دمی با شعر نو
 

خواب و بیدار بودم

آسمان ابری شد 

یا که

آمد ابری 

لحظه ای چند باران بارید 

همه جا را یکسان.

کوچه پس کوچه شهر

من و دشت 

تشنگی ,خسته گی  

حتی غم را

 ز تن خود راندیم .

خواب و بیدار بودم 

آسمان آبی بود 

لکه ابری آمد 

به گمانم که باران بارید 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

آنکس که عشق را

به جانم فکند رفت 

یکدم نظر نکرد

به عمری که تش گرفت  

در شعله های یاد 

آن فصل های  شتابان رنگ رنگ

آن لحظه های  پریشان موج موج

2)

گاه و بیگاه دلم می گیرد

خاطری زنده شود

یا که در رونق شب خاطر خاطره ای

خواب از چشم دلم می گیرد  

3)

لحظه ها در گذرند به که گویم که زمان می شکندقامت من  

وای من  هیچ نمانده است  ز عمر 

پرشتاب است چوبادآخرین فرصت من  

ساقیا بهر من خسته و دلداده بیار باده ای چند ز  آن کهنه شراب

4)

ویه شعر لکی

فره دلگیرم اژ ا روزگار  

زمه سو نم سرد وسنگین وغمگین

ا تور شو فقیر و سختی شوگار

ترسم نویینم مه فصل وهار

معنا

-از این روزگار خیلی  دلگیرم  

-که  چون زمستان  سخت و سنگین است  

-و سخت می گذرد به من همچون گذار و گذشت زمان درشب برای آدمهای فقیر وبی خانمان

-و می ترسم به خاطر این سختی ها و مشگلات فصل بهار را نبینم

البته  شعر علاوه بر منای ظاهری دارای معنا و معانی عمیق است 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

پراز شوقم

صفای دیگری دارد 

چومجنون بودن و رنج وپریشانی 

اشارت کن

براه عشق خواهم کرد 

تمام عمر قربانی

2)

ای دل بیاکه عشق را خبر کنیم

جامی زنیم چند وشب راسحر   کنیم   

دستی بگیریم تا که بگیرند دستمان

همدل شویم و از کینه های دور حذر کنیم 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

مردمان اهل ,اهلند  ما ز پا افتاده ایم ,گر نباشد لطف حق شوقی ندارد مانده ی این مانده چند

1)

من ازیاد تو می گویم 

توسرمست دگر خواهی 

زمان استاد استاد است 

به وقت گفت حق خواهی .

مرا یکدم پذیرا باش

ببین انبوه شیدایی

شب و روزم پریشان است

ز سنگین موج تنهایی.

دو چند مانده ست ز رفت من

شتابان است این راهی .

بیا باورکنیم یکدم

صفای سبز همراهی  

2)

خوابی که عشق از من گرفت هرگزپشیمانی نداشت

باور کنید ای عاشقان ، دنیا پراز بیداد بود گر عشق قربانی نداشت  

 عشق تو را ما بنده ایم با عشق تو پاینده ایم

عاشق ترین عاشقان, آقا و مولامان علی  ع مارا به عشق می خواند و بر اصرار مان  اصرار داشت

3

دست من نیست اگر سخت هوایی شده ام

واژه می روید ومن نیز پر از حیرانم

هم از این روست که من

وقت پیری شده ام طالب میخانه ومی 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

مرا شوقی اگر باشد هوای توست -دلم از فقر و از بیداد می گیرد

1)

کس نه زانست حال مه ,سختی احوال مه ,درد دوری یم  ا  یار

جومرد  و سرو امیر , کیه مو ن و درتنگ , فصل رنگین وهار *  

 اره دی ینه  دیارم  روزم تلخه  شو  ام تار

نه جونی من , نه دو سی, و کی بوشم  صد فغان اژ دس ظلم  روژگار  

 شرح مکانهایی در شهرستان سلسله  یا الشتر لرستان

معنای شعر

(-کسی حال منو نمی فهمید  و نمی تواند  سختی احوال مرا  فهم کند  و دوری ام را از دیارم  

-سراب یا چشمه جوانمرد ,سراب یا چشمه امیر ,روخانه زیبای کهمان  و محل ومکان درتنگ که سرچشمه رود کهمان است  ومکانی است سیار زیبا بخصوص در فصل بهار

  -برای دیدار تو شب و روز ندارم  

نه جوانی ماند و نه دوستانم و من  به چه کسی دردم را بازگو کنم)

ونهایتا :بیان ناراحتی و دلتنگی های من برای تجدید دیدار   از روزگارو بنوعی ظلمی که گذار  روز و شب برما تحمیل می کند که ماحصلش پیری است و  دوری از همه کسان  و هر آنچه را  که دوستشان داریم

 2 

نشانه تورا بهانه ام  

در

تموج

این همه

رنگ

چندی است 

سپید را بهانه ام

با خلوتی پراز نماز

با خلوتی پر از نیاز

3

این روزها 

مردمان زرنگی کیف شان کوک است  و تغافل بیداد می کند 

دلم هوای سرزمینی کرده است 

که مردمانش همه قد،هم اند

و روزگارشان

از فقر خالی است

و هیچکس  اختلاف های طبقاتی را تفسیر و یا تعبیر نمی کند

سرزمینی که درآن

کسی  از فردا نمی ترسد 

و

 شب هایش  پر از  آرامش است

سرزمین که در آن 

سلام 

پر از رنگ خداست

عاری از ترس  

عاری از تملق و تعلق

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

شو  وروژ له کار عشقم ,  نوی سا  یه  له  سرشتم ,چاره نی رم  ,اژ فغان روژگار

ای خودا لطفی ,نگاهی, دل غمین و   بی کسم  روژم شو ه , شوگارم تار و بی شمار

کی منم تنیا ,تمام اهل دل ,ا تور مه نن

دل  و  کس نیریم بجز تو ؛گشت  امید توی ,  ا  پا کتم   دسم بگر گشت حریفانند سوار

 شعر بالا  لکی است  ومعنایش:

شب و روز در کار عشقم (گرفتار عشقم ),این نوشته شده در سرنوشت من, چاره ای برای من نیست از نامهربانی و رنج روزگار

ای خدا لطفی به من بکن,من کسی را ندارم و بی همدم هستم  بطوریکه حتی روزام شده اند مثل شب   شبهایم  تاریک  و بی شمار

و این فقط من تنها نیستم که این گونه و اینچتین هستم  ,تمامی کسانی که اهل دل هستند همانند من هستند (حال و روزی مثل من دارند )

دلم به کسی نبسته ام  تمام امیدم تویی ,ازپا افتاده ام , دست مرا بگیر که تمامی رقیبانم از من جلو زده واصطلاحامن از پا افتاده ام (توان حرکت ندارم )  تمام رقیبانم  سوار هستند  (یعنی نمی تونم  رقابت کنم و .....)

2

ای تمامی آرزو های گم شده در حجم نشدن  

من در تنهایی خویش خواستن ها ی پر ازحسرت تان  را فریادمی کنم

شب

مهتاب

شاهد منند  

3

تاب نیست  

بشکنی ام می شکنم

پرم از حسرت افتادن وماندن در راه

چارم ای  نیست

بجز مستی و می

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

چه کسی گفت : این آبی اوج ,آن ابر سپید ,آن کوه بلندیا که این دشت سبز رویایی نیست

1)

باز دستانم بگیر ای آنکه فردا را تو می دانی و می مانی

باز دستانم بگیر من تشنه ام ,تشنه ی شرابی ناب   و حالی سبز و عرفانی

روزگارم سخت تاریک است ولی

خوب می دانم که با لطفت ,رها گردم ,من از هنگامه این درد واین امواج  جانگاه پریشانی

2)

تورا به نام خود قسم

مرا ز پیش خود مران

در این  هبوط 

در این سکوت   

نشان به آن نشان که من 

پراز نیازم ونماز .

تورا بنام خود قسم

مرا  به ببخش

در این دیار پر ز درد

تورا پر از بهانه ام

تورا پراز بهانه ام

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

باید از نو شعر گفت

یا که

از نو واژه های خسته را معنا کنم

سبز از دستم گرفته است  

هجمه تکرار ها  

سالها در خاطر من مانده است

لذت  دیدار ها

نیکی پندارها

گرمی گقتارها

باید از نو شعرگفت

باغ و بستان خسته از میدان  شهر

از نفس افتاده اند 

سالهاست پژمرده اند

کس نمی گیرد ز گل هاشان سراغ 

باید از نو عشق را معنا کنیم  

باید از نو عشق را معنا کنیم 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi