورها به این بسنده نکرده و حتی دولت مهندس موسوی را که دارای تفکر و تدبیر لازم جهت جهت دهی روند رشد اقتصاد به سمت نیروهای محروم وکارگری بودتحمل نکردند و دریک بند و بست سیاسی شرایط برکناری دولت ایشان را فراهم نمودند و بنوعی در شکل گیری و روی کارآمدن دولت یا سیاست مداران محافظه کار بعد از ایشان که دارای دیدگاههای سنتی و غیر رادیکال بودرا  فراهم ساختند

با تعمق در دستاوردهای علمی / اجتماعی  و بررسی نقطه نظرات نظریه پردازان جهانی به این مهم معتقد ومقید می شویم که برعکس کوته فکران سطحی نگرو قشری .خلقت جهان اصلا و ابدا بی برنامه و کور نبوده و درهستی هر چیز وهمه چیز مبتنی بر قانون وقواعد دقیق است!!!

مخلق کل شی ءفقدره تقدیرافرقان :2

براساس آیات هر ملت و مملکت و امتی را سرنوشتی است کم وبیش مشابه  و مختوم ومتاثر از عوامل اجتماعی واقتصادی و فرهنگی ولی با بازه های زمانی کوتاه و بلند

اختلاف نظر دکتر شریعتی  با مارکسیت ها این است که آنان این گذار و سیر تحول و تکامل رابایدی وتنها متاثر از اقتصاد می دانند  اما دکتر  اقتصاد را اصل ندانسته و این اجبار را قبول ندارد

دکتر علی شریعتی  به این مهم تاکید دارد که با بررسی جوامع مابا دوره هایی که کم و بیش مشابه و همشکل اند مواجه خواهیم شد که مترتب ومتاثر از ساختار وچگونگی رشد این جوامع در بستر تاریخ است

حرکت و روند متوالی وتاحدودی  مشابه از زندگی قبیله ای کمون مانند تا سرمایه داری و سوسیالیزم  که ترتیب تقدم و تاخرش قابل بوضوح قابل مشاهده است (البته این در صورتی است که این جوامع تحت تاثیر عوامل فرهنگی  .سیاسی واقتصادی قرار نگیرند که در آن صورت ما با اشکال ترکیبی از این نظام ها مواجه خواهیم شد )

اجل و سرآمدی که سرنوشت اکثر جوامع است

اجل و سرامدی متاثر و مترتب است از نوع ساختار .روند رشد و زندگی افراد آن جامعه و این چیزی نیست که بشود با نظریه پردازی  و ... آنر نادیده گرفت 

ولکل امه اجل فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعه  ولایستقدمون اعراف : 34

ابزار و اسباب تغییر وتحولات در هستی با اراده خداوند متعال در قالب قانون و سنن تخطی ناپذیر درج شده تاانالله و انالیه راجعون محقق شود

ابزار و اسباب تغییر و تحولات درقالب سنن وقوانین تخطی ناپذیر درج شده است تامشاهده و تفکر و تدبر درآن درسی و عبرتی باشد برای مردمانی که اهل علم وحلم و بصیرت اند

قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه  المکذبین عمران:137

بشر با آگاهی از سرنوشت گذشتگان  می تواند سرنوشت خودرا بگونه ای رقم بزندکه  آسایش دنیوی ورستگاری آخرت میسورگردد!!

هوالذی جعل الشمس ضیاء والقمرنورا وقدره منازل لتعلموا عددالسنین والحساب ماخلق الله ذالک الا بالحق یفصل الایات لقوم یعلمون یونس :5

داداری دانا و توانمند در پس پرده اینهمه علم و علوم درسی مسلم ومتقن دارد ,درسی که نادیده گرفتن آیات ونشانه هایش قطعا تنبیه و تهدیدی جدی به دنبال داشت

او خود اهل حساب وکتاب است

او با ایمان و علم راه را می نمایاند و در جای جای جهان همزمان و همگام با تغییر و تحولات وکشف رمز وراز های نهفته در دل طبیعت حقانیت گفته ها و  وعده داده شده خداوند متعال توسط پیامبرانش اثبات می شود 

همه قرآن نعمت است و هدایت ,اگربا آن مانوس باشی و اگر گوش جان به گفته هایش بدهی قطعا باعث هدایت تو  میگردد 

بیایید باهم چندایه از سوره مبارکه الرحمن را بخوانیم تا بینیم که به مصداق  چگونه و چطور کلیت جهان را برما نمایانده  و ما بسوی حق و حقیقت هدایت می کنند

بخوانیم:

الشمس والقمر بحسبان الرحمان:5

 والنجم والشجر یسجدان الرحمان :6

والسماءرفعهاو وضع المیزان الرحمان: 7

الاتغوافی المیزان الرحمان :8

واقیمو الوزن بالقسط ولاتخسروا المیزان الرحمان :9

والارض وضعهاللانام الرحمان :10

ترتیب و ترتب آیات قرآنی حقیقتا ایجاز این هدیه الهی رابرما مسجل می کند .

قصد ما تفسیرقران نیست که این محتاج به بررسی وجمع آوری اطلاعات گذشته وحال است و امروزه می بایست با کمک کارگروه های تماما تخصصی از عالمان  دینی و ایضا با همکاری و همراهی و همکاری  متخصصان علوم غیر دینی(اجتماعی.اقتصادی.و...) به این مهم دست زد هرچند که نتیجه هرچه باشد باز هم متاثر از علم و علوم زمانه  و توان ودانش  فعلی انسان است و قطعا درآینده مسائل و موارد دیگری کشف می شود که نیاز به تجدید نظر دارد

امروزه وقتی به کتب تفاسیر نظر انداخته می شود  و تفاسیر قدیمی و قبلی با تفسیر جامع و ارزشمند المیزان مقایسه می شود بعضی از نظرات  بزرگان  دینی قدیم اصللا قابل قبول نیست درصورتیکه این گفته ها در زمان ومکان خود قطعا دارای ارزش واعتبار بوده و متاکی به دلایل خود بود

قصد من تفسیر نیست بلکه تعریف ازآیات است واین تعریف در حد وسع من است وقطعا شعاعی  بسیار کوچک از این منبع لازال نور است

براساس آیات شریفه فوق:

خورشید و ماه و بنوعی هستی براساس محسبات دقیق آفربیده شده و انجام وظیفه می کنند

گیاهان و درختان با رویش خود در برابر مشیت  و اراده او سر تعظیم فرود آورده و سجده می کنند

آسمان و سقف زمین بگونه ای دقیق ساخته شده که انسان از اجرام و ستگاران آسمانی در امان است,این سرپنا این حفاظ و این سقف که امروزه جو زمینش می نامیم نه تنها ما را از اجرام مصون داشته که با حفظ اکسیژن و دیگر عناصرموجوددر هوا  و ایضا با محبوس کردن بخارآب ها  جهت بازگشت دوباره بصورت باران حیات و بقای زندگی ما را ممکن ساخته است 

این سه آیه بااشاره به آسمان وزمین و جو آن , همه هستی را نشانه رفته است واگربه آیه شریفه ذیل توجه کنیم ما با یک همگونی همراستایی و هژمونی بهم پیوسته هوشمند مواجه شویم که نشان از عظمت و توانمندی قادری متعال است 

هوالله الخالق الباری المصور له الاسماأالحسنی یسبح له ما فی تالسموات والاض و هوالعزیزالحکیم الحشر:24

و حال وظیفه ما چیست

اینکه به این میزان مقید ومعتقد باشیم اینکه ازاین قانون وقوانین تخطی نکنیم  واین تخطی یعنی ندیدن است و نفهمیدن سنن  موجود در هستی و عدم انقیاد به آن در راستای محقق شدن عدالت برای للانام(انسانها)

وعدالت در خصوص انسان

وعدالت به معنای مساوات

وعدالت به معنای همه را داشتن

واین داشتن معنایش ایجاد امکانات حداقلی قابل تحمل برای همه

و این ممکن نیست مگر با داشتن یک جامعه و  مدیریت این جامعه براساس علوم اجتماعی خصوصا علم اقتصاد

تا کی باید خودمان را به نفهمیدن و ندیدن بزنیم

تاکی باید بعضی ها آنقدر داشته باشند که دلشان را بزند و بعضی دیگر از فرط نداشتن  شب ها را گرسنه بخوابند آنهم در خانه های استیجاری

تا کی باید شیوخ و توله شاهزاده های آل سعود و شیوخ منطقه  در کشورهای خارجی ملک  ومال سرهم کرده و به تعیش بگذرانند و در عین حال برادران تسنن و خصوصا برادران تشیع ما در این کشورها با فقر وفلاکت زندگی کنند!!!

مومن ومسلمان نمی تواند نسبت به دیگر برادران خود بی تفاوت باشد

....وما تقسط من ورقه الا یعلمها ولاحبه فی ظلمات ولا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین انعام

او که در قرآن مجید می فرماید

ونرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین  القصص:5

 بعضی ها براین معتقدند که فرق است بین قانون و قوانین الهی در خصوص ارزش گذاری ارزش ها  و دستورات و قوانینی که درزمان پیامبر گرامی برحسب ساختار اجتماعی آن زمانه مطرح گردیده  و الان مصداق عینی ندارد مثل آزاد کردن برده برای کفاره گناه و ... که درآن زمان راهکاری بوده است برای از بین بردن و محو عمل زشت و ضد انسانی برده داری وامروزه صداق ندارد!!!

اما اینکه باید و بایستی باعمل خیری همانند با آراد سازی برده سبب آسایش و آرامش بندگان خدا و مترتب آن رضایت خدا را جلب کردتا کفاره گناهان باشد ان امری فراتاریخی و جاودانه است

نکته:مزدوران و جیره خواران دین  بهائیت و عوامل صهیونیستی  وایضا بعضی از فراریان  فرصت طلب  غرب زده با ایراد به اینکه چرا اسلام برده داری را به یک باره  نهی نکرده و  و با اشاره به بیانیه کورش بزرگ به خیال خود دردین مبین اسلام شبهه ایجاد می کنند و درحالی است که خود برده و غلامان حلقه به گوش سیاست های سرمایه داری امریکا و بنگاه لجن پراکنی بی بی سی هستند

باید با این افراد گفت که هم اسلام و هم کورش کبیر درامر نفی برده داری هم نظر بوده کنند  ولی هرکدام با توجه به  زمان,موقعیت اجتماعی ,قدرت  و مخاطبان وافراد تحت کفالت خود  به سبکو طرق مختلف در پی ریشه کن کردن عمل مزموم ومحکوم برده داری اقدام نموده اند

در بیانیه کورش کبیرلفظ من تا زنده هستم جلوبرده داری و ...را می گیرم و ضمانت اجرایی بعد از ایشان بسته به نظر جانشینان و دیگرحاکمان بود در صورتیکه در  در اسلام آزاد کردن برده و بنوعی اقدام در راستای ریشه کردن آن همیشه گی بوده و چیزی است که مورد  رضایت وحمایت خداوند منان است وسبب آمرزش گناهان

کورش کبیربعنوان یک حاکم مقتدر نظر خود را اعلام وآنرا اجرایی کرده است اما اسلام با توجه به نو ظهور بودن و نداشتن قدرت کافی و با توجه به اینکه تقبل اسلامنه امری اجباری که اختیاری بوده  لذا بنحوی اقدام به ریشه کن کردن این معضل و عمل ضدارزش کرده که برده داران  وصاحبان مال و منال  به میل خود دست از این عمل زشت برداشته و در بازه ی زمانی از آن  نشان ونشانه ای نماند که نماند

توجه داشته باشیم که رحمت و بخشش خدا به بزرگی خودش است بنحوی که حتی دوست دارد کسی مثل فرعون اگر امکان داشت دست از کفر و طاغوت بردارد

اذهب الی فرعون انه طغی طه :24 و این دستوری است که به حضرت موسی داده می شود تا ایشان برود و حتی فرعون  را دعوت به بازگشت  کند

از بحث دور شدیم

بحث ما ایجاد تعادل درجامعه وازبین بردن اختلاف طبقاتی وفقر است

امروزه خیلی ازماها فراموش کرده ایم زمان شاه منحوس را و اینکه جامعه متشکل بود از یک تعداد معدود دارا (ثروتمند ) و اکثریتی نادار و محروم از حداقل زندگی

خیلی از جوانان از اهداف انقلاب می پرسند شاید بهترین  جواب برای آنان نگاه و نظر امام در خصوص اقشار محروم باشد و هدفی که ایشان برای ان تلاش می کرد بخوانیم :

 اینها می دیدندکه اگر اسلام را به آن نحو بخواهند ارائه بدهند. به آنطوری که اهل بیت می خواهندارائه بدهند,انها رائه بدهند خوب نمی اتواند دیگر کاخ باشد و آن مسائل.

مردم در کوخ ها باشند وآنها دران کاخهای با عظمتشان باشند .... اسلام یک همچون سرمایه داری به آن معنا که هست نمی پذیرد اسلام قواعد دارد آنها هم نمی خواستند آنطورباشد

                                                                        امام خمینی ره 58/7/4

مبارزه اسلام با زراندوزان,بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر وتهیدستی به شمار میآورد  و این حقیقت که صاحبان مال ومنال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برتری ای از این جهت برفقرا ندارند وابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت

                                                                        امام خمینی ره 66/5/6

ثروتمندان هرگز به خاطرتمکن مالی خودنبایددرحکومت و حکمرانان واداره کنندگان کشوراسلامی نفوذکنند و مال و ثروت خودرا بهانه فخرفروشی ومباهات قرار بدهند به فقرا ,مستمندان و زحمتکشان,افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند,این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان بهاخلاق کریمه وارزشهایمتعالی و فرار از تملق گوییها می گردد....

                                                      امام خمینی ره66/5/6

قصد من تعبیر یا تفسیر و جهت گیری مارکسیستی در خصوص اسلام نیست من عقیده دارم (حداقل خودم) که اسلام طرفدار عدالت است  و عدالت  در ایجاد محیطی امن وارام وقابل تحمل از نظر اقتصادی برای همه است اینکه تساوی و برابری صرف ایجاد بشود قصد مانیست قصدمن این است که درجامعه ما باید حداقل  سطحی عادلانه قابل تحمل ایجاد شود  بنوعی که بشود بیمه درمانی .بیمه بیکاری  برای همه میسر بوده و فرزند هیچ کدامین از آحاد ملت از تحصیل و امکانات و نشان دادن قابلیت های خود محروم نباشند

به نظر من ما می بایست به دو اصل توجه کنیم به سوسیالزم شرق و عدالت اقتصادی که بصورت نسبی درآن دیده میشود یا می شد  ودموکراسی غرب که کنترل شدیدی بر رسانه ها نیست(جهت دهی هست ,رسانه های دولتی  ومزدور هست ,اما می شود رسانه هایی را دید که می گویند و می نویسندهرآنچه که می خواهند!!!

امروز ما درایران با چپ های کلاسیک ورادیکال مواجه ایم و یا با طرفداران دموکراسی  غیر شفاف و بدون مرز اینها هردو ازاعدالت به دور است  اما تلفیق و ترکیب آنان با هرنام وبه هر نوعی که هم اقتصاد باشد و هم آزادی  یک ایده آل است

ما باید به این نظرداشته باشیم که چرا اینگونه نشد!!!

چرا  گفته امام که دل در گرو نجات محرومان داشت محقق نشد!!!!

چرا سرمایه داری و ارزش و اعتبار ناشی از مال ومنال و اثر گذاری آن در انتخابات در قوانین و در داد و ستد ها دوباره درجامعه ما رخ نمایاند!!!!

چرا اشرافیت در شکل داشتن پنت هوس و پورشه  و.....در ایران و داشتن خانه های آنچنانی درامارات و امریکا و... دوباره  مباح شده است !!!!

چرا ما از مردم خواهی و مردم دوستی به خودمان رسیدیم!!!!

چرا نه تنها عدالت اقتصادی که حتی عدالت در استخدام و اکرام و ..   نادیده گرفته شد:

ای که سرمستی به این رنگ ولعاب و های و هوی

وای از آن روزی که برگردد ورق خوارو پریشان می شوی

ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/٧ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

من بجان می خرم آن قهر که ناگفتن آن صحنه ز مردان خدا می گیرد

1)

وای اگر ما مردمان عشق

زین بیغوله سنگین بگذریم

وای اگر از دستمان محزون شود دست و دلی

یا شود خانه ای  بدست ماخراب

حضرت علی ع  امام اول عالم تشیع و خلیفه چهارم برادران اهل تسنن  به حق معیار و میزانی است برای شناخت افراد و حکومتهایی که داعیه زعامت دینی دارند و این یک حقیقت غیر قابل انکار برای همه مسلمان اعمم از تسنن و تشیع است

 دین و ادیان غالبا دو بعد دارند :

-بعد انسان سازی  و تربیت روحی روانی انسان و آماده سازی این انسان برای خدمت به اجتماع و جامعه!!

-بعد اجتماعی و عملکرد این انسان درراستای ایجاد محیطی مناسب و مطلوب برای  رفاه اسایش و زندگی آرام وبی دغدغه  !!

دو بعد بصورت متناوب بر هم اثر گذاربوده و بصورت تصاعدی جامعه دینی را بسوی اعتلا هدایت می کنند(بحث ما تقد و یا تمجید حکومت دینی فعلی نیست)

دغدغه علی ع مردم محروم است

علی ع ضد اسراف و اشرافیت و تضاد و تفاوت های فاحش  غنی و فقیر است 

شاخصه علی ع حق گویی,حقی ستایی وحق ستانی است 

علی ع موبدو متعبدی گوشه نشین و عزلت گرا نیست که بجای غم دیگران  غم خود و غم اعمال و عبادات خود داشته باشد برای روز جزا!! تا  از عذابی برهد و یا مزدی بگیرد در عالم بهشت !!!!!

علی ع نه اهل ترس ....است  و نه چشم طمع به بهشت دارد  علی ع عاشق است :

عاشق الله

عاشق رب کعبه

علی ع  خوب می داند این صاحب ,این رب  واین الله  بیش و پیش از هر چیز به بنده و بندگان خود نظر دارد  و معیار و محک عزیز دانستن و یاطرد افراد دینی خدمتشان به بندگان اوست,(عبادت بجز خدمت خلق نیست- تن زنده و جان نادان یکی است )

و این بندگان دو نیاز دارند:

نیاز مادی  ونیاز معنوی

غذای جسم وغذای روح

روش . منش و سیره امام علی ع بهترین شاخص و شاخصه برای شناخت  و کسب معرفت در رابطه با این دو نیاز است ,دو نیازی که قطعا مشزوط است به چگونه زیستن وچطور عملکردن ما

 سرمایه داری با هر نام ونشان و تحت هر عنوان و عناوین همچون لیبرالیزم و نئولیبرالیزم و....  بعلت سود گرایی و سود محوری و الزام داشتن  به آزاد بودن بی حد و حصر انسانهای صاحب سرمایه برای کام گیری و کامروایی به  هر شکل (بعنوان مثال آوردن خاک ازنقاط دیگر دنیا و ریختن آن در سواحل مینی کشورامارات  جهت ساختن برج های آنچنانی  و تغییر دادن آب و هوای گرم آن منطقه با اتلاف هزینه های هنگفت و ترفندهای عجیب  جهت  خوش گذرانی شیوخ  دست نشانده عربی و ستاره های هالیوردی و ... )نمونه کوچکی از این  اسراف است که سرنوشت محکوم و محتوم سرمایه داری را رقم زده و می زند  

باید توجه داشت که دوقطبی شدن مردم دنیا به اقلیتی ثروتمند  و اکثریتی محروم (حتی در بزرگ کشور جهان سرمایه داری یعنی آمریکا ) هم اکنون زنگ خطر ناپایداری و نامانایی این سبک و سیاق از کشورداری و اداره دنیارا به صدا دراورده است

 انضباط اقتصادی ,مدیریت واحد جهانی در خصوص حفظ محیط زیست  و حفظ منابع ومعادن رو به اتمام جهانی , دنیای سرمایه داری و هر علم وایده ای که منادی و مبلغ این تفکر است را به چالش  کشیده ومی کشد  

متاسفیم که باوجود شواهد زیادی از معضلات اخلاقی اجتماعی وفقر اجتماعی دنیای سرمایه داری در کشور ما مبلغان و عاشقان  کند ذهن  وطنی با تکیه بر تعاریف  و تفکرات ایده الیستی از دنیای سرمایه داری تعریف و تمجید مبالغه امیز کرده وبنوعی  در به تاخیر انداختن مرگ مختوم سرمایه داری  ایفای نقش کرده وبه سهم خود برای چندصباحی این مرگ مختوم را به عقب می اندازند!!!!

بحث ما  نفی و طرد مطلق  دستاوردهای مثبت دنیای سرمایه داری نیست 

همچنان که نمی توانیم از امتیازات مثبت کشورهای سوسیالیتی در در رابطه با رفع نسبی فقر چشم پوشی کنیم 

 مشگل ما جهان سومی ها این است که هرچیز و همه چیز را خودباید تجربه کنیم و بالطبع صدمات و ضررر های ناشی از آن را متحمل شویم  و از آن جمله  تقلید کور کورانه  و تمدید اشتباهات دنیای سرمایه داری وکاستی های  کشورهای سوسیالیستی است

اگرراه و راهکاری نوینی که ضمن دارا بودن شاخصه های  جدید به نحوه مطلوبی  بومی شده باشد نداشته باشیم برای همراستا و همسان شدن با جامعه بین المللی می  بایست هزینه های جانی و مالی فراوانی بدهیم 

هزینه هایی که هم اکنون کشورهایی همچون عراق افغانستان لیبی سوریه مصر و... داده و کشورهای دیگر  هم یحتمل خواهند پرداخت

واضح است که سرمایه  داری درحال احتضار غرب به کشورهای منطقه ما بسنده نمی کند!!! سراب خیالی غرب هم اکنون بجان کشوری چون اکراین افتاده و شنیده شده که با تهاجم فرهنگی در کار تغییر اخلاقیات مردم کشورهایی  همچون چین   و حتی روسیه است و اگر وضع به این منوال باشد ما شاهد تغییر و تحولات کور و غرب ستا در این کشورها هم خواهیم بود

دکترین امریکا و کشورهای سرمایه دارای  القا فرهنگ  غربی بر کشورهای جهان سوم  و حتی کشور چین و روسیه است

این دکترین عناصر و عوامل خاص خود را دارد عناصر و عواملی که اهرم انجام کار بوده و با کمک آن سیاستمداران سرمایه داری و صهیونیزم اهداف خود را محقق می سازند

آزادی بی بندباری  جنسی

القاتفکرات ماکیاولیستی

فردگرایی و فردمحوری

نژاد پرستی و ناسیونالیزم کور  تبعیض گرایانه(فرهنگ و روش ومنش بد, بداست  پان ترکیسم  پان کردیسم و ... همه ابزار و اسباب نوکیسه های قدرت طلب خان و فئودال تباراست تا پا بردوش مردمان ساده لوح گذاشته و به قیمت خون انان براریکه قدرت بنشینند !! عراق مظلوم را بنگرید و کردستان به اصطلاح ازاد شده عراق را!!! ببینید و ببینیم که چگونه وچطور همان کردهایی که تا دیروز تحت ستم سردمداران  حزب منحوس و مطرودبعث  بودند امروزه چگونه و چطور برادران و هم کیشان و هموطنان عراقی خود را رها کرده اند تا قربانی دسایس  حکام آل سعود و شیوخ ثروت مدار منطقه شده و مزدوران از خدا بی خبر القاعده  و جیش الفلان قطعا صهیونیستی شوندو در عوض  کردستان عراق بجای بازسازی و بازنگری در راه و روش ریستن مسالمت آمیز بشود محل و مکانی برای خوانندگان فراری و مفسد ایرانی تا درآنجا کنسرت های آنچنانی برگذار کنند و یا بشود محلی برای آمدن هنرپیشه گان هالیودی!!!!

آری غرب با رسانه های جهانی خود سعی درتطمیع و بکارگیری افراد دیگر کشورها خصوصا سیاستمداران  خود باخته در راستای القای ایده های وارداتی بدون توجه به بومی کردن آنان داشته و دارد!!!

ایجاد ساختارهای اجتماعی مولد فرهنگ و روش سرمایه داری درکشورهای تحت سلطه و یا وابسته از نظر اقتصادی جهت جلوگیری از تغییر و تحولات مثبت در شکل انقلاب و یا باز یافت سیطره قبلی بعد از هر تغییر  یا انقلاب دکترین سابق امریکا است که متاسفانه در بعضی ار کشورهای انقلابی اثر کرده و سبب بازگشت به عقب آنان شده است  و این خطر هم اکنون در کمین کشور ماست!!!

 البته عامل یا عوامل یدیگری بر این مهم نقش داشته و روند کارها را برای محقق شدن افکار و امیال کشورهای سرمایه داری تسطیع و تسریع می نمایند عواملی همچون :

عقب افتادگی های اجتماعی

عقب افتادگی های فرهنگی

ایده های قشری و سطحی نگر دینی 

تعصبات کور و ضد بشری ملی و میهنی  اقوام ونژادهای خاص

خشونت گرایی و داشته ایده و افکار فناتیک وافراطی

استبداد و داشتن امیال و افکار اقتدارگرا

از مهمترین این اهرم ها افکار و امیال متعصبانه دینی است  و استعمار و غرب فعلا براین مهم اصرار داشته و بصورت مستقیم و غیر مستقیم به ایجاد و تقویت مقطعی آن کمک نموده و می نماید

 دنیای غرب از استبداد دینی  گذر کرده اما بعناوین مختلف سعی دارد در این مقطع این ابزار را دستاویز امیال و اهداف خود کند

در غرب هم متعصب دینی داشته ایم

در غرب هم خشونت دینی داشته ایم

درغرب هم بوده اند افراد و رهبرانی که داعیه حکومت کردن و حاکمیت دینی داشته اند و حتی چند صباحی حاکمیت داشته اند

ادیان مسحیت و یهود متاسفانه مورد تهاجم حکومتها قرار گرفته و روحانیت این ادیان بنا به منافع این حاکمان  اصول اصلی و خدایی مسحیت  را مورد تحریف قرار داده اندجنگ های صلیبی بیش از آنکه جنگ اسلام و مسحیت باشد جنگ حاکمان مستبد قدرت طلب و متحجر عثمانی باحکومت های استعماری غربی است  

فرق عمده ما با دنیایی غرب دارا بودن دینی همراستا و همگرا با علم و علوم روز است و غرب با علم به این سعی در نشان دادن چهره ای خشن ,ظاهرطلب و قشری از اسلام دارد و دراین راه چه شیعه و چه سنی اگر تعصب و تنگ نظری داشته باشیم به هر دلیل قطعا بصورت خوداگاه و یا ناخودآگاه ما مزدور  استعمار و دسیسه های ضد اسلامی انسانی آنان خواهیم بود و قطعا پاداشتی جز عذاب الهی و جهنم نخواهیم داشت !!!

 دین اسلام دین مبینی است که نه تنها مخالف علم نیست که علم و عالم بودند را محترم و مقدس می شمارد

دین در غرب پس از رنسانس دوباره به عرصه اجتماع برگشت اما بصورت محدود و ومشروط و فقط در عرصه اخلاق آنهم بدون داشتن ضمانت اجرایی (نمونه اش عدم توجه دولت های غربی به مخالفت رهبران دینی و پاپ با قانونی کردن ازدواج همجنس گرایان )

اما اسلام دینی است که رنساس جزء لاینفک آن است و اجتهاد ضمانت اجرایی آن 1

اجتهاد نه تنها ابزار و اسباب تطبیق که موتور حرکت رو به جلوی افکار و راهکارهای دینی می باشد

تا اجتهاد هست در دین اسلام عموما ودر تشیع بالاخص بن بست نیست

در نظر ما:

در اسلام :دین درخدمت مردم است نه مردم در خدمت دین

دراسلام :دین برای مردم است نه مردم برای دین

در اسلام این دین است که مردم را نجات می دهد نه اینکه مردم برای نجات دین بکوشند

اگر دینی خوب و مفید باشد و اگر رهبران و راهبران دینی دین را بگونه ای تبین و تعریف کنند که درسش زمزمه محبت باشد قطعا طفل و طفلان گریزپای را به سمت و سوی خود هدایت وحمایت  می کند

تعصب و تحجر دینی این است که کسانی نه برای مردم که برای اعمال وظواهر دینی احترامی در حد تقدس قائل باشند

امروزه طالبان .القاعد. وهابیون ودیگر گروه های افراطی که متاسفانه عمدتا اهل تسنن هستند مصداق عینی تعصب و تحجراند اینان به حق وارثان فرقه خوارج اندکه امیرمومنان علی ع را خون به جگر کردند و به قتل رساندند!!!

علی ع اولین قربانی تعصب و تحجر است و هر شیعه ای که متعصب و متحجر و اهل خشونت وارعاب باشد قطعا از پیروان علی ع نبوده و نیست

برعکس متولیان سایر ادیان خصوصا مسحیت و دین یهود اسلام هیچ وقت برای گسترش دایره خود از تطمیع  و سرکوب استفاده نکرده است  .

چه کس و کسانی  به آفریقا لشگر کشی کرد وآنرا مستعمره خود ساختند .

برعکس آنچه که استعمارگران و جیره خوران آنان تبلیغ می کنند لشگر کشی اسلام به دیگرکشورها غالبا درراستای نجات مردم آن دیار بوده و پیروزی مسلمانان عمدتا به علت  علاقه و کشش درونی مردم آن کشورها به اسلام بوده است !!!(رجوع شود به کتاب ارزشمند خدمات متقابل ایران اسلام نوشته شهید مطهری )

البته این یک بحث کهنه و منسوخ شده است  دلیل ما برای بیان آن نه مسحیان و یهود که مسلمانانی است که تحت تاثیر این افکار و تبلیغات در برابر دیگر کشورها  و ادیان آن حالت تهاجمی به خود گرفته و بجای مبارزه اصولی در شکل رقابت سالم دینی دست به خشونت می زنند

تبلیغ دین در رفتار وکردار و دانشمداری و دانش پژوهی  معتقدان به آن دین است

امروزه بعد از انقلاب حکومتی با نام ونشان اسلام بوجود امده است خوب بد این حکومت قطعا به نوع نگاه . چگونگی حکومتداری و حکمرانی رهبران آن  بستگی دارد .

مردمان هر حکومت با توجه به رای و نظر حاکمان افکار و اعمالشان آنان تربیت شده  و اثر و اثربخشی متاقابلی برهم خواهند داشت

هدایت و حمایتی دوطرفه و دوجانبه و رو به رشد

رهبران می بایست در شناخت جامعه عوامل و عناصر مفید و یا مضر به حال حاکمیت در راستایی محقق شدن  اهداف کوشا بوده و بیشاپیش از هرچیزی به این مهم توجه داشته باشند

اما .ما بعد از انقلاب چه کردیم؟

درست است که ایده و افکار و امیال همه انقلابیون خیرخواهی و اعتلای شرایط مادی و روحی روانی مردم بود  اما این تنها کافی نبود  و به صرف اعلام نقطه نظرات  و تشویق و ترغیب مردم به سمت و سوی این ایده و افکار و کمک به محقق شدن انان قطعا به عوامل و عناصر دیگری غیر از مردم می بایست پرداخته شود

استعمار خیلی بیش و پیش تر از اینها پیش بره خودینی انقلاب ها را کرده و می کند لذا در ساخت و ساختار اجتماعی /اقتصادی کشور های تحت سیط خوددر شکل دهی  و چنینش زیر بناهای اقتصادی بگونه ای عمل می کند که برفرض وقوع انقلاب و تغییر حاکمیت این عوامل و عناصر اجتماعی و اقتصادی در مدت زمانی کوتاه دوباره و بصورت خودکاردر تربیت و بکار گیری نفر و نفراتی دلبسته و وابسته به خود برای تداوم سیطره  روش و منش حکومت قبلی اقدام شود

یک حکومت دانا ودوراندیش قطعا می بایست با تغییر زیر ساخت های اجتماعی واقتصادی از رشد و بازیافت فرهنگ استعماری قبلی که منجر به چالش شده  درانقلاب جلوگیری نموده و انقلاب را از آسیب و تهدیدهای احتمالی  ایمن بدارد 

متاسفانه بعلت جنگ و بعلت ماندگاری فرهنگ مصرفی غرب در مملکت و متاثر از بازیافت هسته های سرمایه داری در مملکت ما روز به روز بصورت اجباری به سمت و سوی فرهنگ .رفتارو .. حکومت قبلی حرکت کرده و می کنیم و استعمار این مهم را خوب می داند و در رسانه های وابسته به خود همچون  شبکه ماهواره ای مشکوک و ضد دین من و تو به  جوانان مظلوم ما خوراک فکری نامناسب و غیر ارزشی می دهند

شیطان و وسوسه های شیطانی در شکل عامل و عوامل اجتماعی اقتصادی و فرهنگی همیشه هست اما آنچیزی باعث تاسف است عدم موفقیت رهبرانی است  که نتوانسته اند خوراک مناسب فکری به این جوانان بدهند یاهرآنچه که با عناوین مختلف یاد داده اند دارای اثر واثربخشی مناسب  و مطلوب نبوده و می بایست بازنگری شوند

حکومت ها و حاکمیت ها در طول تاریخ بوده  و دچار تغیر و تحول شده و می شوند براساس سنن الهی و تجارب تاریخی هیچ حکومتی مادام العمر نبوده و نخواهد بود وهرکس ان درود عاقبت کار که کشت 

امروزه مشگل ما این است که شبکه مذکور و دیگر شبکه های ضد دین ضعف و نارسایی عمدی و یا غیر عمدی حاکمیت کنونی را با تبلیغات بسیار بسیار کارشناسی شده و مبتنی بر ترفندهای روانشناسی بر علیه اسلام بکارگرفته و تیشه به ریشه افکار دینی عموما وبالاخص عقاید اسلامی جوانان می زنند

دغدغه ما دفاع از انقلاب اسلانی نیست چرا که امروزه حکومت ما  تمامی اهرم های رسانه ای و آموزشی را دراختیار دارد  و باید بایستی خود از عملکرد خود دفاع کند  و شکی نیست که این دفاع با دفاع قبل و یا در حین انقلاب فرق داشته و متفاوت است

 دفاع قبل و حین انقلاب عمدتا نظری بود ولی دفاع این زمان که اهرم های اجرایی در دست نظام ماست قطعا دفاعی عملی و عملکردی است

رفع نیاز های اولیه مردم

اجرایی صحیح و بی تبعض قانون

پرهیز از باند بازی و قوم وقبیله پروری

اعمال مدیریت های علمی   و مبتنی بر تجربه و تجارب جهانی 

توجه و تدبر بر علوم اجتماعی و بکارگیری نقطه نظزات اندیشمندان اجتماعی ,پیش بینی و جهت دهی بر فعل و انفعالات اجتماعی

رفع تبیعص در تمامی زمینه های اجتماعی از قبیل استخدام  و نهادینه کردن شایسته سالاری

حدف حداکثری اختلاف طبقاتی و کاهش فاصله غنی و فقیر

انضباط اقتصادی

بیمه همگانی درمانی

بیمه بیکاری

 تبلیغ .تسری و تقویت فرهنگ تعاون و جایگرینی هماه گانی سازی بجای خصوصی سازیهای غری صحیح و ناکارامد

مکانیزه کردن کشاورزی

مدیریت هدایت تولید براساس استعداد مناطق و با بکارگیری اهرم های تقویتی تشویقی همچون یارانه و سوبسید های هدفمند

اقدام در راستای بهینه سازی سلایق اجتماعی وبسط فرهنگ قناعت با تربیت انسانهای ایثار گر ومفید به حال اجتماع

پرهیز از تک نگری و تک روی در جامعه جهانی و تلاش جهت  همگون وهمراستا شدن جامعه با جوامع جهانی 

پرهیز از تشنج و تقابل جهانی

اقدام درراستای تعامل و تبادل فرهنگی جهانی  و گفتمان های  صلح آمیز در راستای ایجاد ثبات ساسی و آرامش روحی روانی مردمی که حاکمان و حکومت گران ولی. وکیل و منتخب آنان می باشند

2)

من دلم گرم به فرداست

به خوش رونق گرم خورشید

سخت

یا

ساده

زمان می گذرد

 باش تا سردی این تلخ ز رخسار جهان برگیریم

3)

ای عشق ای رویای من

ای رونق فردای من

ای وای اگر در زندگی

یک آن فراموشت کنم

این دو شعر اگر چه از بحث جدی فوق جدا می باشند اما بنوعی از نظر اهداف با مقوله بالا هم راستا و همداستان می باشند

4

بعضی اوقات دلم می گیرد

وای

از هجمه 

این کهنه خیال

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1

زده ام در دل خود

رو به خدا پنجره ای

تا ببینم خورشید

فارغ از هجمه این حجم  دودآکنده

2

خاطر خاطره ای

صبرگرفته است زدست دل من

ساقیاباده بیار

برمن دلداده بده جامی چند

3

وای اگر ما مردمان عشق

زین بیغوله سنگین بگذریم

وای اگر از دست ما محزون شودچشم و دلی

یا شود خانه ی خراب

وماالحیاه الدنیاالا لعب و لهو وللدارالاخره خیراللذین یتقون افلا تعقلون الانعام:32

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1

کسی زمانه را نگفت

چرا چنین شتاب کرد

هنوزهم شهر دلم

سبز بهانه می کند

2

سرد 

سنگین

برف

واژه ها با من غریبی می کنند!!

بر کنار جاده افتاده است

لاشه ی 

خشک 

پرنده ی چند

کاش می شد خانه ها را قد هم کرد

یا که

هرکس را به  یک اندازه سرما داد

3

می نویسم

شاید این فریاد را باور کنی

گفته بودی :

روزگار همدلی بدرود!!!

گفته بودم:

 کاش می شد طرح نو افکند

کاش می شد این غبار آلوده را یک بار دیگر شست

گرمی امید را حس کرد

صبح را بار دگر خوش دید

 4

می نویسم

چونکه می دانم  

بعد این ایام سرد و سخت حزن آلود

گرم دستان خدایی هست

گرما بخش

پرامید

5

دولت قبلی  خوب یا بد رفت اما به نظرمی رسد که برای دولت کنونی کوهی از مشکلات و مصائب را باقی گذاشته است

روش سنتی انتخابات ما که راه و روش صفر و صدی یابرد و باختی  مطلق برای کاندیداها را بدربردارد از دلایل عدم موفقیت دولت های بعد ار پیروزی انقلاب است

بکارگیری نفر و دوم سوم و شرکت دادن آنها و مرتفع نمودن نیاز و یاانتظار طرفداران می تواند شرایط شرکت کلیه اقشار جامعه را در اداره کشور فراهم  سازد که متاسفانه این اصل مهم نادیده گرفته می شوند

وقتی که علی رغم مخالفت بی امان بسیاری از اهای چپ و راست دکتر قالیباف بخاطر مدیریت منضبط علمی و هدفمند خود در  مدیریت شهری آرا چند میلیونی اقشاری عمدتا اهل کاروکوشش و اهل تحلیل را بدست می اورد چگونه ؟چرا؟ و به چه حقی ایشان را در مدیریت کشور شراکت نداده و از قدرت علمی مدیریتی ایشان و انگیزه های والایش استفاده نمی کنیم

وقتی که مسکن بی برنامه مهر بدون تفکر و تعقل در نقاط دور افتاده شهری  با پول بیت المال حیف و میل می شود تا برفرض اتمام!!! مشکلات عدیده و لاینحلی از نظر  رفا و آمد ساکنینش به محل کار و مرتفع نمودن نیاز آب و برق آن خواهد داشت چگون و چرا ما برای مسکن و شهرسازی فردی مومن ومعتقد و اهل تدبیر  تدبر مثل دکتر قالیباق را در این رابطه بکار نمی گیریم !!!!

چگونگی حضور  دولت  های جدید درانتخابات ,بدست گرفتن قدرت ,اعلام برنامه ها و راه  حل های شعاری وغیر واقعی از دیگردلایلی است که باعث عدم موفقیت دولت ها  به دلایل ذیل می گردد

1- تعریف و تبلیغ صورت مسئله جدید

2 -عدم پی  گیری فعالیتهای دولت قبلی

 باید توجه داشته باشیم که می بایست براساس برنامه چشم انداز بیست ساله  فعالیت دولت هادر توالی هم باشد نه موازی و یا حتی مخالف که متاسفانه تاکنون چنین نبوده است .

حضورناشناخته دولت قبلی و متعاقب آن بکارگیری نیروهایی سازمان یافته اما با طرز تفکر خاص(که بعدا توسط اصولگرایان تفکر انحرافی نام گرفت ) و اصرار رئیس دولت  احمدی نژاد بر متفاوت و متمایز بودن ایشان با دولت های قبلی اثرات بدی بر چشم انداز  بیست ساله گذاشت و یا حداقل باعث اخلال در ترتیب وترتب اجرایی ان گردید

تصمیمات وتغییرات غیرقابل پیش بینی و ابن الوقتی دولت قبلی اثرات سوء خاص خود را بر افکار داخلی و خارجی گذاشت اقداماتی همچون

1-تغییر وزارا ومسئولین در حین ماموریت خارجی

2-تغییر فرد فهمیم و مورد توجه رهبری همچون لاریجانی (ریاست مجلس) از مذاکرات هسته ای

3- اجرای موعظه و سخنرانی های پیامبرگونه و اخلاقی

4- ادای مدیریت جهانی (در حالی که در جذب حداقلی مخالفین داخلی بسیار ناشیانه عمل کرده و بدون بررسی و جداسازی خائن از خادم همه را حس و خاشاک خواند

و .. و...ازاین نمونه است که به جهانیان بی ثباتی در تصیم و سینوسی بودن تصمیمات سیاسی داخلی  را نشان داد  و اینکه نمی شود با قول قرار هر نماینده از ایران اعتماد داشت !! طبیعی است این حرکت از پرستیژ و ارزش و اعتبارسیاستمداران ایران در خارج می کاهد

اصرار بر طرفداری از اقشارضعیف و کم درآمدو سعی بر مرتفع نمودن نابرابری ها خصوصا فقر اجتماعی از طریق راه و راهکارهای سنتی

عدم توجه به نرم ها و استاندارد های ثابت شده و علمی جهانی  اعم از چپ  یا راست باعث شد که نه تنها دولترابه اهداف خود نرساند بلکه مشکلات جدیدو ناشناخته تری از نظرفرهنگی و اجتماعی از خود بجای گذاشت

نوع نگاه و حرصی که اقشاری قابل توجهی از مردم در امر سبد کالا از خودنشان دادند بیانگر این است که دولت قبلی در رابطه با اختصاص یارانه فرهنگ سازی مناسب را انجام نداد ومفتخور پروری را رواج داد

امروزه ما درصف  سبد کالا کسانی را  می بینیم که  از نظر اقتصادی آنقدرها که سینه سپر کرده و اعتراض می کنند مستحق این سبد کالا (که کلا معادل هشتاد هزار تومان است نمی باشند معادل قیمت  2.5کیلو گوشت) نبوده و نیستند 

امروزه ما در صف سبد کالاکسانی را می بینیم که متاسفانه خود را از طرفداران انقلاب هم می دانند - حال ما چگونه باید جواب شهدا را بدهیم  که  برای عزت اسلام و بقای مملکت  جان خود را درطبق اخلاص گذاشته .داوطلبانه  خود را برروی مین می انداختند  تا راه را برای برادران دینی و رزمندگان باز کنند!!

چه کسی مقصر این وضع است؟ گیریم این یا اون!!! در هرخال مادربرابر به زیر سئوال رفتن اسلام  و صدمه هایی که منبعث از نوع نگاه ,خلق و خو  و عادات تحمیلی ما برعقایدمان است چه  توجیحی داریم؟

دولت جدید آقای روحانی چه باید بکند و یا چه باید می کرد که نکرده؟ جزء اینکه در بدو ورود سعی در مرتفع نمودن چالش سیاسی با امریکا و اذنابش دارد که به لطف ناشی گری دولت قبلی اکنون انها دست بالا را دارند  و با سلاح تحریم  مردم را می آزارند

اصلا این دولت وقت کرده است کاری بکند!!!

اینکه این اختلاس ها و ... درست است یا نه بماند اما چه کسی مسئول اثرات روانی این اخبار برروی مردم است که قطعا این اخبار و احوال تعهد و تعصب آنان را در زمینه رعایت عدالت و انصافاجتماعی و  اقتصادی کم و کم رنگتر نموده که حاصلش می شود حرص دارا و ندار برای یارانه و ترفندهایی همچون سبد ناچیز کالا

چه کسی باید تاوان عذر خواهی ریاست جمهور فعلی که فردی دانا و دانشمند و مبارز است بدهد و از اینکه یک فرد  روحانی اما انقلابی و آزاده برای رضایت مردم خود را مقصر بداند !!آیا واقعا او مقصر است یا کسانی از دولت قبلی که پس از هشت سال نتوانسته  و نتوانستند  ثبات حداقلی  اقتصادی /سیاسی را بر مملکت حاکم کنند مثل عامیانه یادتان هست

گنه کرد در یزد آهنگری - به کاشان زدن گردن مسگری (البته بلا تشبیه )

من براین باورم که در دایره انسانهای مومن میزان تقواست نه وابستگی حزبی و فکری  و شک ندارم که خیلی ها از این اصلاح طلبان خود در بوجودآمدن این شرایط مقصرند چرا که در دوران مسئولیت هاشان بجای مصالح اسلام و انقلاب و مردم در جو جناح بندیهاشان سیر می کردند و حتی الان هم از این رویهاصرار دارند که آخرین نمونه اش جارو جنال قبل از انتخاب آقای قالیباف  وتمدید ماموریت شهرداری ایشان بود که چه بر سر خانم ال... راستگو آوردند البته بعضی هاشان  و براین باوریم که دولت اعتدال روحانی یعنی تجمع نیروهای باتقوا دانا و منصف و دلسوز انقلاب از این هر دوجناح  واین کمتر کاری است که از همه ماها انتظار می رود

امروز نه مصالح یک حکومت و نظام( که حکومت ها خواه و ناخواه می آیند و می روند ) اما پای مصالح اسلام دربین است آنهم نه در رابطه بارعایت ظواهر و شریعت که در طول تاریخ به آن توجه شده و و دولت های فخیمه صفویه و قاجار  و ...در این رابطه استاد بوده  و تمامی اسم و رسم هایی که بعضی ها دلشان را بدجوری  به زنده کردن ان خوش کرده اند مثل لفظ قاضی القضات و چه و چه !! در زمان آنها بوده و دیدیم پی آمد آنهارا در تاریخ ) بلکه در رابطه با چگونگی مدیریت جامعه بوسیله کسانی که داعیه دینداری و دینمداری داشته و البته هم دارندو  امروزه حجت خدا و دین خدا برروی زمینند مسئولیتی که  اندام آدمی را از ترس به لرزه در می آورد (حالا هی برو نه برای اسلام که بخاطر چپ و راست در کار مملکت اشکن بیا و یا با بهره گیری از پست و مقام برا این اون نامه سفارشی بنویس یا این و اون را از فلان و بهمان موقعیت و موفقیت های اقتصادی با خبر کن !!!

ناگفته نماندکه مشگل مملکت یه کمی هم برمی گردد به این نو انقلابیون مسلمان که همانندجوانی ماها گاها کتاب یا کتبی چند از کتاب های قبل از انقلاب را که تحت تاثر دهمه 40 و 50 وچریک بازی های آن دوران نگاشته شده اند (البته خوب یا بد و درست و نادرست بودن این کتب  و افکارهای منبعث از آنان بماند که بحث مانیست )خوانده و بدور از  تجارب  گران بار سی و پنج ساله بعد از انقلاب و با به راه اندازی نشریه کی بدون  به نقد و نقادی از دولت  پرداخته و نمی دانندواثرات گفته ها و نوشته های مثلا انقلابیشان  بر آرامش روحی روانی مردم  بخصوص کسانی که جوان داده و اکنون دلشان به این خوش است که حاصل کار را مفید به حال اسلام و نهایتا مردم ببینند می آورد!!!

می نویسم

دوست دارم دور از  هر های و هوی

مردمان موج

درد این غمنامه را باور کنی!!!

شعار گرای,موج سواری و بکارگیری اهداف و برنامه های پوپولیستی دولت قبلی  که در آغازمورد اعتراض روشنفکران و اندیشمندان قرار گرفت  وکسی به آن توجه نگرفت !! کار  رابجاییرساند که حتی مورد اعتراض همان اقشار کم درامد  هم واقع شد.

افکار سنتی و جهان بینی نوظهور ( پریمیتیو), غیر واقعی وبنوعی ایدالیستی دولت قبلی باعث شد تا حقایق و واقعیت های جهانی نادیده گر فته شده وکشور ما را با صف  بندی هایی جدیدی مواجه سازد که نشود با توطئه امریکا و انگلس و اسرائیل مبارزه کرد

صف بندی جدید بسته به عملکرد دولت در رابطه با مسائل داخلی و خارجی بصورت متناوب با توجه به منافع ملی امورد تقبل جناح شرق و غرب یا وارثان آنان قرار  گرفت و نهایتا باعث تنهایی و تنها درصحنه ماندن دولت و ملت ما  در رابطه با تصمیمات جهانی شد  

 عملکرد خودسرانه  فوق ما رابه طرز بی سابقه ای با وحدت رویه دو جناح فوق الذکر مواجه  ساخت اگر چه رئیس دولت قبلی هنوز هم بر صحت عملکرد و لجاجت بین المللی خود تاکید دارد  ونمی خواهد مسئولیت اجماع جهانی را در تحریم متقبل شود

حضور طلبکارن دولت قبلی در مجامع جهانی وتکیه و تاکید بر مدیریت جهانی و عدم توجه به وابستگی  پیدا و پنهان کشورهای جهان حتی ژاپن و کانادا و .. به امریکا  بسیار ناشیانه بود و با عملکرد و نحوه حضور شهید رجایی /آیت الله هاشمی رفسنجانی/ دکترخاتمی و حتی رهبری معظم  انقلاب در زمان تصدی ریاست جمهوریشان کاملا متفاوت بود

و ماحصل این حرکات :

تجمیع جهانی و تحریمی که  به مملکت و ملت ما وارد شد !!!

از قدیم می گفتند با یه دست نمی شود دو هندوانه را برداشت دولت قبلی قصد داشت کاری کند کارستان  و با یکدست چند و چندین هنداوانه را برداشته و درعین حال هرکسی را که هم سر راهش شد با تیپا به یک طرف پرت کند !! حتی از دوستا ن خودش

مشگل عمده دولت قبلی این بود که  دولت قبلی علی رغم مسئولیت های اجرایی برای خود رسالت  ایدئولوژی هم  قائل بود !! لذا حضور هرباره اش در مجامع جهانی بجای حل مشکلات و رفع چالش های موجود باعث بوجود آمدن چالش  های جدید و جدیدتری  می شدغافل از اینکه مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار ...

عمل زیرکانه سیاستمداران امریکایی در جایگزینی فردی بظاهر فرهنگی و اهل گفتمان بجای بوش جنگ طلب  و کم تجربه گی ما در انتخاب فردی چالش زا و اهل جار و جنجال بجای رئس جمهوری اهل گفتمان واصرار بر انتخاب مجدد او باعث شد تا از نظر گفتمان سیاسی در سطح جهان بنوعی جا و جایگاه این دو کشور عوض شود وامریکا منفور بشود محور  و بتواند برای اغراض سیاسی اش  دست به تجمیع جهانی علیه ما بزند

دولت قبلی باید می دانست که  ادیان و حکومت های دینی قاعدتا ارزشی و ارزش گرا هستند و اگر این مهم به نحوه  صحیح مطرح شود باعث جلب توجه مردم  جهان و پیروان سایر ادیان می گردد 

شریعت از اصول اصلی و لاینفک ادیان است و غالبا هم جهت و همخو با شرایط جغرافیایی,اجتماعی و فرهنگی جوامع لذا  نمی توان در دایره یک کشور با دین  متفاوت   اصول و الزامات شریعت دین دیگر را اجبار کرد !!! البته این با بیان و معرفی فرق دارد که انهم کاری بسیار مشگل است و نیاز به کارشناسی کارشناسان  دینی و زمان  وشرایط خاص خود دارد

در اسلام عقل و شرع دارای پیوند ناگسستنی و رابطه نزدیک هستند و اگر ما می بینیم در معرفی و اجرای این دو مادچار مشکل هستیم قطعا دلایل زمانی و مکانی علت است  لذا  اصرار بر تفهیم آن به کسانی که هنوز شرایط فرهنگی /اجتماعی لازم را ندارند قطعا نتیجه بخش نبوده و گاها نتیجه عکسبه همراه خواهد داشت

کل حکم به العقل حکم به الشرع و کل حکم به الشرع حکم به عقل (نقل از کتاب شش مقاله استاد مطهری ) 

شریعت ابزار و اسباب تعبد و تقیدافراد است و برون دادش افکار و  اعمال حسنه به نفع مردم

عرصه عمل شریعت عمدتاگونه است

- عرصه و اثر داخلی برفرد بامحوریت حق الله جهت خودسازی و بالا بردن علم و حلم (یزکیهم و یعلم الحکمه)

- عرصه و اثر خارجی با اصلیت جمع رعایت حق الناس در راستای اجرای عدالت احتماعی (لیقوم الناس بالقسط )با پیش شرط میزان و چه سخت است این میزان !!!

نوع نگاه,  چگونگی محقق شدن یا  محقق کردن  حق الناس در بعد اجتماعی که این روزها بنوعی مردم سالاری دینی اش می نامند  چیزی است که اگر در کشور محقق شود باعث معرفی دین و اعتلای ارزش های دینی گشته و پایه حکومت های پوشالی دینی چون ال سعود و شیوخ منطقه را به لرزه خواهد افکند

خواستگاه همه ادیان یکی است اگرما بعنوان داعیان و حامیان یک حکومت متاثر از ارزش های دینی درست عمل کنیم و جامعه ای الگو معرفی کنیم زمینه روی کارآمدن حکومت صالحان را فراهم می سازیم  

البته موضوع فوق این با شعار دادن و ایجاد نطق مذهبی در محلی  مثل که جای بررسی و بحث در باره حقوق بین الملل در اشکال  عمدتا اقتصادی و سیاسی است منافات دارد

براساس سنن الهی و اصول علمی, رشد جامعه و جوامع , پیچیدگی روابط , نوع نیاز به حل و فصل امور ورسیدگی به نیازمندیها و بالطبع کنترل جوامع باعث تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی  در شکل نهضت ها و انقلاب های خشن و نرم می گردد  اگر غیر از این فکر کنیم  هدفمندی و همدفمداری جهان را نادیده گرفته  ومورد خشم این ایه خداوند منان قرار می گیریم که  البته این با دیدگاه ماتریالیسم داخلی که همه  ی تحولات را متاثر از اقتصاد می داند متفاوت است:

افحسبتم انما خلقناکم عبثا  و انکم الینا لاترجعون المومنون 115

آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدیم و بسوی ما بازنمی گردید؟!!

 این یعنی هر که به هرکه  نیست

این یعنی هدفی غایی در نظر است

انالله و انا الیه راجعون یک اصل است 

به نظرحقیر  اگر به این آیات و سنن واصول حاکم برجهان معتقد باشیم قطعا می توانیم هدف نهایی را شناخته و در راستای این هدف و احیانا تسریع آن مدیریت تغییر وتحولات را بعهده بگیریم حداقل تا محدوده اجل مسمی  یعنی زمانی که تغییر و تحول بایدی است  و غیر قابل اجتناب است:

ولکل امه اجل  فاذا جاءاجلهم لا یستاخرون ساعه ولا یستقدمون الاعراف 34

برای قوم و جمعیتی زمان وسرآمدی(معینی )است وهنگامی که سرآمدآنها فرا رسدنه ساعتی ازآن تاخیر می کنند و نه برآن پیشی می گیرند 

نوع حاکمان ,نحوه حکومت و ایضا فرهنگ غالب بر جوامع می تواند در تسریع و یا جهت دهی  به تغییر وتحولات بسیار اثر بخش باشد

یغفر لکم من ذنوبکم و یوخرکم الی اجل مسمی ان اجل الله اذا جاء لایوخر لو منتم تعلمون  نوح 4

اگر چنین کنید خدا گناهانتان را می آمرزد و تا زمان معینی شما را عمر می دهد و هنگامی که اجل الهی فرارسید تاخیری نخواهد شد اگر می دانستید

بزرگترین نقطه ضعف  حکومت های دینی نداشتن ,عدم ارائه برنامه های مدون وعدم جدیت و تلاش است

اینان این دستور الهی را به انحا مختلف نادیده می گیرند :

وان لیس الانسان الا ما سعی  و ان سعیه سوف یری النجم :39و40

برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست  و اینکه نتیجه تلاش او بزودی دیده می شود 

 و حتی اعمال سستی و نادیده گرفتن  این دستور الهی در روز جزا  باعث توبیخ فرد خواهد شد

یوم یتذکرالانسان ما سعی النازعات: 35

درآنروز  از کوششهای  انسان  پرسیده  می شود 

حال به آغاز بحث برمی گردیم به مشکلات و معضلاتی که پس از دولت قبلی باقی مانده است

نشانه گذاری اهداف ,داشتن نقشه راه  و برنامه ریزی مرحله ای امروزه یک اصل بدیهی و جا افتاده است ,

مشگل ما جهان سومی ها بصورت عموم و  ما ایرانیان به صورت اخص این است  که غالبا برنامه هایی غیر قابل اجرا   را نصب العین قرار داده  و برای جذب و جلب افکار داخلی و خارجی آنرا به نام ونشانهای شناخته شده و یا تعریف شده جهانی  ملبس می کنیم  لذا علاوه برموفق نشدن در اجرای برنامه ها دیگران را به ان اصول و قابلیت برنامه ها بد بین می سازیم

مشگل دیگر ما منیت است و خود برتر بینی است   بدین ترتیب که با انواع و اقسام ترفندها به آنچه که به ما محول شده بی توجه و یا کم توجهی کرده  و به مسائل و مواردی که به نیرو و توان بیشتری نیاز دارد وخیلی اوقات مربوط به مانیست می پردازیم 

برنامه ی تدوین شده بیست ساله  یک اصل است

دولتهایی که درعرصه قدرت ظاهر می شوند باید و بایستی درچارچوبه آن عمل کرده و ضمن انجام مرحله ای کار مردم را برای مراحل بعد اماده سازند  بنوعی یک نوع فرهنگ سازی ملی میهنی با اهرم دین

متاسفانه دولت قبلی اصلا و ابدا این مهم را در نظر نگرفت و بیشتر سعی در معرفی خود و داردسته اش بعنوان تافته ای جدا بافته داشت و گاه و بیگاه گذشته انقلاب و سردمدارانش را نفی می کرد  ودرآخرکار حتی به معرفی راه و روش وایده  های جدا از هرآنچه درجامعه در قالب قانون  فدق مطرح شده بود نمود  

دیگر خصیصه ما  فریاد آی دزد آی دزد کردن مان است  در مواقعی که باید و بایستی صادقانه به اشتباه خود اقرار کنیم و برای رفع اثرات سوءآن بکوشیم 

دولت هایی که در توالی اند قطعا نقاط مثبت دولت قبلی را مطرح کرده و برای رفع نقاط منفی و ارائه راهکار جدید می کوشند و برای ما با داشتن برنامه بیست ساله و عقد و عقاید دینی جایی برای شانه خالی کردن از مسئولیت ها  و فرا فکنی باقی نمی ماند

حال باید پرسید اشگال کار کجاست و چگونه بایداین نقیصه را برطرف کرد

به عقیده اینجانب در ابتدا باید و بایستی به نقصی که در راه و ریه انتخابات ماست توجه کنیم  بدینصورت که می بایست بگونه ای عمل کنیم که مجلس ما متشکل بشود از نمایندگان  جناح ها ی متفاوت و بالطبع تفکرات آنان  در صورتی که جناح بندی ها درمجلس قبلی ما یک ساختار سنتی است که غالبا پس از انتخابات ایجاد شده اند و خیلی از نمایندگان دارای تفکر و عقیده  خاص و مستقلی نبوده و نیستند 

نبود احزاب

نداشتن برنامه ی مجزا و منسجم توسط گروه های اجتماعی عمدتا با پشتوانه دینی

و عدم توجه به نوع ,درصد و گوناگونی آرایی که به روئسای جمهور ی  و ندادن کرسی پارلمانی به کسانی که ریاست جمهور مورد تاییدشان رای نیاورده است ازمهمترین اشکالات است 

باید توجه داشت گوناگونی رای ریاست های  جمهور با توجه به ارائه افکار واهدافشان  در قبل و حین انتخابات بنوعی آیینه نوع نیاز جامعه  و لزوم به اقدامات بایسته در آن رابطه است

حقیقت این است که دنیای غرب و شرق ویا جناح بندیهای جدید جهانی اگر چه در شعار و بنا به تبلیغات شان از نوع و تفکر محبوب و مقبولی در جهانی پشتیبانی کرده و برای محقق کردن آن گاها کوشیده وحتی دست به اقداما ت عملیمی زنند اما میزان برای آنان منافع ملی آنهاست و برایعناص و سرسپردگان چپ و راست اصلا و ابدا دل نسوخته و نمی سوزانند 

ممکن است روشنفکران مارا تشویق و ترغیب کنند

ممکن هنر و فعالیت های روشن ا ندیشان و راهبرانی از ما را  با بهره گیری از رسانه های خود در سطح جهان مطرح کنند

اما عامل تعیین کننده  صلاح دید سیاست مداران این کشور ها می باشند

 دین و دین مداری بدنبال محقق شدن عدالت است خصوصا تشیع که عدل و امامت از شاخصه های آن است  پس اینکه  گاها اسلام را طرفدار سرمایه داری یا سوسیالیزم و یا ترکیبی و تلفیقی از اینها بدانیم کار نابجایی است چرا که راه و راهکارهای اجتماعی/اقتصادی زمان سالار و متغییر اندبرعکس ارزش و الگوهای دینی که  فرا زمانی اند که عمده ترین آن  عدالت است در شکل قسط و می تواند با توجه به شرایط اجتماعی /اقتصادی  نحوه اجرای آن متفاوت باشد

یک زمان هرکسی هر جا و منطقه ای از مملکت را می توانست آباد کرد ه ومالک  شود  

اماامروزه برای بهره برداری از منابع ملی باید جواز گرفت و هرگونه فعالیت با هزاران شرط و شروط همراه است

یک زمان تجارت( بردن جنس و اجناس به کشورهای دیگر) عین ثواب بود و مقدس !!!

اما امروزه اگر اقدام به واردات و صادرات بدون نظارت دولت مرکزی بشود خارج از قانون وعرف است و گاها حکم قاچاق به آن اطلاق می گردد

یک زمان حق وحقوق فرد اصل بود

 زمان دیگر حق و حقوق جامعه

ویا ترکیب وتلفیقی از این دو با درصد های متغییر

لذا باید و بایستی توجه داشت نسبت دادن دین به آرا و افکار مقطعی زمانه کاری اشتباه وگاها خطرناک است  و چنین است اطلاق نام و رسالت صد درصدی دین به حاکمان وحکومت ها 

بنا به آیات  قرآنی هرمردم و ملت و جکومتی راپایانی است

کل من علیها فان الرحمن 26

پس ما باید توجه داشته باشیم که حکومتی هرچند محبوب و مطلوب اگر خود را  جزئی از دین بداند یا عین دین بداند  علی رغم ایجاد انگیزه در مردم و پیشبرد مقطعی کارها  ممکن است درآینده عملکردش بنام دین ثبت و ضبط شده و اگر موفق نباشد  خدای ناکرده مصداق یصدون سبیل الله قرار گیرد چرا که هر عمل و عمکردی بسته و وابسته به زمان و مکان و شرایط اجتماعی خودش  می باشد  و نمی تواند حرف آخر دین باشد  

ما نیار به بازگشت به خویشتن خویشداریم

به عقاید و باورهای دینی مان در اوایل انقلاب

 واین نه یعنی بازگشت به راه وراهکارهای  آن زمانه که قطعا صورت مسئله فرق کرده اما مسئله اصلی استقلال آزادی و جمهوری اسلامی بود

متاسفانه ما بعلت عدم اهمیت به علوم اجتماعی و نقش تعیین کننده اقتصاد , استقلال را فقط و فقط در طرد ظواهر سیاسی  عموما و  براندازی نیروهای نظامی نظام گذشته دانسته و می دانیم!

لذاما برای استقلال  افتصادی چاره اندیشی نکردیم

ما مترتب از دیدگاههای غالبا سنتی باور نکردیم و نداشیم که  ساختارهای بظاهر خفته ی سرمایه داری  دروقت مناسب رشد کرده  و با خود فرهنگ و تفکر سرمایه داری را به همراه خواهند اورد که آورد!!غافل از اینکه این ساختار و صنایع وابسته در وقت مناسبالزام وابستگی را با خد به همراه می آورد

ما اگر چه متاثر از فرهنگ سرمایه ستیزی زمان انقلاب اصل و اصولی رادر قانون اساسی گنجاندیم اما ازآنجا که نوع تفکر و جهان بینی خاصی در خصوص نقش اقتصاد در جامعه نداشیم  در رابطه با کمی و ها کاستی ها و کج رفتاری این و آنی که شروع به لفت ولیس بیت المال کرده بودند که نوعی هشدار  بود! بی توجه بودیم و الان هم هستیم!!!

غافل از اینکه :

حکومت کردن برای یک تفکر دینی مهم نیست

مهم چگونه حکومت کردن است 

امام در اوج قدرت می فرمود من یک طلبه هستم!!

امام در اوج قدرت می فرمود من خدمتگذار مردم هستم !!

بی خیال شدیم

بی خیالمان کردند 

ما نیاز به یک بازگشت به خویشتن خویش داریم 

و باید از خود شروع کنیم

کی بودیم؟

چی شدیم؟

چه داشتیم؟

برآن چی اضافه شد؟

در رابطه با فرزند و قوم وخویش و همشهری و هم ... چه کردیم 

در زمانی که امام در تهران تشریف داشتند ظاهرا اوایل انقلاب آقای حاج اقا پسندیده برادر حضرت امام به ایشان می نویسد  کچ دیوار خانه ی شان ریخته  (محلی که مردم مراجعت می کردند جهت رتق و فتق مسائل و مراتب مربوط به انقلاب دران زمان مثلا جویا شدن از حال امام و احیانا کسب خبر و دستور )و نیاز به مرمت دارد

.امام فرموده بودز بیت المال نمی توانی برای مرمت استفاده کنی اما اگر خودتان می توانید به خرج  و هزینه ی خودتان مرمت کنید اشکال ندارد(چیزی به این مضمون ) حالااین را مقایسه کنید با اینهمه خرجی و هزینه ای که تحت عنوان عناوین مختلف به مملکت تحمیل می کنیم !!!

هشدار قرآن را بگریم:

یا ایهاالذین آمنو لاتلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله ومن یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرونالمنافقون:9

نمی گوید اموال و اولاد شما را از ذکر خدا باز ندارد

 می گوید اموال و اولاد شما را به هلاکت نرساند

 و اگر کرد!!!

حتما از زیانکارن هستی

حالا بیاییم مال جمع کنیم با رانت!! 

حالا بیایم  با سفارش این و اون فرزندانمان را بجای دیگران استخدام کنیم

لاتهکم یعنی یعنی اختلاس در جمهوری اسلامی

لاتلهکم یعنی پارتی بازی کردن و سفارش این واون نالایق را کردن در جمهوری اسلامی

لاتلهکم یعنی خانه وماشین آنچنانی دست و پا کردن برا ی فرزندانی که خودمان می دانیم لایقش نیستند

بیایید به خود بیاییم

بیایید ببینم ما من یفعل ذالک نکردیم

وای برما

وای برما که بعضی هامان با سلام و صلوات دچار این خبط و اشتباه می شویم

پارتی بازی!!!

جمع کردن مال و اموال !! بسازبفروشی,ماشینهای شاسی بلند  , آپارتمانهای اچنانی و مجلل  در فلان جای شهر به یک معنا اسراف!!!

آن هم در جمهوری اسلامی!!

آ ن هم  با بالا کشیدن مال این و آن و یا بیت المال (مثلا سرمایه های ملی مردم )حتی با توجیه و استدلال شرعی!!

صندوق قرض الحسنه به اسم خداو پیغمبر و ائمه داشتن اشگال ندارد اما اینهمه بانک ظاهرا شخصی که وام های با درصد آنچنانی می دهند چه حقی دارند که این عناوین و اسامی را بروی خودشان می گذارند!!!

در ضمن اینجانب سیاه نمایی نمی کنم بیان اشگال برای هشدار حتی اگر نباشد یک اصل قرآنی است هرچند که خیلی از نوشته های من مصداق عینی و قابل مشاهده در جامعه دارد !!!

به قرآن مراجعه کنیم و به هشدار بسیار بسیار واضح اش در این رابطه : 

ولا تاکلو اموالکم بینکم بالباطل وتدلوا بها الی الحکام لتاکلو فریقا من اموال الناس بالاثم وانتم تعلمون  البقره 188 

اموال یکدیگر رابه باطل (ناحق ) در میان یگدیگر نخورید 

حالا بر و آبروریزی کن وحرص بزن واسه ی سبد کالایی که اگر نگیری هیچی ازت کم نمیشه !!

 و برای بالا کشیدن اموال مردم (همان حق والناس خودمان یا  بقول امروز ی ها بیت المال) قسمتی از آنرا به حکام(قضات|)رئیس بانک و ...بعنوان  رشوه ندهید  حالا برو شیرینی بده و یا توکه مسئول و رئیس یک واحد صنفی یا اداره هستی  تحت عناوین خود ساخته شیرینی بگیر برا خودت یا کارمندانت!!   

وهشدار قرآن که این گناه محض است بالاثم  و تو نمی توانی توجیه اش کنی !!

 و پیش بینی قرآن (که خوب دست بعضی از ماها رو خونده)  خودمون هم می دونیم که داریم خلاف می کنیم ,خیلی هم حالیمونه فقط شیطان در شکل جزایری و بابک رنجانی و کی و کی و اختلاس میلیاردی  حساسیت سنسورای وجدان بعضی ها مان رابرده بالا!!!

 واقعا حکومت جمهوری اسلامی  عموما و رهبری چه بکند !!

ماها از خدا نمی ترسیم 

ماها از خودمان خجالت نمی کشیم 

اینکه باید و بایستی برنامه باشه درست

اینکه باید برنامه ریزی اقتصادی باشه درست

اما مجری و ناظر وناظم اجرایی این برنامه ها (برفرض بودن )مگر غیر از ما کس دیگری هم هست ؟!!

دوست و دشمن به جان دولت روحانی این مردمبارزو دانشمند افتاده ایم!!

باید باورکنیم خود کرده را تدبیر نیست

مگر با:

خودسازی مبتنی بر ایمان 

 ..ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروامابانفسهم الرعد :11

خداوند سرنوشت هیچ قوم(وملتی ) را تغییر نمی دهد مگر آنان آنچهدر خودشان است تغییر دهند

دین اسلام دین اکمل است

دین اسلام دین اصلح است

دین اسلام دینایات روشن و مبرهن در رابطه با همه ابعاد زندگی است

دین اسلام دینی است که( همانند دیگر ادیان مورد تحریف واقع نشده )و با علم و زندگی علمی همخوانی و همراستایی کامل دارد

دین اسلام با  خواندن شروع می شود 

دین اسلام اهل قلم و قدم در راه علم است 

دین اسلام از خرافه پرستی و بی دانش حرف زدن مبرا و بیزار است

لاتقف مالیس لک به علم ان اسمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا اسراء : 36

از آنچه که به آن آگاهی نداری پیروی مکن ,چراکه گوش و چشم و دل همه مسئولند

 کاش می شد

عاشقانه

گقتمان عشق را باور کنیم...

واین علم با با خبر شدن فرق دارد آری :

ممکن است بشنوی

ممکن است ببینی

ممکن است حس کنی 

اینا قبول نیست

لاتقف مالیس لک به علم

علم یعنی آگاهی

یعنی  عدم پیروی کورکورانه

یعنی عدم پیروی براساس تعصب و تعبد  و یکسونگری

خیلی ها به غلط دین را یک چیز تحمیلی می دانند

خیلی ها دین را اجباری برای اطاعت خدایی می دانند که  به عبادت ما نیازمند است در صورتی که:

یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض الجمعه: 1 هم و هرانچه که درآسمانها و زمین است او را تسبیح می کنند

 لله ما فی اسماوات والارض ان الله هو غنی الحمید لقمان :26 آنچه درآسمناه و زمین است ازآن خداست و خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است

می گوید او شایسته ستایش است

به خاطر این همه خلقت

به خاطر این همه محبت

به خاطر این که ما رهین داده های او هستیم

او به ما زندگی بخشیده

او مارا از هیچ به همه چیز تبدیل کرده و ما مرهون او هستیم

کل نفسه بما کسبت رهینه المدثر :18  

همه ما در گرو (مدیون )اعمال خویش هستیم تا اندکی بتوانیم این همه لطف خدا را جبران کنیم خود را بنوعی برهانیم  اگر اعمال در شکل عبادت و عمل خیر نداشته باشیم  برای آزادی خود و برای ادای دین کاری انجام نداده ایم و مدیونیم 

این ما هستیم که نیازمندیم

جنس ما با علم واگاهی و با تمایزش با حیوانات که فکر کردن است تشنه این نیاز است

نیازی که بودش باعث می شود تا از تنهایی در این جهان گذار نترسیم

نیازی که ما را به او وصل می کند

نیازی که می گوید ما از اوییم  و بسوی اد برمی گردیم!!

ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi