دمی با شعر نو
 

1)

شب چراغ خانه ی ما

گشسته است

خاموش

یا که ابری تیره  اورا 

سخت پوشانده است

زوزه ی باد

حجم سرما

فصل زرد آرزو ها

برای برادرم که دو ماه است در بیمارستان در حالتی شبیه به اغماست( درخواست دعاجهت شفای ایشان)

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/۱/٢۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

دست در دست خیال ,باز من مانده ام و حجم شب و یاد وصال

1

شب پر حادثه ی زندگی ام

قصد ماندن دارد

کاش یک لحظه زمان بگذرد  وبگذارد

برده صبر از دل من

بانگ اذان

وقت نماز

صبح و نسیم سحری

2

حال و هوای نوشته هایم دارای بن  مایه های فلسفی است وبالطبع دارای جهان بینی دینی !!برای اینکه بشود تنهایی انسان را در این هستی تحمل کرد

طبیعی است که اگردین مورد هجمه خواسته و یا ناخواسته این و این باشد از آن دفاع می کنیم!!! این را گفتم تا به شال قبای بعضی ها که از اعمال و رفتار خوب و بد مبادیان داخلی و خارجی دین دست بکار شده اند تا به خیالی باطل خود دین را از بیخ و بن بکنند و یا خالی اش کنند از عدالت خواهی و ارزشمداری  اخلاقی!!

البته این فرق می کند با قشری گری هایی که امروزه با توطئه استعمار و بدست ایادی آل سعود به اسم اسلام به جهانیان نشان داده شده ومی شود  و یا افکار و امیال بعضی از ذوق زده های داخلی که بعد از انقلاب انقلابی شده اند  وجامعه پیچیده ما را با حوزه ها و محافل دینی یکی دانسته  و صلاح و ثواب را از هم تشخیص نداده و با گفتار و اعمال خود بهانه بدست صهیونیزم و احزاب ضد دینی می دهند تا جوانان ما را نسبت به دین بد بین کنند

3

وای من این ابر بارانی نبود!!!

خشک سالی

خشک کرد باغ دلم

دورتر هاباد غوغا می کند

خیلی فرق هست بین اینکه بگی یه..... خوب چه شاخصه های  داره ؟چی باید باشه؟ و چی هست؟ تا تااینکه بگی من یه...... خوبم  و چه شاخصه هایی دارم و چی هستم!!! 

خیلی فرق هست بین اینکه بگن توچی هستی تا اینکه خودت بگی که چی هستم!! 

خیلی فرق هست بین اینکه بگی دیگران چگونه باید باشند و برای چگونه شدن آنها  به زور متوسل بشی یا ابزار و ترفند های غیر مستقیمی بکار ببری تا اینکه شرایطی ایجاد کنی تا دیگران یک چگونه شدن ناب را ببینند و بشناسند  و با عشق و علاقه و میل و رغبت  اونی باشند بابشوند که تو و دیگران حق می دونی و اصلح

خیلی فرقه بین  اونی که هدف دین  را قسط و عدل می دونه با اونی که بی خیال این اهداف یا کم توجه به آن فقط وفقط دل به ظواهر خوش کرده و  دغدغه اش فقط و فقط صورت است نه سیرت

4

موج.

دریا.

ساحلی آرام.

 سبز دشتی چند.

مردمانی دور ازهر نابرابر گفت.

دوستی.

صلح وصفا و عشق 

وای من خوش خاطرات دور غوغا می کند

دست بالا گرفته اند امریکایی های  جنگ طلب  !!! و انگلیسی های استعمار گر!!! (اشتباه نکنید منظور ما شهروندان امریکایی که خیلی هاشان انسانهای خوبی هستند و بنوعی قابل احترام ,نیست , بلکه سیاستمداران مرتجع و  زیاده طلبشان مخاطب این نقد اند!! کسانی  که علی رغم سعی و تلاش و ایضا خواسته  جامعه ی ایرانی  به اجبار و به تشویق عوامل صهیونیستی  سعی در نبش قبر خوادث گذشته داشته  و در برابر خواست مردمان صلح طلب بهانه جویی می کنند

اگر چه روزگار فرق کرده  

هرانقلابی در زمان خود بعلت  غلبه و غلیان احسا س بر عقل  ویا خشم ناشی  ازحوادث غیر قابل پیش بینی ,عکس العملی از خود نشان بدهد که در شرایط عادی برای خودش هم قابل قبول نباشد  و چقدر بد است در زمان وزمانه ی که آرامش بر قرار شده مردمانی از جنس حماقت  با بیان و باز گفت  حوادث تند و  خاطرات تلخ  برطبل  ستیزبکوبند

چه کسی گفته که حمله به سفارت( نه بلکه محل توطئه بر علیه انقلابی نوپا -براساس مدراکی که منتشر شده ) در زمان خود امری غیر قابل قبول بوده  

شک نباید کرد اعمال و رفتار سلطنت طلبان و بسیاری از کساانی که از انقلاب دلخور بودند  و با بهره گیری از  رانت های و امکاناتی که در زمان رژم قبلی داشتند و در سفارت آن زمان رفت وآمد داشتند و یا اخبار کذب و تحرف شده  به سفارت می رساندند در تحریک  جوانان آن موقع اثر گذار بوده 

 مجاهدین و فدائیان خلق و ایضا عوامل حزب توده بارها و بارها  از دانشگاه تهران و سایر دانشگاهها  به سمت سفارت  راه پیمایی کرده  و پشتیبانی کردند(البته در یک بازه زمانی محدود ) وحال همه اینان  با گفتن آی دزد آی دزد می خواهند از آن حرکت تبری جویند(می توانید به نشریات آن زمان مراجعه کنید  تا صحت و سقم گفته اینجانب برملا شود !!!

 چه کسی می تواند ضمانت کند که اگر وضع به همان منوال می گذشت ما با انواع و اقسام توطئه ها روبرو نمی شدیم و عوامل و اعضای زخم خورده استعمار انواع و اقسام کودتا ها را در کشور ایجاد نمی کردند

 عوامل استعماری  نفوذ کرده در  حاکمیت و نهایتا کودتابرعیه  مرحوم مصدق  وایضا کسانی که صدام جنایتکار را هدایت به حمله کرده و اورا سالهای متمادی با انواع و اقسام سلاح و ترفند حمایت کردند چگونه به خود این جرئت و جسارت را می دهند تا نبش قبر تاریخ نمایند!!!!  قصددفاع از خوب و بد اعمال گذشته  نیست !! خرف ما این است اگر  دولتمدران ما  هم اینگونه عمل کنند  ما با چه دلیل و به چه مجوزی از بد اعمال آنان چشم پوشی کرده  و به سیاست مداران امریکایی و انگلیسی اجازه ورود به مملکتمان را بدهیم !!!

 اگر قرار باشد برای گروگان گیری و.... از ورود کسانی که به اشکال متفاوت در آن نقش داشته از داشتن اتباط و ورود به کشور جلوگیری کرد . پس مردم  کشور ما(نه تعداد 300 نفر ) که توسط سازمان سیا و انگلیس و... سالها به گروگان رژیم خودکامه پهلوی در آمد باید و بایستی سالها با امریکا و انگلیش قطع رابطه کند!!!

  در اسلام ما یعنی در اسلام تشیع علوی و تسنن محمدی همه اعتقاد و استنادمان بر قرآن کریم است بر فرض تقبل قصور,  اصل بزرگ و سوره ای نجات دهند و رهایی بخش به اسم توبه هست  که به هر کس و هر حزب و قوم و قبیله و... این شانس را می دهد تا با تفکر و تعمق در اعمال   و نهایتا تصحیح رفتاردر امر صلح و صفا و دوستی اقدام نماید  و این با چهره و رفتار جنایتکاران طالبانی و القاعده و مزدوران پیدا و پنهان آل سعود که بقایش در بودن تضاد و تقابل بین مسلمانان واقعی و جامعه امریکای و غربیان است  فرق داشته و دارد 

در اسلام وقتی کسی بداعمال  گذشته خود را قبول دارد  و یا خود را از یک امر واقع مبرا  می کند اصرار بر اقبات آن و قضاوت بر اساس آن به مثابه سد کردن راه خداست  لذا ما با تمامی قدرت کارشکنی عوامل صهیونیستی  و آل سعود  را در امرتشویق و ترغیب افراطیون نفوذی در مجلی سنای امریکا و نهایتاعدم پذیرش نماینده دولت روشن ضمیر اقای روحانی  را در سازمان مللل محکوم می کنیم و از برادران و خواهران وطن دوست خود در جامعه امریکامصرانه می خواهیم  تا با حضور در مجامع و اظهار عدم رضایت خود  از این تصمیم  تشنج امیز,زمینه های صلح و صفا و دوستی را بین دو کشور ایران و امریکا فراهم نمایند

  هم آوایی و همسانی بعض از افراطیون  خود برتر بین وجهان ستیز مجلس مابا شماری از جنگ طلبان     وزورگویان صهیونیستی  در مجلس سنای امریکا  جالب است و تعجب  برانگیز !!!  

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/۱/۱٩ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

ای صبا شهر خبر کن که خوش فصل بهار

باز از راه رسید و زده است پرده ی  خود بردیوار

مطربا نی بنواز

ساقیا باده بیار

2)

بهارم

هیچ می دانی !!

زمستان رخت بربسته است و می باید

به چهره ی ناز خود رنگ ولعابی داد شاهانه

گلی زیبا

برگی سبز

خنده ای شیرین و مستانه

* این شعر را برای دوستی که سالهاست همدم و همدل وب من است نوشته ام  و امروز اینجا به روزش کردم تا دیگران هم اگر دوست داشتن بهره ببرند و در شادی بهار با ما شریک باشند

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/۱/۱٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1)

پرنده ی اوج

ساحل سبزی که می بینی پراز دام است

گرچه خسته

یا که

ترس آلود

آخرین پرواز را خوش باش

 2)

صبحگاهان

تک درخت باغ را گفتم

امیدی هست

گفتا

دورتر ها گرم بازاری نمی بینم

تیره ابری

سرد وبرف آلود

آسمان را سخت پوشانده  است

دوستی گفت که اشعار بالا غمگین هستند و نومیدانه!!

گفتم درست است ,اما این نومیدی به هستی برنمی گردد و من وجود را نشانه نرفته ام

که:ماخلقنا کم هذا باطلا

بلکه هدف من کسانی ست که  زندگی  را بر مردم تنگ کرده وآن چیزایی را که باید و بایست ببینند نمی بینند, آنان حکومت ها و حاکمیت ها هستند!!حکومت ها وحاکمیت هایی که با تکیه و تاکید برافکار و امیال خود وبالطبع نظام برآمده از آن که بنوعی حالالازم و ملزوم هم هستند  هر حرف حقی را بر نمی تابند

تفکر مصرفی و ماکیاولیستی دنیای سرمایه داری غرب به بن بست فرهنگی و اقتصادی رسیده(قصد ما شهروندان امریکایی نیست که خیلی هاشان بنوعی از قربانیاناین نوع روش اداره کشور می باشند و ایننظر هر انسان آزاده است) بودن دمکرات ها در صحنه که گاه و بیگاه سعی بر ایجاد تغییر و تحول و اعمال قوانین به نفع قشر محروم و متوسط دارند نکته امیدی است  که می تواند از حرکت های آغازین برای مهارره و روش اسرافی سرمایه داری و نفی سلطه ثروتمندان باشد )

ایضا قشری گری و تعصب دینی اسلام گرایان افراطی که بعد از نفی مارکسیسم لبه دیگر قیچی جهت  تیکه پاره کردن باور شعار (آزادی برابری عرفان ) د  و سد کردن راه صلح و صفا و همگونی و همراستایی  جامعه بشری می باشد.

اگر ایده و عقاید اقتدار گرا و غیر انعطاف مبدع و مراعی حکومت ها گردند در کمترین زمان اسیر منیت و خودستایی و خود برتر بینی گشته و نیروهای انقلابی و دلسوز محروم را از میدان به در می کند  واین مختص تفکرات  و فلسفی نیست بلکه حکومت های دینی هم استعدا د اینگونه شدن را دارندبه قول معروف دیرو زود دارد اما سوخت و سوز هرگز, و مصیبت آنجاست که به مرور زمان این حکومت ها خود را عینیت اون ایده و عقیده دانسته و در خیلی از اوقات تفسیر به رای کرده و ی حتی دست به تحریف حقایق می زنند 

اما دغدغه ما افکار و یا احوال برگرفته از تفکرات بشری نیست  مشگل آنجاست که دین ابزار ترغیب ,تشویق قرار گرفته مورد تهاجم قرار گیرد آنهم نه به خاطر اصول وداشته هایی جاودانه و فرازمانی اش

امروزه منادیان صهیونیستی/انگلیسی شبکه ماهواره ای من وتو  این مزدوران بلاشک استعمار ومروجان فحشا و بی بندباری با قوی ترین ابزار و ظریف ترین ترفند ها  دین مبین اسلام  و تشیع علوی رانشانه رفته اند ومتاسفانه بعضی ها با اعمال و رفتار خود دانسته و ندانسته بدست این دین و وطن فروشان بهانه  می دهند ,این ... فکر می کنند مشگل ایران نداشتن خواننده ها و رقاصه های کاباره ای و یا مهاجرت ژانت و فرانک  و فلان ایرانی دورگه بی پدر مادراست که تقی به طوقی خورده و ایشون تو یه رشته مطلوب و محبوب معروف شده 

غافل از اینکه مشگل مردم عدالت است و قسط که این اصلا و ابدا در شبکه های بی بی سی و من و تو  و .. پیدا نشده و نخواهد شد چرا که این شبکه ها و افکار و امیالشان با عدالت اقتصادی اصلا و ابدا جور نیست 

اینان باید بدانند که بعلت رشد اقتصادی کشورهای درجه دو و سه و حصول خودکفایی در زمینه تولید و تکنولوژی بازار غارتگری کشورهای غربی تخته شده و می شود و اینان دیر یا زود باید دل از این زندگی انگلی بر داشته و به خود و بداشته های خود متکی باشند و نهایتا در کار اصلاح ساختار اقتصادی خودباشند !!!!

گیریم یه چند ده سالی باایجاد جنگ در کشورهای اسلامی و خاورمیانه و اوکراین و .. مرگ محتوم ومختوم راه و رویه سرمایه داری را عقب بیندازید  این مشگل شما را حل نمی کند خانه سرمایه داری غرب از پای بست ویران است با تعمیر دیوار و ایوان پایه های لرزان سرمایه داری اسراف گر آن محکم نشده و نمی شود

ما باید توجه داشته باشیم ممکن است به صد دلیل درست نادرست مابا حکومتهای خودمان مشگل داشته باشیم قطعا راه حل آن تشنج ودرگیری و جنگ داخلی  نیست بلکه باید و بایستی با سعه صدر و همفکری  و گفتمان اصلاحات   آنهم  نه بر علیه هم در رفع کاستی ها بکوشیم  والا ره بجایی نبرده و نمی بریم !!!!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/٢۳ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

تا اسیر رنگ وبویی بوی دلبر نشنوی-هرکه این اغلال در جانش بود آماده نیست

                                                                                         دیوان امام خمینی ره

 ×××××

رفت آن روزی

که

سبز گفتمان

آکنده از گفتان سرسبز تو بود.

کاش

بارانی

بباردبار دیگر

تندتند.

**************

همیشه بین انقلاب ,ایده های انقلابی  و هرآنچه که بعد از انقلاب محقق می شود فرق است و فاصله!!

و وای اگر این فاصله باشد اما ما نسبت به آن بی تفاوت باشیم ,نبینم و یا نخواهیم ببینیم  با هرتوجیه!!!

ووای اگراین  بی تفاوتی  بستری باشد برای نامردمان  ضد اسلام وانقلاب تا بر نیستی و نابودی نه تنهاما که  ایده وآرمان های مردمان آزادگی و عرفان اصرار بورزند !!!!!

بحث ما سیاه نمایی نیست و مایوس شدن که یاس از بزرگتر گناهان است!!

بحث ما نقد رفتار و کردار آدم هایی است که امروزه علی رغم موفقیت در جهاد اصغر دربرابر جهاد اکبر یا همان جهاد با نفس  کم آورده و دنیا را بدجوری دودستی چسبیده اند 

جمع کردن مال ومنال!!

دل نکندن از پست ومقام!!!

پشتیبانی کردن از این و آن نالایق!!!

سفارش کردن و استخدام دوست, فامیل ,اقوام و آشنا

داشتن خانه و ماشین و ..........

ای کاش یک لحظه به خودمان بیاییم ببینیم:

کجا بودیم و به کجا رسیدیم

چه داشتیم وحالا  چی داریم

ویل لکل همزه لمزه ,الذی جمع مالا واعدده ,یحسب ان ماله اخلده

وای بر هرعیب جوی مسخره کننده

همان کسانی مال فراوانی جمع آوری کرده و درشماره کردن هستند

و گمان می کنند که اموالشان آنها را جاودانه می سازد!!!

به آمال و اهداف امام ره نظر می افکنیم تا ببینیم چه کرده ایم؟ کجای کاریم؟ چه باید بکنیم ؟

البته هرکاری بخواهیم انجام بدهیم باید و بایستی ابتدا خودسازی کنیم بدین معنی که از خود دنیا طلب و برتری جو پرهیز کنیم به دیگران بیندیشیم و دیگران را برخود و منافع خود ارجح بداریم

مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که برعهده دارندمنصرف کند خطری بزرگ   وخیانتی سهمگین را به دنبال دارد

                                                                              امام خمینی ره  67/1/2

این معنا در امروز دیگر عملی نیست که یک دسته ای آن بالاهاباشند و همه چیز را بخواهند ....پارک ها ,اتومبیل ها  و بسط . یک دسته هم این زاغه نشین ها باشند که اطراف تهران اند و می بینید که این نمی شود این نه منطق اسلام است نه منطق انصافی دارد  نه صحیح است

                                                                             امام خمینی ره 58/4/15

پیغمبر ها تاریخشان معلوم است, اینها آمده اند که بسیج کنند این مستمندان را که بروند و این غارتگرها را سرجای خودشان بنشانند و عدالت اجتماعی درست کنند

                                                                              امام خمینی ره 58/4/5

... همه زحمت انبیاء برای این بود که یک عدالت اجتماعی درست بکنندبرای انسان در اجتماع ,و یک عدالت باطنی درست بکنندبرای انسان در انفراد ...

                                                                             امام خمینی ره 58/10/2

علمای اسلام موظفند با انحصار طلبی و استفاده های نامشروع ستمگران مبارزه کنند,و نگذارند عده کثیری گرسنه و محروم باشند و درکنار آنها ستمگران و غارتگر حرامخوار در ناز و نعمت به سر ببرند.

امیرالمومنین ع می فرماید من حکومت را به این علت قبول کردم که خداوند تبارک و تعالی از علمای اسلام تعهد گرفته  و آنها را ملزم گذاشته که در مقابل پر خوری و غارتگری ستمگران  و گرسنگی و محرومیت ستمدیدگان ساکت ننشینند و بیکار نایستند

                                                                               امام خمینی 58/1/21

ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

وای من

باز

هوا بارانی است

خانه  راباید داشت

×××××××

معلم شهید  دکتر علی شریعتی مقاله ای دارد تحت عنوان به سر عقل آمدن سرمایه داری

اینکه حاکمان و سردمداران دنیای سرمایه داری باراهکارهایی از چالش ها وتغییروتحولات ناشی ازجنبش های کارگری ونهایتا انقلابات سوسیالیستی  جلوگیری کردند !!!

ایشان بعنوان یک جامعه شناس مسلمان ضمن رد نظریه مارکسیست ها مبنی بر زیر بنا بودن اقتصاد به این ایده و عقیده معتقد بود که اقتصاد نقشی اصلی و بسیارتعیین کننده دارد!! و در دعایی نقطه نظر خود را اینگونه بیان می نماید

الهی به این مارکسیست های ما بگو که اقتصاد همه چیز نیست

الهی به بعضی از برادران مسلمان ما بفهمان که اقتصاد هم اصل است

                                                                                                 (معلم شعید دکترعلی شریعتی )

به نظر ایشان بابررسی وتحلیل روند رشد و تغییرات و تحولات اجتماعی درتاریخ  هرکشور می توان به این مهم واقف شد  که ما در اکثر کشورها با اشکالی از .... زندگی قبیله ای  , برده داری ,فئودالیسم ,سرمایه داری و نهایتا سوسیالیزم مواجه شده ومی شویم و این مبین این واقعیت است که اقتصاد و پیامدهای ناشی از آن در شکل گیری این سیستم های اجتماعی نقشی غیر قابل انکار داشته ودارند (چیزی به این مضمون )!!! توجه داشته باشیم دیده می شود با حتمی است متفاوت است از نظر دکتر انسان ریزبناست نه اقتصاد !! اما ایشان اشاره دارد اگر این انسان اگاه نشد تحت هدایت ادیان واقع نشد  وبالطبع اقتصاد شد محور و اصل ,درآن صورت دیدن این اشکال و سیر تحولات اجتماعی با این نام ونشانها محتمل است!!!

درمقاله مذکور دکتر علی شریعتی عقیده دارد که :

متفکران و سیاستمداران آمریکایی براین عقیده بودندکه اگر در تقابل با زیاده طلبی صاحبان صنعت و سرمایه  و اختلاف طبقاتی ناشی از عدم  تعادل در توزیع ثروت  چاره اندیشی نشود  احتمال اتحاد و اتفاق این نیروها برعلیه حاکمیت وجود دارد

اینکه تداوم  شرایط سخت ونابرابر اجتماعی موجب نارضایتی نیروها  کارگری و محروم شده ودیر یا زود آنان رابر علیه حاکمان وحاکمیت ها برمی انگیزد وبرای جلوگیری از وقوع هرچالشی بایستی چاره اندیشی کرد

بعقیده دکتر شریعتی غرب سرمایه دارای چشم بر واقعیات علمی اجتماعی نبسته و اقدام به دادن امکاناتی همچون بیمه درمانی ,بیمه بیکاری و امکانات رفاهی قابل قبول نموده و بدین طریق  از وقوع چالش های اجتماعی و جنبش های کارگری جلوگیری کرده   ومی کنند!!!! وایشان این تدبیر و راهکار را تحت عنوان به سرعقل امدن سرمایه داری تایید کرده و توجه برادران دینی را به این مهم جلب می کند

 اکثریت متفکران غربی و طرفداران نظام سرمایه داری معتقد بودند که اگر روند سرمایه داری و سود گرایی صرف کنترل نگردد با تهدیدها مواجه خواهند شد

تدابیر و راهکارهای از قبیل ایجاد اتحادیه ها و اصتاف  و احزاب کارگری و دادن مجوز  و شرایط مطلوب جهت مشارکت وحضور فعال احزاب سوسیال دمکرات در پست های اجتماعی تاحدود زیادی توانسته است موفقیت آمیزباشد!!!

به نظر دکتر علی شریعتی ودر مقوله مذکور دولتمداران  , سیاسیون ,فیلسوفان و متفکران غربی باپرهیز از تعصب با واقعیت های اجتماعی و دستاوردهای علم جامعه شناسی برخورد خردمندانه کرده و آنرانادیده نگرفته و نمی گیرند

متاسفانه برخورد صفرصدی ما جهان سومی ها و  کسانی که دارای دیدگاههای سنتی هستندباعث ناکامی و ناتوانی ما درشناخت واقعیت ها و عدم اتخاذ تصمیات مناسب ومطلوب گردیده و در خیلی از مواقع ما با تند روی  و افراط وتفریط نه تنهافرصت ها را از دست داده بلکه آنان را به تهدید مبدل کرده ایم

متاسفانه بعد از انقلاب مابر اثر و اثرگذاری اقتصاد و نقش  آن  (در صورت بازیافت هسته های سرمایه  داری زمان گذشته )توجه نداشته و اینکه اگر وضع به همین منوال باشد مادر اکثر صنایع نارضایتی و پیامدهای منفی  آن مواجه خواهیم شد

امروزه می بینیم ومی خوانیم که فلان کارخانه چندین وچندماه است به کارگرانش  حقوق نداده است یا آنها را از کاربرکنار کرده است و متاسفانه کم هم نیست تعداد آنها اما مسئولات ککشان هم نمی گزد  وبی خیال بی خیال اندواین زنگ خطری است که  می تواند خطرناک باشد

جنگ و دسایس های کشورهای امریکا و انگلیس و..... در بی توجهی یا کم توجهی ما براین مهم بسیار اثر گذاربوده است

این کشورها به این بسنده نکرده و حتی دولت مهندس موسوی را که دارای تفکر و تدبیر لازم جهت جهت دهی روند رشد اقتصاد به سمت نیروهای محروم وکارگری بودتحمل نکردند و دریک بند و بست سیاسی شرایط برکناری دولت ایشان را فراهم نمودند و بنوعی در شکل گیری و روی کارآمدن دولت یا سیاست مداران محافظه کار بعد از ایشان که دارای دیدگاههای سنتی و غیر رادیکال بودرا  فراهم ساختند

با تعمق در دستاوردهای علمی / اجتماعی  و بررسی نقطه نظرات نظریه پردازان جهانی به این مهم معتقد ومقید می شویم که برعکس کوته فکران سطحی نگرو قشری .خلقت جهان اصلا و ابدا بی برنامه و کور نبوده و درهستی هر چیز وهمه چیز مبتنی بر قانون وقواعد دقیق است!!!

مخلق کل شی ءفقدره تقدیرافرقان :2

براساس آیات هر ملت و مملکت و امتی را سرنوشتی است کم وبیش مشابه  و مختوم ومتاثر از عوامل اجتماعی واقتصادی و فرهنگی ولی با بازه های زمانی کوتاه و بلند

اختلاف نظر دکتر شریعتی  با مارکسیت ها این است که آنان این گذار و سیر تحول و تکامل رابایدی وتنها متاثر از اقتصاد می دانند  اما دکتر  اقتصاد را اصل ندانسته و این اجبار را قبول ندارد

دکتر علی شریعتی  به این مهم تاکید دارد که با بررسی جوامع مابا دوره هایی که کم و بیش مشابه و همشکل اند مواجه خواهیم شد که مترتب ومتاثر از ساختار وچگونگی رشد این جوامع در بستر تاریخ است

حرکت و روند متوالی وتاحدودی  مشابه از زندگی قبیله ای کمون مانند تا سرمایه داری و سوسیالیزم  که ترتیب تقدم و تاخرش قابل بوضوح قابل مشاهده است (البته این در صورتی است که این جوامع تحت تاثیر عوامل فرهنگی  .سیاسی واقتصادی قرار نگیرند که در آن صورت ما با اشکال ترکیبی از این نظام ها مواجه خواهیم شد )

اجل و سرآمدی که سرنوشت اکثر جوامع است

اجل و سرامدی متاثر و مترتب است از نوع ساختار .روند رشد و زندگی افراد آن جامعه و این چیزی نیست که بشود با نظریه پردازی  و ... آنر نادیده گرفت 

ولکل امه اجل فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعه  ولایستقدمون اعراف : 34

ابزار و اسباب تغییر وتحولات در هستی با اراده خداوند متعال در قالب قانون و سنن تخطی ناپذیر درج شده تاانالله و انالیه راجعون محقق شود

ابزار و اسباب تغییر و تحولات درقالب سنن وقوانین تخطی ناپذیر درج شده است تامشاهده و تفکر و تدبر درآن درسی و عبرتی باشد برای مردمانی که اهل علم وحلم و بصیرت اند

قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه  المکذبین عمران:137

بشر با آگاهی از سرنوشت گذشتگان  می تواند سرنوشت خودرا بگونه ای رقم بزندکه  آسایش دنیوی ورستگاری آخرت میسورگردد!!

هوالذی جعل الشمس ضیاء والقمرنورا وقدره منازل لتعلموا عددالسنین والحساب ماخلق الله ذالک الا بالحق یفصل الایات لقوم یعلمون یونس :5

داداری دانا و توانمند در پس پرده اینهمه علم و علوم درسی مسلم ومتقن دارد ,درسی که نادیده گرفتن آیات ونشانه هایش قطعا تنبیه و تهدیدی جدی به دنبال داشت

او خود اهل حساب وکتاب است

او با ایمان و علم راه را می نمایاند و در جای جای جهان همزمان و همگام با تغییر و تحولات وکشف رمز وراز های نهفته در دل طبیعت حقانیت گفته ها و  وعده داده شده خداوند متعال توسط پیامبرانش اثبات می شود 

همه قرآن نعمت است و هدایت ,اگربا آن مانوس باشی و اگر گوش جان به گفته هایش بدهی قطعا باعث هدایت تو  میگردد 

بیایید باهم چندایه از سوره مبارکه الرحمن را بخوانیم تا بینیم که به مصداق  چگونه و چطور کلیت جهان را برما نمایانده  و ما بسوی حق و حقیقت هدایت می کنند

بخوانیم:

الشمس والقمر بحسبان الرحمان:5

 والنجم والشجر یسجدان الرحمان :6

والسماءرفعهاو وضع المیزان الرحمان: 7

الاتغوافی المیزان الرحمان :8

واقیمو الوزن بالقسط ولاتخسروا المیزان الرحمان :9

والارض وضعهاللانام الرحمان :10

ترتیب و ترتب آیات قرآنی حقیقتا ایجاز این هدیه الهی رابرما مسجل می کند .

قصد ما تفسیرقران نیست که این محتاج به بررسی وجمع آوری اطلاعات گذشته وحال است و امروزه می بایست با کمک کارگروه های تماما تخصصی از عالمان  دینی و ایضا با همکاری و همراهی و همکاری  متخصصان علوم غیر دینی(اجتماعی.اقتصادی.و...) به این مهم دست زد هرچند که نتیجه هرچه باشد باز هم متاثر از علم و علوم زمانه  و توان ودانش  فعلی انسان است و قطعا درآینده مسائل و موارد دیگری کشف می شود که نیاز به تجدید نظر دارد

امروزه وقتی به کتب تفاسیر نظر انداخته می شود  و تفاسیر قدیمی و قبلی با تفسیر جامع و ارزشمند المیزان مقایسه می شود بعضی از نظرات  بزرگان  دینی قدیم اصللا قابل قبول نیست درصورتیکه این گفته ها در زمان ومکان خود قطعا دارای ارزش واعتبار بوده و متاکی به دلایل خود بود

قصد من تفسیر نیست بلکه تعریف ازآیات است واین تعریف در حد وسع من است وقطعا شعاعی  بسیار کوچک از این منبع لازال نور است

براساس آیات شریفه فوق:

خورشید و ماه و بنوعی هستی براساس محسبات دقیق آفربیده شده و انجام وظیفه می کنند

گیاهان و درختان با رویش خود در برابر مشیت  و اراده او سر تعظیم فرود آورده و سجده می کنند

آسمان و سقف زمین بگونه ای دقیق ساخته شده که انسان از اجرام و ستگاران آسمانی در امان است,این سرپنا این حفاظ و این سقف که امروزه جو زمینش می نامیم نه تنها ما را از اجرام مصون داشته که با حفظ اکسیژن و دیگر عناصرموجوددر هوا  و ایضا با محبوس کردن بخارآب ها  جهت بازگشت دوباره بصورت باران حیات و بقای زندگی ما را ممکن ساخته است 

این سه آیه بااشاره به آسمان وزمین و جو آن , همه هستی را نشانه رفته است واگربه آیه شریفه ذیل توجه کنیم ما با یک همگونی همراستایی و هژمونی بهم پیوسته هوشمند مواجه شویم که نشان از عظمت و توانمندی قادری متعال است 

هوالله الخالق الباری المصور له الاسماأالحسنی یسبح له ما فی تالسموات والاض و هوالعزیزالحکیم الحشر:24

و حال وظیفه ما چیست

اینکه به این میزان مقید ومعتقد باشیم اینکه ازاین قانون وقوانین تخطی نکنیم  واین تخطی یعنی ندیدن است و نفهمیدن سنن  موجود در هستی و عدم انقیاد به آن در راستای محقق شدن عدالت برای للانام(انسانها)

وعدالت در خصوص انسان

وعدالت به معنای مساوات

وعدالت به معنای همه را داشتن

واین داشتن معنایش ایجاد امکانات حداقلی قابل تحمل برای همه

و این ممکن نیست مگر با داشتن یک جامعه و  مدیریت این جامعه براساس علوم اجتماعی خصوصا علم اقتصاد

تا کی باید خودمان را به نفهمیدن و ندیدن بزنیم

تاکی باید بعضی ها آنقدر داشته باشند که دلشان را بزند و بعضی دیگر از فرط نداشتن  شب ها را گرسنه بخوابند آنهم در خانه های استیجاری

تا کی باید شیوخ و توله شاهزاده های آل سعود و شیوخ منطقه  در کشورهای خارجی ملک  ومال سرهم کرده و به تعیش بگذرانند و در عین حال برادران تسنن و خصوصا برادران تشیع ما در این کشورها با فقر وفلاکت زندگی کنند!!!

مومن ومسلمان نمی تواند نسبت به دیگر برادران خود بی تفاوت باشد

....وما تقسط من ورقه الا یعلمها ولاحبه فی ظلمات ولا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین انعام

او که در قرآن مجید می فرماید

ونرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین  القصص:5

 بعضی ها براین معتقدند که فرق است بین قانون و قوانین الهی در خصوص ارزش گذاری ارزش ها  و دستورات و قوانینی که درزمان پیامبر گرامی برحسب ساختار اجتماعی آن زمانه مطرح گردیده  و الان مصداق عینی ندارد مثل آزاد کردن برده برای کفاره گناه و ... که درآن زمان راهکاری بوده است برای از بین بردن و محو عمل زشت و ضد انسانی برده داری وامروزه صداق ندارد!!!

اما اینکه باید و بایستی باعمل خیری همانند با آراد سازی برده سبب آسایش و آرامش بندگان خدا و مترتب آن رضایت خدا را جلب کردتا کفاره گناهان باشد ان امری فراتاریخی و جاودانه است

نکته:مزدوران و جیره خواران دین  بهائیت و عوامل صهیونیستی  وایضا بعضی از فراریان  فرصت طلب  غرب زده با ایراد به اینکه چرا اسلام برده داری را به یک باره  نهی نکرده و  و با اشاره به بیانیه کورش بزرگ به خیال خود دردین مبین اسلام شبهه ایجاد می کنند و درحالی است که خود برده و غلامان حلقه به گوش سیاست های سرمایه داری امریکا و بنگاه لجن پراکنی بی بی سی هستند

باید با این افراد گفت که هم اسلام و هم کورش کبیر درامر نفی برده داری هم نظر بوده کنند  ولی هرکدام با توجه به  زمان,موقعیت اجتماعی ,قدرت  و مخاطبان وافراد تحت کفالت خود  به سبکو طرق مختلف در پی ریشه کن کردن عمل مزموم ومحکوم برده داری اقدام نموده اند

در بیانیه کورش کبیرلفظ من تا زنده هستم جلوبرده داری و ...را می گیرم و ضمانت اجرایی بعد از ایشان بسته به نظر جانشینان و دیگرحاکمان بود در صورتیکه در  در اسلام آزاد کردن برده و بنوعی اقدام در راستای ریشه کردن آن همیشه گی بوده و چیزی است که مورد  رضایت وحمایت خداوند منان است وسبب آمرزش گناهان

کورش کبیربعنوان یک حاکم مقتدر نظر خود را اعلام وآنرا اجرایی کرده است اما اسلام با توجه به نو ظهور بودن و نداشتن قدرت کافی و با توجه به اینکه تقبل اسلامنه امری اجباری که اختیاری بوده  لذا بنحوی اقدام به ریشه کن کردن این معضل و عمل ضدارزش کرده که برده داران  وصاحبان مال و منال  به میل خود دست از این عمل زشت برداشته و در بازه ی زمانی از آن  نشان ونشانه ای نماند که نماند

توجه داشته باشیم که رحمت و بخشش خدا به بزرگی خودش است بنحوی که حتی دوست دارد کسی مثل فرعون اگر امکان داشت دست از کفر و طاغوت بردارد

اذهب الی فرعون انه طغی طه :24 و این دستوری است که به حضرت موسی داده می شود تا ایشان برود و حتی فرعون  را دعوت به بازگشت  کند

از بحث دور شدیم

بحث ما ایجاد تعادل درجامعه وازبین بردن اختلاف طبقاتی وفقر است

امروزه خیلی ازماها فراموش کرده ایم زمان شاه منحوس را و اینکه جامعه متشکل بود از یک تعداد معدود دارا (ثروتمند ) و اکثریتی نادار و محروم از حداقل زندگی

خیلی از جوانان از اهداف انقلاب می پرسند شاید بهترین  جواب برای آنان نگاه و نظر امام در خصوص اقشار محروم باشد و هدفی که ایشان برای ان تلاش می کرد بخوانیم :

 اینها می دیدندکه اگر اسلام را به آن نحو بخواهند ارائه بدهند. به آنطوری که اهل بیت می خواهندارائه بدهند,انها رائه بدهند خوب نمی اتواند دیگر کاخ باشد و آن مسائل.

مردم در کوخ ها باشند وآنها دران کاخهای با عظمتشان باشند .... اسلام یک همچون سرمایه داری به آن معنا که هست نمی پذیرد اسلام قواعد دارد آنها هم نمی خواستند آنطورباشد

                                                                        امام خمینی ره 58/7/4

مبارزه اسلام با زراندوزان,بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر وتهیدستی به شمار میآورد  و این حقیقت که صاحبان مال ومنال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برتری ای از این جهت برفقرا ندارند وابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت

                                                                        امام خمینی ره 66/5/6

ثروتمندان هرگز به خاطرتمکن مالی خودنبایددرحکومت و حکمرانان واداره کنندگان کشوراسلامی نفوذکنند و مال و ثروت خودرا بهانه فخرفروشی ومباهات قرار بدهند به فقرا ,مستمندان و زحمتکشان,افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند,این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان بهاخلاق کریمه وارزشهایمتعالی و فرار از تملق گوییها می گردد....

                                                      امام خمینی ره66/5/6

قصد من تعبیر یا تفسیر و جهت گیری مارکسیستی در خصوص اسلام نیست من عقیده دارم (حداقل خودم) که اسلام طرفدار عدالت است  و عدالت  در ایجاد محیطی امن وارام وقابل تحمل از نظر اقتصادی برای همه است اینکه تساوی و برابری صرف ایجاد بشود قصد مانیست قصدمن این است که درجامعه ما باید حداقل  سطحی عادلانه قابل تحمل ایجاد شود  بنوعی که بشود بیمه درمانی .بیمه بیکاری  برای همه میسر بوده و فرزند هیچ کدامین از آحاد ملت از تحصیل و امکانات و نشان دادن قابلیت های خود محروم نباشند

به نظر من ما می بایست به دو اصل توجه کنیم به سوسیالزم شرق و عدالت اقتصادی که بصورت نسبی درآن دیده میشود یا می شد  ودموکراسی غرب که کنترل شدیدی بر رسانه ها نیست(جهت دهی هست ,رسانه های دولتی  ومزدور هست ,اما می شود رسانه هایی را دید که می گویند و می نویسندهرآنچه که می خواهند!!!

امروز ما درایران با چپ های کلاسیک ورادیکال مواجه ایم و یا با طرفداران دموکراسی  غیر شفاف و بدون مرز اینها هردو ازاعدالت به دور است  اما تلفیق و ترکیب آنان با هرنام وبه هر نوعی که هم اقتصاد باشد و هم آزادی  یک ایده آل است

ما باید به این نظرداشته باشیم که چرا اینگونه نشد!!!

چرا  گفته امام که دل در گرو نجات محرومان داشت محقق نشد!!!!

چرا سرمایه داری و ارزش و اعتبار ناشی از مال ومنال و اثر گذاری آن در انتخابات در قوانین و در داد و ستد ها دوباره درجامعه ما رخ نمایاند!!!!

چرا اشرافیت در شکل داشتن پنت هوس و پورشه  و.....در ایران و داشتن خانه های آنچنانی درامارات و امریکا و... دوباره  مباح شده است !!!!

چرا ما از مردم خواهی و مردم دوستی به خودمان رسیدیم!!!!

چرا نه تنها عدالت اقتصادی که حتی عدالت در استخدام و اکرام و ..   نادیده گرفته شد:

ای که سرمستی به این رنگ ولعاب و های و هوی

وای از آن روزی که برگردد ورق خوارو پریشان می شوی

ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/٧ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

من بجان می خرم آن قهر که ناگفتن آن صحنه ز مردان خدا می گیرد

1)

وای اگر ما مردمان عشق

زین بیغوله سنگین بگذریم

وای اگر از دستمان محزون شود دست و دلی

یا شود خانه ای  بدست ماخراب

حضرت علی ع  امام اول عالم تشیع و خلیفه چهارم برادران اهل تسنن  به حق معیار و میزانی است برای شناخت افراد و حکومتهایی که داعیه زعامت دینی دارند و این یک حقیقت غیر قابل انکار برای همه مسلمان اعمم از تسنن و تشیع است

 دین و ادیان غالبا دو بعد دارند :

-بعد انسان سازی  و تربیت روحی روانی انسان و آماده سازی این انسان برای خدمت به اجتماع و جامعه!!

-بعد اجتماعی و عملکرد این انسان درراستای ایجاد محیطی مناسب و مطلوب برای  رفاه اسایش و زندگی آرام وبی دغدغه  !!

دو بعد بصورت متناوب بر هم اثر گذاربوده و بصورت تصاعدی جامعه دینی را بسوی اعتلا هدایت می کنند(بحث ما تقد و یا تمجید حکومت دینی فعلی نیست)

دغدغه علی ع مردم محروم است

علی ع ضد اسراف و اشرافیت و تضاد و تفاوت های فاحش  غنی و فقیر است 

شاخصه علی ع حق گویی,حقی ستایی وحق ستانی است 

علی ع موبدو متعبدی گوشه نشین و عزلت گرا نیست که بجای غم دیگران  غم خود و غم اعمال و عبادات خود داشته باشد برای روز جزا!! تا  از عذابی برهد و یا مزدی بگیرد در عالم بهشت !!!!!

علی ع نه اهل ترس ....است  و نه چشم طمع به بهشت دارد  علی ع عاشق است :

عاشق الله

عاشق رب کعبه

علی ع  خوب می داند این صاحب ,این رب  واین الله  بیش و پیش از هر چیز به بنده و بندگان خود نظر دارد  و معیار و محک عزیز دانستن و یاطرد افراد دینی خدمتشان به بندگان اوست,(عبادت بجز خدمت خلق نیست- تن زنده و جان نادان یکی است )

و این بندگان دو نیاز دارند:

نیاز مادی  ونیاز معنوی

غذای جسم وغذای روح

روش . منش و سیره امام علی ع بهترین شاخص و شاخصه برای شناخت  و کسب معرفت در رابطه با این دو نیاز است ,دو نیازی که قطعا مشزوط است به چگونه زیستن وچطور عملکردن ما

 سرمایه داری با هر نام ونشان و تحت هر عنوان و عناوین همچون لیبرالیزم و نئولیبرالیزم و....  بعلت سود گرایی و سود محوری و الزام داشتن  به آزاد بودن بی حد و حصر انسانهای صاحب سرمایه برای کام گیری و کامروایی به  هر شکل (بعنوان مثال آوردن خاک ازنقاط دیگر دنیا و ریختن آن در سواحل مینی کشورامارات  جهت ساختن برج های آنچنانی  و تغییر دادن آب و هوای گرم آن منطقه با اتلاف هزینه های هنگفت و ترفندهای عجیب  جهت  خوش گذرانی شیوخ  دست نشانده عربی و ستاره های هالیوردی و ... )نمونه کوچکی از این  اسراف است که سرنوشت محکوم و محتوم سرمایه داری را رقم زده و می زند  

باید توجه داشت که دوقطبی شدن مردم دنیا به اقلیتی ثروتمند  و اکثریتی محروم (حتی در بزرگ کشور جهان سرمایه داری یعنی آمریکا ) هم اکنون زنگ خطر ناپایداری و نامانایی این سبک و سیاق از کشورداری و اداره دنیارا به صدا دراورده است

 انضباط اقتصادی ,مدیریت واحد جهانی در خصوص حفظ محیط زیست  و حفظ منابع ومعادن رو به اتمام جهانی , دنیای سرمایه داری و هر علم وایده ای که منادی و مبلغ این تفکر است را به چالش  کشیده ومی کشد  

متاسفیم که باوجود شواهد زیادی از معضلات اخلاقی اجتماعی وفقر اجتماعی دنیای سرمایه داری در کشور ما مبلغان و عاشقان  کند ذهن  وطنی با تکیه بر تعاریف  و تفکرات ایده الیستی از دنیای سرمایه داری تعریف و تمجید مبالغه امیز کرده وبنوعی  در به تاخیر انداختن مرگ مختوم سرمایه داری  ایفای نقش کرده وبه سهم خود برای چندصباحی این مرگ مختوم را به عقب می اندازند!!!!

بحث ما  نفی و طرد مطلق  دستاوردهای مثبت دنیای سرمایه داری نیست 

همچنان که نمی توانیم از امتیازات مثبت کشورهای سوسیالیتی در در رابطه با رفع نسبی فقر چشم پوشی کنیم 

 مشگل ما جهان سومی ها این است که هرچیز و همه چیز را خودباید تجربه کنیم و بالطبع صدمات و ضررر های ناشی از آن را متحمل شویم  و از آن جمله  تقلید کور کورانه  و تمدید اشتباهات دنیای سرمایه داری وکاستی های  کشورهای سوسیالیستی است

اگرراه و راهکاری نوینی که ضمن دارا بودن شاخصه های  جدید به نحوه مطلوبی  بومی شده باشد نداشته باشیم برای همراستا و همسان شدن با جامعه بین المللی می  بایست هزینه های جانی و مالی فراوانی بدهیم 

هزینه هایی که هم اکنون کشورهایی همچون عراق افغانستان لیبی سوریه مصر و... داده و کشورهای دیگر  هم یحتمل خواهند پرداخت

واضح است که سرمایه  داری درحال احتضار غرب به کشورهای منطقه ما بسنده نمی کند!!! سراب خیالی غرب هم اکنون بجان کشوری چون اکراین افتاده و شنیده شده که با تهاجم فرهنگی در کار تغییر اخلاقیات مردم کشورهایی  همچون چین   و حتی روسیه است و اگر وضع به این منوال باشد ما شاهد تغییر و تحولات کور و غرب ستا در این کشورها هم خواهیم بود

دکترین امریکا و کشورهای سرمایه دارای  القا فرهنگ  غربی بر کشورهای جهان سوم  و حتی کشور چین و روسیه است

این دکترین عناصر و عوامل خاص خود را دارد عناصر و عواملی که اهرم انجام کار بوده و با کمک آن سیاستمداران سرمایه داری و صهیونیزم اهداف خود را محقق می سازند

آزادی بی بندباری  جنسی

القاتفکرات ماکیاولیستی

فردگرایی و فردمحوری

نژاد پرستی و ناسیونالیزم کور  تبعیض گرایانه(فرهنگ و روش ومنش بد, بداست  پان ترکیسم  پان کردیسم و ... همه ابزار و اسباب نوکیسه های قدرت طلب خان و فئودال تباراست تا پا بردوش مردمان ساده لوح گذاشته و به قیمت خون انان براریکه قدرت بنشینند !! عراق مظلوم را بنگرید و کردستان به اصطلاح ازاد شده عراق را!!! ببینید و ببینیم که چگونه وچطور همان کردهایی که تا دیروز تحت ستم سردمداران  حزب منحوس و مطرودبعث  بودند امروزه چگونه و چطور برادران و هم کیشان و هموطنان عراقی خود را رها کرده اند تا قربانی دسایس  حکام آل سعود و شیوخ ثروت مدار منطقه شده و مزدوران از خدا بی خبر القاعده  و جیش الفلان قطعا صهیونیستی شوندو در عوض  کردستان عراق بجای بازسازی و بازنگری در راه و روش ریستن مسالمت آمیز بشود محل و مکانی برای خوانندگان فراری و مفسد ایرانی تا درآنجا کنسرت های آنچنانی برگذار کنند و یا بشود محلی برای آمدن هنرپیشه گان هالیودی!!!!

آری غرب با رسانه های جهانی خود سعی درتطمیع و بکارگیری افراد دیگر کشورها خصوصا سیاستمداران  خود باخته در راستای القای ایده های وارداتی بدون توجه به بومی کردن آنان داشته و دارد!!!

ایجاد ساختارهای اجتماعی مولد فرهنگ و روش سرمایه داری درکشورهای تحت سلطه و یا وابسته از نظر اقتصادی جهت جلوگیری از تغییر و تحولات مثبت در شکل انقلاب و یا باز یافت سیطره قبلی بعد از هر تغییر  یا انقلاب دکترین سابق امریکا است که متاسفانه در بعضی ار کشورهای انقلابی اثر کرده و سبب بازگشت به عقب آنان شده است  و این خطر هم اکنون در کمین کشور ماست!!!

 البته عامل یا عوامل یدیگری بر این مهم نقش داشته و روند کارها را برای محقق شدن افکار و امیال کشورهای سرمایه داری تسطیع و تسریع می نمایند عواملی همچون :

عقب افتادگی های اجتماعی

عقب افتادگی های فرهنگی

ایده های قشری و سطحی نگر دینی 

تعصبات کور و ضد بشری ملی و میهنی  اقوام ونژادهای خاص

خشونت گرایی و داشته ایده و افکار فناتیک وافراطی

استبداد و داشتن امیال و افکار اقتدارگرا

از مهمترین این اهرم ها افکار و امیال متعصبانه دینی است  و استعمار و غرب فعلا براین مهم اصرار داشته و بصورت مستقیم و غیر مستقیم به ایجاد و تقویت مقطعی آن کمک نموده و می نماید

 دنیای غرب از استبداد دینی  گذر کرده اما بعناوین مختلف سعی دارد در این مقطع این ابزار را دستاویز امیال و اهداف خود کند

در غرب هم متعصب دینی داشته ایم

در غرب هم خشونت دینی داشته ایم

درغرب هم بوده اند افراد و رهبرانی که داعیه حکومت کردن و حاکمیت دینی داشته اند و حتی چند صباحی حاکمیت داشته اند

ادیان مسحیت و یهود متاسفانه مورد تهاجم حکومتها قرار گرفته و روحانیت این ادیان بنا به منافع این حاکمان  اصول اصلی و خدایی مسحیت  را مورد تحریف قرار داده اندجنگ های صلیبی بیش از آنکه جنگ اسلام و مسحیت باشد جنگ حاکمان مستبد قدرت طلب و متحجر عثمانی باحکومت های استعماری غربی است  

فرق عمده ما با دنیایی غرب دارا بودن دینی همراستا و همگرا با علم و علوم روز است و غرب با علم به این سعی در نشان دادن چهره ای خشن ,ظاهرطلب و قشری از اسلام دارد و دراین راه چه شیعه و چه سنی اگر تعصب و تنگ نظری داشته باشیم به هر دلیل قطعا بصورت خوداگاه و یا ناخودآگاه ما مزدور  استعمار و دسیسه های ضد اسلامی انسانی آنان خواهیم بود و قطعا پاداشتی جز عذاب الهی و جهنم نخواهیم داشت !!!

 دین اسلام دین مبینی است که نه تنها مخالف علم نیست که علم و عالم بودند را محترم و مقدس می شمارد

دین در غرب پس از رنسانس دوباره به عرصه اجتماع برگشت اما بصورت محدود و ومشروط و فقط در عرصه اخلاق آنهم بدون داشتن ضمانت اجرایی (نمونه اش عدم توجه دولت های غربی به مخالفت رهبران دینی و پاپ با قانونی کردن ازدواج همجنس گرایان )

اما اسلام دینی است که رنساس جزء لاینفک آن است و اجتهاد ضمانت اجرایی آن 1

اجتهاد نه تنها ابزار و اسباب تطبیق که موتور حرکت رو به جلوی افکار و راهکارهای دینی می باشد

تا اجتهاد هست در دین اسلام عموما ودر تشیع بالاخص بن بست نیست

در نظر ما:

در اسلام :دین درخدمت مردم است نه مردم در خدمت دین

دراسلام :دین برای مردم است نه مردم برای دین

در اسلام این دین است که مردم را نجات می دهد نه اینکه مردم برای نجات دین بکوشند

اگر دینی خوب و مفید باشد و اگر رهبران و راهبران دینی دین را بگونه ای تبین و تعریف کنند که درسش زمزمه محبت باشد قطعا طفل و طفلان گریزپای را به سمت و سوی خود هدایت وحمایت  می کند

تعصب و تحجر دینی این است که کسانی نه برای مردم که برای اعمال وظواهر دینی احترامی در حد تقدس قائل باشند

امروزه طالبان .القاعد. وهابیون ودیگر گروه های افراطی که متاسفانه عمدتا اهل تسنن هستند مصداق عینی تعصب و تحجراند اینان به حق وارثان فرقه خوارج اندکه امیرمومنان علی ع را خون به جگر کردند و به قتل رساندند!!!

علی ع اولین قربانی تعصب و تحجر است و هر شیعه ای که متعصب و متحجر و اهل خشونت وارعاب باشد قطعا از پیروان علی ع نبوده و نیست

برعکس متولیان سایر ادیان خصوصا مسحیت و دین یهود اسلام هیچ وقت برای گسترش دایره خود از تطمیع  و سرکوب استفاده نکرده است  .

چه کس و کسانی  به آفریقا لشگر کشی کرد وآنرا مستعمره خود ساختند .

برعکس آنچه که استعمارگران و جیره خوران آنان تبلیغ می کنند لشگر کشی اسلام به دیگرکشورها غالبا درراستای نجات مردم آن دیار بوده و پیروزی مسلمانان عمدتا به علت  علاقه و کشش درونی مردم آن کشورها به اسلام بوده است !!!(رجوع شود به کتاب ارزشمند خدمات متقابل ایران اسلام نوشته شهید مطهری )

البته این یک بحث کهنه و منسوخ شده است  دلیل ما برای بیان آن نه مسحیان و یهود که مسلمانانی است که تحت تاثیر این افکار و تبلیغات در برابر دیگر کشورها  و ادیان آن حالت تهاجمی به خود گرفته و بجای مبارزه اصولی در شکل رقابت سالم دینی دست به خشونت می زنند

تبلیغ دین در رفتار وکردار و دانشمداری و دانش پژوهی  معتقدان به آن دین است

امروزه بعد از انقلاب حکومتی با نام ونشان اسلام بوجود امده است خوب بد این حکومت قطعا به نوع نگاه . چگونگی حکومتداری و حکمرانی رهبران آن  بستگی دارد .

مردمان هر حکومت با توجه به رای و نظر حاکمان افکار و اعمالشان آنان تربیت شده  و اثر و اثربخشی متاقابلی برهم خواهند داشت

هدایت و حمایتی دوطرفه و دوجانبه و رو به رشد

رهبران می بایست در شناخت جامعه عوامل و عناصر مفید و یا مضر به حال حاکمیت در راستایی محقق شدن  اهداف کوشا بوده و بیشاپیش از هرچیزی به این مهم توجه داشته باشند

اما .ما بعد از انقلاب چه کردیم؟

درست است که ایده و افکار و امیال همه انقلابیون خیرخواهی و اعتلای شرایط مادی و روحی روانی مردم بود  اما این تنها کافی نبود  و به صرف اعلام نقطه نظرات  و تشویق و ترغیب مردم به سمت و سوی این ایده و افکار و کمک به محقق شدن انان قطعا به عوامل و عناصر دیگری غیر از مردم می بایست پرداخته شود

استعمار خیلی بیش و پیش تر از اینها پیش بره خودینی انقلاب ها را کرده و می کند لذا در ساخت و ساختار اجتماعی /اقتصادی کشور های تحت سیط خوددر شکل دهی  و چنینش زیر بناهای اقتصادی بگونه ای عمل می کند که برفرض وقوع انقلاب و تغییر حاکمیت این عوامل و عناصر اجتماعی و اقتصادی در مدت زمانی کوتاه دوباره و بصورت خودکاردر تربیت و بکار گیری نفر و نفراتی دلبسته و وابسته به خود برای تداوم سیطره  روش و منش حکومت قبلی اقدام شود

یک حکومت دانا ودوراندیش قطعا می بایست با تغییر زیر ساخت های اجتماعی واقتصادی از رشد و بازیافت فرهنگ استعماری قبلی که منجر به چالش شده  درانقلاب جلوگیری نموده و انقلاب را از آسیب و تهدیدهای احتمالی  ایمن بدارد 

متاسفانه بعلت جنگ و بعلت ماندگاری فرهنگ مصرفی غرب در مملکت و متاثر از بازیافت هسته های سرمایه داری در مملکت ما روز به روز بصورت اجباری به سمت و سوی فرهنگ .رفتارو .. حکومت قبلی حرکت کرده و می کنیم و استعمار این مهم را خوب می داند و در رسانه های وابسته به خود همچون  شبکه ماهواره ای مشکوک و ضد دین من و تو به  جوانان مظلوم ما خوراک فکری نامناسب و غیر ارزشی می دهند

شیطان و وسوسه های شیطانی در شکل عامل و عوامل اجتماعی اقتصادی و فرهنگی همیشه هست اما آنچیزی باعث تاسف است عدم موفقیت رهبرانی است  که نتوانسته اند خوراک مناسب فکری به این جوانان بدهند یاهرآنچه که با عناوین مختلف یاد داده اند دارای اثر واثربخشی مناسب  و مطلوب نبوده و می بایست بازنگری شوند

حکومت ها و حاکمیت ها در طول تاریخ بوده  و دچار تغیر و تحول شده و می شوند براساس سنن الهی و تجارب تاریخی هیچ حکومتی مادام العمر نبوده و نخواهد بود وهرکس ان درود عاقبت کار که کشت 

امروزه مشگل ما این است که شبکه مذکور و دیگر شبکه های ضد دین ضعف و نارسایی عمدی و یا غیر عمدی حاکمیت کنونی را با تبلیغات بسیار بسیار کارشناسی شده و مبتنی بر ترفندهای روانشناسی بر علیه اسلام بکارگرفته و تیشه به ریشه افکار دینی عموما وبالاخص عقاید اسلامی جوانان می زنند

دغدغه ما دفاع از انقلاب اسلانی نیست چرا که امروزه حکومت ما  تمامی اهرم های رسانه ای و آموزشی را دراختیار دارد  و باید بایستی خود از عملکرد خود دفاع کند  و شکی نیست که این دفاع با دفاع قبل و یا در حین انقلاب فرق داشته و متفاوت است

 دفاع قبل و حین انقلاب عمدتا نظری بود ولی دفاع این زمان که اهرم های اجرایی در دست نظام ماست قطعا دفاعی عملی و عملکردی است

رفع نیاز های اولیه مردم

اجرایی صحیح و بی تبعض قانون

پرهیز از باند بازی و قوم وقبیله پروری

اعمال مدیریت های علمی   و مبتنی بر تجربه و تجارب جهانی 

توجه و تدبر بر علوم اجتماعی و بکارگیری نقطه نظزات اندیشمندان اجتماعی ,پیش بینی و جهت دهی بر فعل و انفعالات اجتماعی

رفع تبیعص در تمامی زمینه های اجتماعی از قبیل استخدام  و نهادینه کردن شایسته سالاری

حدف حداکثری اختلاف طبقاتی و کاهش فاصله غنی و فقیر

انضباط اقتصادی

بیمه همگانی درمانی

بیمه بیکاری

 تبلیغ .تسری و تقویت فرهنگ تعاون و جایگرینی هماه گانی سازی بجای خصوصی سازیهای غری صحیح و ناکارامد

مکانیزه کردن کشاورزی

مدیریت هدایت تولید براساس استعداد مناطق و با بکارگیری اهرم های تقویتی تشویقی همچون یارانه و سوبسید های هدفمند

اقدام در راستای بهینه سازی سلایق اجتماعی وبسط فرهنگ قناعت با تربیت انسانهای ایثار گر ومفید به حال اجتماع

پرهیز از تک نگری و تک روی در جامعه جهانی و تلاش جهت  همگون وهمراستا شدن جامعه با جوامع جهانی 

پرهیز از تشنج و تقابل جهانی

اقدام درراستای تعامل و تبادل فرهنگی جهانی  و گفتمان های  صلح آمیز در راستای ایجاد ثبات ساسی و آرامش روحی روانی مردمی که حاکمان و حکومت گران ولی. وکیل و منتخب آنان می باشند

2)

من دلم گرم به فرداست

به خوش رونق گرم خورشید

سخت

یا

ساده

زمان می گذرد

 باش تا سردی این تلخ ز رخسار جهان برگیریم

3)

ای عشق ای رویای من

ای رونق فردای من

ای وای اگر در زندگی

یک آن فراموشت کنم

این دو شعر اگر چه از بحث جدی فوق جدا می باشند اما بنوعی از نظر اهداف با مقوله بالا هم راستا و همداستان می باشند

4

بعضی اوقات دلم می گیرد

وای

از هجمه 

این کهنه خیال

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱٢/٥ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi

 

1

زده ام در دل خود

رو به خدا پنجره ای

تا ببینم خورشید

فارغ از هجمه این حجم  دودآکنده

2

خاطر خاطره ای

صبرگرفته است زدست دل من

ساقیاباده بیار

برمن دلداده بده جامی چند

3

وای اگر ما مردمان عشق

زین بیغوله سنگین بگذریم

وای اگر از دست ما محزون شودچشم و دلی

یا شود خانه ی خراب

وماالحیاه الدنیاالا لعب و لهو وللدارالاخره خیراللذین یتقون افلا تعقلون الانعام:32

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi