خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
ali_hejazi
آرشیو وبلاگ
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
لینک دوستان
مرد بارانی من
هزار توی شعر
تو را من چشم در راهم
لحظه های ناب
پريشادخت
زيبا با دلی به وسعت دریا
يغمای شب
برگ های سپيد دفتر من
ع-ی -سامان
ندای منادی
خشت خشت دل
بلوغ کلمات (مژگان مشتاق )
بهت
مرگ . عشق
به همین سادگی
شبگرد تنها
شمع روشن
تقلا
کورش همه خانی
سید محمد رضا هاشمی زاده
رجب بذر افشان
حمیده محمد رضا پور
مونا زنده دل
دوست
مریم حقیقت
بهزاد بهادری
روح الله کرهانی
مسیحا ابوعلی
فاطیما کرمی
مریم طالبی
الهه
شیدا
دارابی
صدیقه حسینی
پرستو ارسطو
ذاتما
دل نوشته (صحبت )
سهیل نصرتی
دکتر
ادبیات جوان
انجمن شاعران ایران
پوراسماعیل
گوری با مساحت انجیر
انجمن جازی جمعی از شاعران م
اشعارکلاسیک پرستو ارسطو
کانون ادبیات ایران
گل گیسو
سید حسن رستگار
آقای ایرج اعتمادی
آقا سید مرتضی
زلال های دادا
زکیه
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
من به آزادگی عشق نظردارم و
عشق
روشنی بخش دل تار من است
گرچه شب سنگین است
لیک من منتظر خورشیدم
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ - ali_hejazi
اندر وقاحت برنامه تلویزیونی دیروز .امروز .فردا و این به اصطلاح مجری بی طرفش که با یک خنده ی .... هر چیز و همه چیز را به سخره گرفته است آدمی می مان که چه بگوید!
قبلا خیلی از آقای ضرغامی لجم می گرفت . از اینکه اینهمه یکدنده است و یک طرفه و فکر می کردم این اوست که با تمامی قدرت و قوت به طرفداری از یک نوع فکر یا جناح اصرار دارد تا اینکه جدیدا فهمیدم رادیو تلویزیون در یک برنامه ی ازقبل طراحی شده توسط انبوهی از فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق ع (بخوانید دانشگاه مهدوی کنی) تسخیر شده و خروجی افردش عمدتا راستگرا است چیزی که امروزه در مملکت ما رایج است وخوداگاه یا نا خودآگاه ما با یک کودتای فرهنگی طرفیم افرادی که باروش خاصی اگزینش شده .افرادی خاص و یک بعدی که غالبا دارای یک نوع اشرافیت سنتی /مذهبی . بند و بست های فامیلی و آشنایی های آنچنانی طرفیم .آدم هایی خوش قد و قواره و خوش نشین که سند مسند و مقامات رادیو تلویزیون . وزارت خارجه .استانداری ها و زیر مجموعه های آنان را را بنام خود زده و می زنند شش دانگ و این می تواند دانشجویان و رهپویان علم در دیگر دانشگاه را که به هر جهت گوشه چشمی به مدارج دنیوی هم دارند و باید هم داشته باشند مایوس کند و طرز تفکر قوم و قبیله ای که به هر حال در این چندین و چند ساله ی بعد ار انقلاب امتحان خود را پس داده و نتوانسته اند در عرصه تولید فکر کاری چشم گیر و جهان پسند از خود نشان بدهند و نام و نشانی در عرصه ی علوم انسانی در جوامع بین المللی از خود بجا بگذارند
چه راحت می شود فریاد ها را در گلو خشکاند
چه راحت می شود افکار دیگر را ندید یا اینکه با تحریف کوچک کرد
چه راحت می زنند تهمت
چه راحت می کنند تکفیر
چه راحت چشم را از دیدن
مگر این چند روز کام و یا این قهقه های کامرانی چند می ارزد
دلم از رونق زور و زر و تزویر می لزرد
و می ترسم ز مردمانی که از فردا نمی ترسند
خدایا خود براین قومی که اینسان مردمان صحنه را یکسویه می خواهند و می بینند قضاوت کن
فبشر عبادیالذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه
دین و ادیان اهل مباحثه و تعاملند . دین و دینمداران اهل تبلیغ اند نه تحمیل . مردمان دین هیچوقت و هیچگاه دین را ابزار و اسباب رسیدن به مقصد و مقصود نمی کنند چرا که مقاصد ماها و ایضا راه و رویه ای که در رسیدن به این مهم در پیش گرفته و برآن اصرار می ورزیم متاثر از حال و روز و شروط زمانه است و تغییر پذیر. به همین دلایل و بیشماردلایل دیگر هیچ قوم و گروهی نمی تواند داعیه حق بودن و حق داشتن صد در صدی را داشته باشد . عدالت یعنی رضایت مردم و رضایت مردم وقتی حاصل می شود که مردم خود را درامر و امور مملکت شریک و سهیم دانسته و از هیچ قوم و قبیله و یا طرز فکری نترسند و همه افکار و امیال در محیطی سالم و بدور از سوئ استفاده از تیلیغات برون مرزی و ایضا تحریک افراد مومن و مقید اما با درجه علمی پایین و متعصب که اولی آدمی را دلباخته ی بیگانگان می کند و دومی دیگران را از ملت و مملکت بیزار
دم ز زندان و سرکوب زدی
چاره نشد
دشمن از خامی تو کام گرفت!
یک چند بیا
همدل و همراه شویم
باشد که خدا چاره ی این درد کند
وعتصمو به حبل الله جمیع و لا تفرقو
چه شلوغ بازاری شده و چه راحت می شد با صعه صدر و از خودگذشتگی مشکلات را حل کرد دنیای سیاست دنیای حکومت است و هدایت . در حکومت های غیر دینی برای بقای حکومت هدف توجیه گر بلامنازغ وسیله است چپ و راست هم ندارد . روسیه و امریکا و دیگر کشورهایی که بنا به مصالح و یا اشتراکات عرفی و عقیدتی در صف هر کدام از این دو سردمدار کنونی جهان قرار گرفته و سنگ و رنگ آنان را به سینه می زنند . و هدایت در مکتب و مرام آنان معجونی است از ناسیونالیزم .نژاد پرستی و قومیت و زبان که این آخری متضمن و مبلغ یک فرهنگ خاص است فرهنگی که پیوستگی و هم بستگی اقوامی را تعیین و تضمین می کند ابزار حکومت هم که معلوم است . اما در کشورهایی که دل در گرو دین دارند یا در خدمت دین اند و یا دین را به خدمت گرفته اند اگر چه تعداد این حکومت ها امروزه زیاد نیست اما بی شماری از کشورها در گذار و گر تاریخی خود از این مهم بهره جسته و خلقی را به مبارزه با این و آن به خدمت گرفته اندنمونه بارز حکومتی که برای مقصد و مقاصد خود دین را بهانه داشته و از سرمایه دین برای بقا ی حاکمیت خود بهره برده و می برد عربستان سعودی است اما از کشورهایی که خود را در خدمت دین دانسته و می داند جمهوری اسلامی است . دین ستایی و دین خواهی اولی درون گراست و دینمداری و دین ستایی دومی برون گرا .اولی دین را می خواهد برای مردمان خود توجیه و تفسیر کند و دومی داعیه تبلیغ دین در سطح و گستره ی جهانی دارد . اولی می تواند بی خیال افکار عمومی جهانی باشد اما دومی به جذب و جلب افکار عمومی در سطج جهان بوده و برای آن اهمیت خاص قائل است اولی نظر به ظاهر و قالب دین ارد و شریعت گراست دومی نظر به محتوا وکیفیت دین . اولی فرد گراست و دوم جامعه گرا . اولی خشک است و غیر قابل انعطاف و دومی لطیف است و قابل انعطاف . اینجاست که باید و بایستی به افکار عمومی و به نظر و نظرات مجامع بین المللی توجه خاص داشته باشیم و بدانیم که رفتار و گفتار ما از اهمیت بسیار بالایی برخودار است . نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد در خدمت دین بودن است . دین خدا برای نجات و هدایت مردم آمده است و تمامی اعمال و رفتار ما نمود و نمادش وقتی ارزشمند است که برون داد اجتماعی داشته باشد انسان خوب خوبی اش وقتی معنا و مفهوم پیدا می کند که به نفع غیر خودش باشد و این غیر او را خوب ببیند و اورا بخاطر خوبی اش بخواهد و ایضا دین که گستره و چتر خوبی اش بالاتر و والاتر است اینجاست که دین نباید و نبایستی وسیله ای برای دنیا خواهی و دنیا طلبی باشد و انسانی که با مجوز دین مسئول شده و مسئولیتی را متقبل می شود باید بداند که هیچگونه لغزشی از او مقبول نیست و هر گونه نامهربانی و نامهربانی او می تواند به نام دین تمام شود و این بسیار خطرناک است و این خطر غیر قابل جبران است که بنام دین نه به شخص که به مردم و ملکتی سخت گرفته شود و یا رنجشی عمومی ایجاد کند .
ادامه دارد !
تیره شدخاطرم از دوست
چه می باید کرد
شده ام سخت پریشان و غریب
نکند دست زمان حادثه با خود دارد
و اینکه جدا از گفتن و نوشتن از سیاست که نه بلکه از تفکر و تعقل راستین در راستای تبلور هر آنچه که انسان و انسانیت را تبلیغ و تایید می کند بعضی اوقات عنان دل بدست احساس افتاده و در گرم بازار این همه هراس در پیش خود نای و نغمه ای را زمزمه می کند
به من جه که اول مرغ بود یا تخم مرغ
به چپ ....چپ
به راست .. راست
قدم رو
هنوز هم از سرگروهبان دوران خدمتم! حساب می برم
بیا با هم زمانه را حال بکنیم
بپا پای کسی را لگد نکنی
همه مان باید قانون عمل و عکس العمل را باور کنیم
وگرنه
باید پای لرز خربزه به ایستیم
و ایضا :
ای که با خر مراد سورتمه می ری
یه روزی کله می شی
پرخطره جاده خاکی
حالا هی خنده بکن
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ - ali_hejazi
غم نداریم از این سرد
هوا بارانی است
سبز خواهد شد دشت فردا
منتظر می مانیم
خدا نکند که فکر کنیم عقل کلیم . خدا نکند که بخواهیم دیگران را به آن چیزی که اعتقاد داریم و انقیاد . اجبار کنیم . عقل و عقیده من به قد توان و توانمندی من و زمانه ی من است . باید بگذاریم نسل ها و عصر ها خودشان چارچوبه .چگونگی ابراز عقایدشان راتعیین کنند
شعرم گرفته موج موج
باکم ز هر بیداد نیست
گفتم رازم با نسیم
هرچند زمانه یار نیست
سرودن با نوشتن فرق می کند . نوشتن می توان اهل سفارش باشد نوشتن ترس را می فهمد .مصلحت اندیش است ... اما سرودن حرف دل است و دل هیچ وقت و هیچگاه از کسی خط نگرفته و نمی گیرد .حتی اگر این خط دهنده خودت باشی
دل مبندیم به چند روزه ی کام
حکم تکفیر صادر نکنیم
توبه را سد نکنیم
بگذاریم خدا حرف آخر بزند
امروزه کسانی خیلی راحت از این و آن حرف می زنند . برای این و آن تعیین تکلیف می کنند از همه بدتر علی رغم گرفتاری های پیدا و پنهان خانواده ها تحت عنوان گزینش کسانی را از خوردن یه لقمه نان محروم و مطرود می کنند وخیلی اوقات رفتار ایچنینی را .ظیفه دینی تلقی کرده و از پیامدهای آن کک شان نمی گزد و این بد است .ایکاش بد این اعمال و رفتار گریبانگیر خودمان شود نه اینکه به نام دین تمام شده و دست و دلی را از دین نومید کند که هیچ چیزی بدتر و مزموم تر از سد کردن راه دین خدا نیست
با شعر غم خویش بیان خواهم کرد
بی مهری ایام عیان خواهم کرد
هرچند جفا می کند این پست وبلند
من عاقبت کار نشان خواهم کرد
این روزا و در این حال و هوا .هر طرفی باشی بی طرف نیستی ایکاش می توانستیم محیطی ایجاد کنیم که همه ی طرف ها . راحت حرف بزنند. راحت بگن .راحت ابراز عقیده کنند و مردمان داوری که همین مردم کوچه و بازار هستند راحت تصمیم بگیرند ایکاش می شد برای به کرسی نشاندن افکار عقایدمان هر چیز و همه چیز را ابزار و اسباب قرار نمی دادیم مردم ممکن است چند روز و چند صباحی مجذوب گفته ها و ادعا های ما شوند اما آن چیزی که برای مردم اصل است وبراساس آن تصمیم می گیرند اعمال رفتارماست . پس باید بایستی این مهم را اصل دانسته و هرچیز و همه چیز را از خود شروع کنیم
زندگی را دوست می دارم
و مردم را
بدور از های و هوی و تلخ کامی ها
صبر را هم .
من یقین دارم و می دانم
پس هر ابر بارانی است و
خورشیدی که می خندد
و می راند هجوم سخت سرما را
اندر وقاحت برنامه تلوزیونی دیروز .امروز .فردا و این به اصطلاح مجری بی طرفش که با یک خنده ی موذیانه هر چیز و همه چیز را به سخره گرفته است قبلا خیلی از آقای ضرغامی لجم می گرفت . از اینکه اینهمه یکدنده است و یک طرفه و فکر می کردم این اوست که با تمامی قدرت و اقتدار به طرفداری از یک نوع فکر اصرار دارد تا اینکه جدیدا فهمیدم رادیو تلوزیون در یک برنامه ی ازقبل طراحی شده توسط انبوهی از فارغ التحصیلان دانشگاه مهدوی کنی (امام صادق ع که هر گونه شک و شبه ای از بلندای مکتب ایشان دورباد ) تسخیر شده و ما با یک کودتای فرهنگی از افراد خاص و یک بعدی که غالبا دارای یک نوع اشرافیت سنتی است طرفیم
چه راحت می شود فریاد ها را در گلو خشکاند
چه راحت می شود افکار دیگر را ندید یا اینکه با تحریف کوچک کرد
چه راحت می زنند تهمت
چه راحت می کنند تکفیر
مگر این چند روز کام . مگر این قهقه های کامرانی چند می ارزد
دلم از مردمان جنگ می لزرد
و می ترسم ز مردمانی که از فردا نمی ترسند
خدایا خود براین هنگامه ی بیداد یک شیرین قضاوت کن
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱۱/٧ - ali_hejazi
رد پای اشک هایم را زمان از من گرفت
گم شدم در حسرت حرفی که آرامش نبود
گشته ام حیران زقومی
کین چنین بر دوستان خویش شیرین می زنند
چه آسان و چه بی خیال به ندیدن ها و نفهمیدن ها اصرار داریم . چه راحت دیگران را از خود می رانیم و به این راندن مباهات می کنیم . اگر اهل صلح هستیم و مدارا راهش فدارکاری و ایثار است نه فدا کردن دیگران . خیلی اوقات برخورد تند و غیر منطقی ما ناشی از ترس است . و ترس عامل فرار و فراری شدن از حقیقت. این ترس می تواند ما را به ندیدن ها و نخواستن ها عادت دهد و یا دیگرا ن عادت های رسوب بسته و کهنه ی شان را برماتحمیل کنند .عاداتی که اگر برای خیلی ها عادی باشد برای ماها که درد و دغدغه دین داریم یا رسالت معرفی دین( نه برای این نسل و عصر که برای عصرها و نسل ها )این امر یقینا پسندیده و قابل قبول نیست گیریم که همه حرفایی رقیب درست نباشد گیریم که رقیب دروغ بگوید گیریم که رقیب نخواهد .... بفهمد آیا این معضل را می شود با ضرب و شتم و با ترفندهایی که اگر برای خیلی ها مباح باشد بر ما حرام است مرتفع نمود . این اعتراضات و این حرئت و جسارت بیان اعتراضات حتی اگر تماما مغرضانه و بر باطل باشد بدون شک دلیل و دلایلی غیر از ساده اندیشی و ساده انگاری مادارد. چی نداشتیم ؟چی در اختیارمان نبود ؟چه گفت و گفتاری را برمابسته بودند ؟ چه نگفتیم ؟کین چنین اقشار قابل توجهی از جامعه و غالبا دانشجو و اهل علم خشمشان گرفته( به حق یا بنا حق) و بر ما خرده می گیرند ؟ راه و روش و طریقه ی اصلاح و بازگرداندن امور به راه اصلح و صواب بدون شک راه و رویه ی که در پیش گرفته ایم نیست !
خدایا تو خودت مردمان اعتدال و میانه روی را قدرت و عزت بده تا این ملک و ملت و این جمهوری اسلامی را نه برای آدم ها و باندها که برای عصرها و نسل ها نگهدارد. شکی نیست که مردمان حال و آینده و مردمان عصرها و نسل هیچوقت و هیچگاه یک گونه و یک فکر نبوده بلکه اهل تکاثرند و شک نباید داشت که مردم سالاری دینی . عدالت خواهی و آزادی تا مرز مطلق است و این مطلق نه به معنای بی بندباری و ندیدن حریم ها و حرام ها بلکه به معنی نفی برتری یک قوم یک قبیله یک جناح و یا یک تفکر و تدبر است
وای ازمردم تصمیم وای از شوق شتاب
کاش آن دوست نمی گفت چنین
کاش ان خانه ی امید نمی گشت خراب
وای اگرنقشه آن یار شود نقش برآب
بی پرده بگویم که: من از خامی و یکدندگی دوست دلم می گیرد
یک نفس فاصله
تا مرگ
چه حالی دارد ؟
ترس دارم من از این
باد
گویا که :خیالی دارد
سالها از عمرم گذشته بیش و پیش از نصفی اش
عمری را درتب و تاب گذراندیم و گاه و بیگاه به طرفداری از این و آن/ این و آنی را ازخود رنجانیدیم و یا سبب خوش به حالی مردمانی چند شدیم شناخته و ناشناخته. دانسته و یانادانسته ما را به برانگیختن یا برانگیخته شدیم تا در کوی برزن جولان دهیم و باعث جولان مردمانی چند باشیم بی جیره و بی مواجب .
وحال سر پیری انگاری که این رسم و رسوم یا که رویه عادتمان شده است و ترک عادت موجب مرض . لذا باتاثیر و تاثر از حال و هوای زمانه به طرفداری از یک نفر و یک جناح دم گرفتیم تلاش کردیم و ...غافل از اینکه اینجا سرزمین ازما بهترون نیست اینجا حساب حساب هست اما کاکا خیلی اوقات برادر نیست .اینجا جناح گروهی که می آید یا می خواهد بیاید از پس و پیش تدارک همه چیز را می بیند و در یک مرز بندی قاطع سره را از ناسره جدا کرده یک چند را خودی و دیگران را در طرفه العینی غیر خودی نامید ه و حریف چه بخواهد و یا چه نخواهد بعداز انتخابات دیگر خودی نیستیم . دیگر کسی تره برایشان خرد نمی کند . و ما اینرا می فهمیم حس می کنیم و در نیت و نگاه دوستان سابق و رقبای چند لخت پیش می بینیم .باورمان شده که راه و رسم این دیار یا که وادی ما عجیب است وبین حرف تا عمل فاصله . تصمیم آن نیست که در حضور گرفته می شود و یا گفته می شود که باید گرفته شود . تصمیم ان است که در جلسات تحت هرنام چه پیدا و چه پنهان گرفته می شود . و گند بزند کد ها و کلاماتی که برای شناسایی یا چاق سلامتی در موقع و مواقع ارتباط گرفتن ها رد و بدل می شود . دم از علم می زنیم می خواهیم علمی عمل کنیم اما سرتاپایمان را آداب و سنن سنتی فراگرفته و خواهی نخواهی مجبور به حرکت و اطاعت از چارچوبه ای هستیم که گروه و جناحی که به آن تعلق داشته و یا و یا طرفدارآن هستیم برای ما تعیین و ترسیم کرده و می کند .
حقیقت این است که عصر و نسل انقلاب و حرکت های خشن انقلابیون به سر آمده و ودر دنیایی کنونی هیچ عقل سلیمی دل در گرو اینراه و رویه ی نخ نما نمی شود . و این بعلت انفجار یا که انقلاب ارتباطات و ایضا علم و آگاهی مردم و مردمان تمامی کشورهاست و ایضا اثربخشی غیرقابل انکار پارامترهای اقتصادی . فرهنگی . جغرافیایی و یا حتی زمانی
حقیقت دیگر این است که مردم بعنوان نیروی سوم برای خود اصلند و اصلیت دارند .
مردم این زمانه دیگر لشگریان گوش بفرمان و بی چون و چرا یی نیستند که برای آمال و امیال گردن کش و یا شاهی جاه طلب به میدان آمده به هرسمت و سویی روانه شوند . دیگر نمی شود بدون دلیل و بدون توجیه مردم را به انجام هرکاری وا داشت . مردم فهمیده اند که برخلاف دوران گذشته و عصر و نسل شاهان و حاکمان مستبد و زیاده خواه .این حکومت ها هستند که می باید درخدمت آنان باشند و برای آنان کار کنند . مردم دریافته اند که بقا و فنای حکومت برعزم واراده ی آنان استوار است . و حاکمان نیز فهمیده اند برای جلب و جذب مردم باید با ارائه ی برنامه های علمی و عملی قدم در میدان گذاشته و برای محقق شدن اهداف و اقوال سعی و تلاش کرده و در مواقع معین به مردم گزارش کار بدهند . با توجه به تغییرات متاثر از زمان و زمانه دیگر فصل ها و فاصله ها شفاف عمل کنند . دیگر نمی توان و نمی شود باعث مردم رااز دید و دیده دیگر مردمان و یا جهانیان پنهان و یا دورنگاه داشته شوند . دیگر هیچ حاکمی نمی تواند بی خیال از تاثیر و اثر افکار و اعمالشان در سطح جهانی دستور ضرب و جرح و .. این و آن را داده و یا عصری نسلی را به بند بکشد . دولت ها خوب می دانند که داشتن شهرت خوب و مقبولیت از عناصر کلیدی جهت بهره دهی و بهره گیری از دانش و داشته های دیگر کشور هاست به همین دلیل و دلایل دگر عصر عصر مردم و مردم سالاری است . مردمان هر کشور و مملکتی صاحبان و ولی نعمتان آن شهر و دیار و یا کشورند و حاکمان اگر در خدمت این مردم و حقوق بگیرشان حال در کسوت حاکم و اگر اهل این حاکمان اهل دین و دینی اند مسئولی آنن چندین و چند برابر است اینان برحسب دستورات دینی محبوبیت . مشروعیت و مقبولیت شان رابطه ای ناگسستنی با برون داد و ماحصل خدمتشان به مردم است اینگونه حکومت هاخدمت به مردم را موجب رضا و رضایت خدا دانسته و مردم را ولی نعمت خود می دانند و چه بداست اگر حامیان یا جناحی که سنگ دین . دینداری به سینه می زند به لطایف الحیل سعی در جدا سازی و یار گیری قشر و یا اقشاری از این مردم را دارد . اینان باید بدانند که حکومت و حاکمیت این دنیا ماندنی و مانا نیست اما راه و رویه ی غلط و تکیه بر طرد و اختلاف اگر ایجاد شده وبماند تا ابد نحوست و گناهش گریبان گیر کس یا کسانی باشد که براین امر اسرار دارند . شعر اول این مطلب در حقیقت شوکی بود به کسانی که در مسند تصمیم گیری درباره مردمان سیاست است مردمانی که ممکن است راه و روش آنان درست نبوده و یا برخلاف میل و مرام ما باشد که مبادا متاثر از حال و هوا و در تب و تاب رقابت کسی را در شرابط بسیار سخت قرار داده و یا برآن حکمی درشت برانیم و شعر می خواهد این حس را درما ایجاد کند تا درست و منطقی و با رحمت عمل کنیم
حاصل بود و نبود من و تو
نقش این نقش و نگار است بر پرده ی مانای زمان
باش تا نقش و نگاری بزنیم جانانه
وای اگر ساده بگیریم وخطایی بکنیم
شکسپیر چیزی به این مضمون دارد
people die but the devil remain
و اینکه:
خاطرم آشفته است
از بس که
مردان نشان آشفته اند
کس نمی داند
کدامین سو برد
امواج دریا قایقم
این روزا اونایی که باید و بایست میدان دار باشند و مشکلات رو راست و ریست کنند یه جورایی کم کاری می کنند . اینان بایست بدونند که جاه و مقام. اسم و رسم و خیلی چیزایی که آنان مفتخر به آنند نعمت خدا و از قبل سعی و تلاش امام ره و شهدا و مردم است .اما هم اینان متاثر از علل و عوامل پیدا و پنهان . برخواسته و برگرفته از وسوسه های خودآگاه و ناخودآگاه . یکسویه و یک رویه فکر کرده و دوست دارند آنچیزی را ببینند که می خان نه آنچیزی که وجود داره و این خیلی بده و این می دتونه فاصله ها رو بیشتر و بیشتر کنه
یار گیری خیلی بده
وقتی که آدم
یه وری غش بکنه
یار گیری خیلی بده
وقتی که آدم
نبینه که یه عده
با خر مراد سورتمه می رن
یار گیری خیلی بده
وقتی یه عده
روز و شب از دروغ
سیما آتشی بشن
یار گیری خیلی بده
وقتی که آدما بشن
یلخی خودی و ناخودی
یار گیری خیلی بده
وقتی که خیلی خیلی هاشبا
به آسمون نیگاه کنند
بغض کننداما ز ترس هیچی نگن
یارگیری خیلی بده
وقتی که
آدم تو خونه ش غریب باشه
یا اینکه همسایه واسش قمیش بیاد
کاشکی می شد یه جوری
همه رو با هم ببینیم یا که بخای م
کاش می شد هر کسو هر جوری که هست قبول کنیم
بی خیال بشیم که ماها برتریم
یا که بهتر می دونیم
شک نکن
خدا هم
اینجوری می خاد
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ - ali_hejazi
***************
دل مبندیم به خوش رقصی باد
آیت سبز ز ما می گیرد
وقتی که میخای بنویسی و بگی اونی که بیخیال از هرچیز و همه چیز در درونت جا خوش کرده. بدور از هر ترس و تردید هر چه می خواهد از دل تنگش بر زبان می راند و اما تو که در حصار محسوس و نامحسوس باید ها و نباید ها دربندی و درگیروبا حسرت او را نظاره گری و بر خلاف رای و نظرت به خود این اجازه را می دهی که آنگونه بگویی و بنویسی که می باید و حال که حرف از باد به میان آمد با اجازه نوشته ای را که متعلق به سالهای پیش است دوباره تکرار می کنم:
من آن ابرم
که می بینم خزان باغ و می گریم
تو آن بادی
که بر مرگ گل و گلزار می رقصی
تو خوش دیدی
دم امروز می بینیم فردا را
رابطه ی گریه و امید و اینکه گریه و امید لازم ولزوم همند . گاهی اوقات چند قطره اشک دوای درد آدم های حسرت است .گاهی اوقات اشک ها بجای آدمی حرف می زنند و اندکی از تالم درونی مردمان دلتنگی می کاهند . خیلی اوقات خبرها گریه آورند اما بعضی اوقات هم این گریه است که خبر می آورد
ای که سرمست ز پستی و مقام
برحذر باش که این کام
حباب است حباب
وای اگر لحظه یپایان برسد
یک کمی فکر کنیم چگونه می شود یک انقلاب مردمی و محبوب که مردم مردمانش در مدت سی سال با جان و دل از آن دفاع کرده اند آنک به مرتبه و مرحله ای رسیده باشد که انبوهی از جوانانش که عمدتا از اقشار تحصیل کرده هستند از هرچیز و همه چیزشان گذشته و با آمدن به خیابان ها در اشکال گوناگون لب به اعتراض می گشایند و تعداد اینان آنقدر ملموس و محسوس است که حاکمیت از تمامی ابزارهای موجود اعم از نیروهای امنیتی و رسانه ای و ترفند های خاصی که درجهان برای کنترل و سرکوب حرکتهای اینچنینی لازم است استفاده می کنند و نمی توانند آنرا کنترل کنند قطعا مشگل ملت و مملکت چندآشوب گر که در این بستر دست به تبلیغ و تخریب می زنند نیست گو اینکه این آشوبگری و ساختارشکنی و کسانی که نام و نانشان در شلوغی بازار و از بین رفتن امنیت مملکت است یقینا برای محقق شدن امیال و آمالشان در دو جناح متخاصم نفوذ می کنند و به اصطلاح دولبه ی یک قیچی هستند که دارند برهرچیز و همه چیز صدمه می زنند باید و بایستی با تدبیر و تدبر به آسیب شناسی انقلاب اسلامی پرداخته و با شناسایی علت ها در خصوص درمان و مرتفع کردن معلول ها اقدام عاجل نمود . شک نباید کرد که پیش شرط و نقطه ی آغازین این حرکت وحدت است و وحدت جز با احترام و اکرام به سران جنش سبز و اقدام در راستای محقق شدن حداقلی خواسته هاشان که پرداخت به قانون اساسی و پرهیز از خودی و ناخودی نامیدن غیر ضرور و نهایتا پرداخت به بیانیه شماره ١٧ مهندس موسوی ممکن و میسور نمی باشد
باش
بر پرده ایام زنیم
نقش درست
یک چند دگر خاطره ایم
خدا نکند هرکسی که به نوعی در امور این مملکت ماموراست ویا وظیفه ای بعهده دارداز انجام درست آن سر باز زده و در رساندن اخبار و گفتار درست به مسئولین و مبادی امورکوتاهی نموده و یاآنرا با اغراض شخصی و گروهی ممزوج و ملوث نماید
فبدل الذین ظلمواقولا غیر الذی قیل لهم
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ - ali_hejazi
١)
تئاتر در تئاتر
سالن نمایش
یه پرده گنده . ضخیم
پشت پرده ... سرو صداهای درهم و برهم ؟ انگاری که دارند چیزی رو می کشند
یه نفر تو سالن :
تخمه
پسته
ویه مشت تماشاچی قر و قاطی
چند تا پسر و دختر اونورند و انگاری که خوششان نمیاد یاکه ازانتظار
حوصله شون سر رفته
ردیف اول چند زن و مرد با چادر و چارقد مشتاق و منتظر
ردیف بعدی چند تا زن و مرد ظاهرا جوری دیگه .. بگی نگی همه بی خیال یا که بی تفاوت
پرده به کناری می ره:
یه خانواده یا یه ... اطاق بزرگ و شلوغ .... چندتا بچهی قد و نی قد که تو دست پا لول می خورند. چندتا دختر و پسر با شکل و شمایل مختلف و یه مرد گنده که مستبدانه لم داده به دوتا بالشت گل منگولی
مرد گنده خطاب به بقیه:
ببینید من کاری بهتون ندارم فقط خوبی تونو می خام . قصد ندارم مجبورتون کنم که چی بخاین و چی نخاین ...چی دوست داشته باشین و چی .. یه دفعه با عصبانیت رو به خانما :
بابا این ... حرقشو میخوره .. انگاری کلمه ی سین لا ی دندوناش گیر کرده و بعد یه کم آرومتر .:یکی میشه این بچه هارو جمع و جور کنه..
مردگنده دوباره ادامه میده :آره ...اما من دوست ندارم دیگرون یه طور دیگه شما روببیند اصلا بد ببینند . یه دختر بچه ی کوچکی آسته از مامانش می پرسه :
مامان بد ببیند یعنی چی ؟ یه پسر جون انورتر یا لبخندی شیطنت آمیز یعنی مثل من
مامان دختر بچه هیچی نمی گه .فقط یه کم مرتب تر می شینه
مردگنده دوباره ادامه میده : آخه من چند تا پیرهن بیشتر از شما پاره کردم
دختر بچه ای که تو تماشاچی ها بغل مامانش نشسته مامان چرا اون آقاهه پیرهناشو پاره کرده؟
داداش همون دختر بچه چند سالی بزرگتره .. اه اینم باز سئوال کرد و بعدش با کم حوصلی گی :شاید مثل لباسای من بهش بزرگ بوده خواسته نپوشه
همون ماما ن با مهربانی :پسرم یه کم گشاد گرفتیم تا برا سال بعد هم بشه تنت کنی و به دوستات نشون بدی
همون پسر امااینبار با دلخوری :
مامان همه دوستام لباساشون از من قشنگتره
یه مرد که همراه اوناست : با عصبانیت :ساکت شو پسر
تو ردیف جلو یه زن نسبتا مسن : نمایشنامه های آموزشی عالی اند
همان دختر بچه :مامام عالیه اند یعنی چی
مادر : هیس خانم ناراحت می شن
همان پسره یا داداشی رو به خواهرش البته با عصبانیت : عالی یعنی زهر ...که چشمش به باباش میفته و میم میم کنان ساکت میشه
دختر بچه هم ساکت میشه و بعد رو به مامان : مامان یه چیزی بخر بخوریم .
پرده اول می افته چراغا روش می شن یه نفر از مسئولین میره رو سن :
با لبخند :سلام امیدوارم تا اینجاشو پسندیده باشین . و پشت بندش :
اصولا ما سعی کردیم نمایشنامه ای داشته باشیم مفید و آموزنده
و بعد با حالتی عالمانه : مفید برای همه جور آدم با هر سن و سال .البته اگه بعضی ها خوششان نمی یاد یا که نمی فهمن می تونند ...به ناگهان یکی از تماشاچی ها بلند می پره تو حرفش: شاید دوست ندارن بفهمن
همان مسئول .اما این دفعه جدی و یه کم عصبی : لطفا ساکت ... مکث ... و دوباره ادامه میده :
ما علاقه مندیم جواب تمامی سئوالات و ابهامات رو بدیم ومی دیم .اصلا اومدن من رو صحنه به همین دلیله و اصولا انسان متعهد انسان مقید و انسان مو...
باز همون دختر کوچیکه » مامان مقید یعنی چی ؟
همان داداشییعنی: خفه ..و بعدش یه چیزی در گوش مامانش میگه
مامان: پسرم درب ها رو بسته اند تا آخر نمایشنامه نمیشه رفت بیرون
صدای دختر و پسرا ی جوونی که اونور بودن و کلی هم کفری توجه پسر بچه رو جلب می کنه
پرده دوباره کناره میره :
همون خانواده اما انگاری که شلوغ شده و ریختن تو هم
آدم گنده : رو به یکی از خانم های میان سال :راستی جمال نیومد . یه زن مسن که انور تر نشسته و اونم مثل این آدم گندهه ازش حساب می برند با طعنه :
از مامانش بپرس !منظورش عروسشه
یه زن رنگ پریده و نحیف که مامان همون جونه . یعنی جمال : زیر لب یه چیزهایی میگه و شوهرش که یه مرد میون ساله نیگاش می کنه
همان خانم باترس رو به دخترش می کنه: نسیم جون برو ببین دادشت اومده
یه دختر جون که بنظر میاد چندان هم خلق خوشی نداره :
به من چه
مادر دوباره اصرار می کنه و در برابر اسرار مادر و عصبانیت پدر :
دختر جون اعتراض می کنه :اصلا به حاج بابا چه که ما کجا میریم .
انور تر یه خانم دیگه یا که عروس : هیس بابا دنبال دردسر می گردین
باز هم همون آقا گندهه یا حاج بابا :رو به همون زن مسن:
شام چی داریم
زن مسن از من می پرسی !
یه خان دیگه که ظاهرا از همه عروسا بزرگتره :حاج آقا پول کم داده بودید گوشت گرون شده و ..
حاج بابا حرفشو قطع میکنه : حتما باس گوشت باشه وبا عصبانیت :
نابره رنج گنج میسر ...
یکی از پسرای تماشاچی :
اه بازم این شعر ...
یه دختر که کنارش وایستاده با خنده به مرد گنده اشاره می کنه :
ببین سهیل رنج چه قدر بهش ساخته
اصلا چرا ما باید رنج بکشیم و بعدش .. ببین من یه دوست دارم همه ی خانوادش تو خارج اند و ...
یه دختر جون باز هم ازتماشاچی ها با لبخند یه نیم نگاه معناداری به این دختره میندا زه و با هم می زنند زیر خنده
پسره که بگی نگی یه کم رفته سر کار :
تا کی ما باس این حرفای تکراری رو.... که دختره آهسته وشگونش می گیره
دوست همون پسر معترض : هی.صحبت! هرچه بود تموم شد باس بریم
پرده می افته
همه راه می افتن
یه رهگذر که دم درب خروجی واستاده خطاب به همون دختر و پسر جوون:
چطور بود
دختره :
برو ببین
دختر کوچلویی که زیاد سئوال میکرد حالا توبغل مامانش خواب رفته
و پسر از اینکه چیزی واسه اش نخریدن بد جوری عصبانیه
دم درب خروجی یه دفتر یاداشت هست و یه اقایی هی تکرار می کنه : لطفا نظرتونو رو بنویسین تا مستفیض بشیم
ایندفعه همون پسره یا دادشی ازباباش می پرسه :بابا مستفیض یعنی چی ؟
بابا با کم حوصله گی : مستفیض یعنی خفه . راه بیفت دیر شد !
٢)
بر ما گذشت
برشما نیز بگذرد
ای وای مان ز منفی تراز
یاکه خالی توشه راه
این قسمت یه مبحث جداست شاید تک ضرب و ضربه ای بر هوش و حواسمان که کجای کاریم .چگونه ایم ؟ چگونه باید باشیم ؟با کیا راستیم یا که خوب ؟ باکیا بدیم ؟ اصلا چرا بین این کیا ها تفاوت بگذاریم ؟ یه روانشناس معروف گفته واسه اینکه بتوانید دیگران را تحمل کنید و یا که درک . خودتان را جای آنها قرار دهید .درقران کریم می فرماید :لا یکلف نفسا الا وسعها .. و این می تواند یک اصل باشد برای ما و شاخص و شاخصه ای برای تعادل رفتارمان . اینکه اولا خود را بشناسیم . خوب و بد اعمال و افکارمان را با توجه به داشته و داشته های مادی و معنوی یمان بسنجیم . نه مغرور شویم به توانمان و نه مایوس از ناتوانی مان و مورد دوم که شاید و حتما مهمتر است نگاه به دیگران است واین دیگران می تواند هر که باشد: چه دوست و چه دشمن . چه خودی و چه غیر خودی . هرچند که من از بکار بردن دو واژه ی (دشمن و غیر خودی) اکراه دارم در هر حال ما برای تحلیل و تفسیر درست و برای رعایت اعتدال که لازمه و شرط اول عدالت است نیازمند به شناخت دیگرانیم این دیگران را باید و بایستی با توجه به علم . جایگاه و پایگاه اجتماعی . میزان و مقدار بهره و بهره وری دیگران از اخلاقیات باشد که این آخری منبعث و متاثر از نوع . سطح و چگونگی بستر رشد شخصی و شخصیتی افراد است . امروزه در صفوفی که با بی تدبیری مسئولین و.... بوجود آمده و بر داشت و داشته های ما که حاصل جانفشانی نسلی اول و دوم انقلاب بوده صدمه وارد کرده و می کند افرد خوب و ارزشی وجود دارند . اصولا هیچگاه دو سویی که در حال مجادله و تقابل و تضارب هستند حق مطلق و یا باطل مطلق نبوده و نیستند بلکه هر کدام از آنها درصدی از حق و با باطل را دارند و ما به مجموع و به برایند این درصدها نیازمندیم و تجمع و تجمیع این درصد هاست می تواند تلاش . فداکاری و تحمل ناملایمات را برای ما قابل توجیه کند لذا باید از هر گونه جنگ وجدال و درگیری و طرد صدر در صدی رقب و رقبا اجتناب کنیم
٣)
........طرح هر شعار دیگری را انحرافی دانسته و گفت: شعار اصلی "استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی" است با همه لوازمی که دارد ؛ یعنی ضدیت با استبداد؛ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشهای اسلامی.
سخنان فوق . سخنان مدبرانه و راه و ره گشای محمد خاتمی است که با ایده و تفکر مهندس موسوی همخوانی و همسانی دارد و می تواند ماها را به سمت و سوی اعتدال و دوری از افراط و تفریط هدایت و حمایت کندو اینکه شکی نیست که این هدایت و حمایت در همدلی . همدردی و درک همدیگر ممکن و میسور است
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱٠/٢٠ - ali_hejazi
از مردمان صفر و صدی بدم میاد
ودلخورم از مردمان بی حوصله گی
آی داداش یه وری غش نکن!
بیا با هم دموکراسی را درس بخوانینم
آنچنان که باید باشد نه آنچنان که الان هست
لیبرالیسم بوش !
کمونیسم و استالینیسم
نژاد پرستی وصهیونیسم
خانواده سالاری آل سعود
جمهوری مادام العمرمبارک
زندان کره شمالی
خودکامگی قذافی !
معمای بن لادن و القاعده
تحجر طالبان
وانحصار طلبی آدم های بحران
باید مواظب بود
بیایید برای عاقلانه فکر کردن صدبار از روی واژه ی- ازهول دیگ افتاد تو حلیم -بنویسیم
هنوز هم از ساواک متنفرم و از امثال شعبون بی مخ ها ی زمان شاه
چقدر لباس شخصی ها بوی فاشیزم میدن
هیچ چیزی نمی تونه حمله به دانشگاه هارو توجیه کنه
چه کسی مسئولیت دادن اسلحه و گاز اشک آور و .. که اسباب بازی بچه مچه ها کم سن وسال بسیج را بعهده می گیره
من از جنگ بیزارم
و از بکار بردن شعار منحوس مرگ بر ...
فرقی نمی کنه اسم چه کسی رو تو نقطه چین جا بدی
از دیروزدلخورم
امروز هم که زیاد چنگی به دل نمی زنه
اینجوری که داریم پیش می ریم فردا هم ول معطلیم
هنوز هم نمی دونم حکومت ها را با آدماش بشناسم
یا که
آدماها را با حکومت
از خدا میخام هیچوقت سر کار نرم و به خاطر هیچکسی خودم رو از خود طرف بیشتر .......
من با چند واژه حال می کنم:
تمدن
انسانیت
و
دینداری
و از چند واژه متنفرم
عقب افتادگی
تحجر
و
ایسم هایی که خدا را نشانه رفته اند
ایکاش می شد همه باهم مبارزه مدنی را کلاس تقویتی می رفتیم
چقدر خوب بود اگرمردمان این چند روزه ی کام
آزادگی و تحمل دیگرا ن راباور داشتند
ایکاش می توانستیم چاپلوس نباشیم
با هر توجیه
به هر بهانه
من دوست ندارم تنهایی به بهشت بروم
من دوست ندارم خدا تنها مرا تحویل بگیرد
خدای من خدای همه است
خدای من هیچ پیامبری رو پیش پیرواش خجل نمی کنه
حتی اگه یکی یا چندتاشونو بیشتر دوست داشته باشه
من از اینکه قبل از قیامت کسی را به نیابت از خدا مجازات کنم وحشت دارم
بدون شرح !
وای اگر آلوده گردد
نازنین
دستان دین.
وای اگر با مردمان مکر هم آوا شویم
درد دین حکومت کردن نیست .
درد مردم حکومت دینی نیست
درد دین و مردم حکومت کردن بد حاکمان است و این نکته ی ظریفی است که باید و بایستی به آن توجه داشت . برکسی پوشیده نیست که دین بر خلاف مکاتب و فلاسفه امری فرازمانی است و دین باید و بایستی برای هر عصر و هر نسل حرف داشته باشد . حرف هایی که با مردم آن عصر و آن نسل منبع و منشائ و چانپناه مردمان درد است حال این درد چه مادی باشد و چه معنوی اگرچه دین و ادیان به پیامبران وارد شده است اما خطاب و عتاب آن با مردم است . خدا بیش از هر چیز و همه چیز مردم را دوست داشته وبه رفاه و رستگاری آنان تلاش و تدبیر روشنفکران و یا طرفداران روشنفکری دینی نکته ی قدرت و قوت آنانمی باشد توجه به دو سویه ی نیاز مردم دارد نیاز روحی و نیاز مادی ومعنوی . یک راه و رویه ی خوب وقتی موفق می شود که مردم و مسئولینی که با جواز دین در امر انجام امور قرار گرفته اند در عمل به نرم ها و ارزش های دینی معتقد و مقید باشند . مردمان دین در پیدا و پنهان به یکسان به قوانین و دستورات آن نگاه کرده و از آن تبعیت کنند تبعیتی نه باطر ترس از نافرمانی و نه بخاطر ملزم بودن به انجام آن توسط راه و راهکارهای مادی که تقید و تبعت برای رضا و رضایت خدا و نهایتا رستگاری و در این وادی صداقت شرط اول و ابزار و اسباب حقانیت است شک نباید کرد که آن چیزی که جامعه و جوامع می پسندند حتما دارای نقاط و نکات مثبت و قابل تامل و تحمل است و بی جهت نبود و نیست اما باید توجه داشت که بزرگ پیامبر خدا خیلی از آداب و رسوم زمان و زمانه ی خود را که مقبول عامه بود و با نرم واهداف قوانین الهی در تضاد و تقابل نبود در دایره ی دین جا داد و حتی به آنان هویت دوباره بخشید . خیلی چیز ها را باید و بایستی گذار گذر زمان حل کند ی جهت نیست که خداوند متعال به زمان قسم می خورد .
علی ع می توانست با تقبل پشنهاد ابوسفیان حکومت را در دست بگیرد حکومتی که حق او بود اما ایشان نخواست و نمی خواست دین را به اهداف و اغراض اینجهانی بیالاید ایشان نخواست و نمی خواست بقول ما این روزی ها هدف بنده و برده ی وسیله باشد در سیره . در راه و روش و در اکرام و اقدام به احقاق حقوق مردم امامان ما مرکز و محور هر چیز و همه چیز را مردم قرار داده اند و حال که زمان و زمانه با چراغ علم که نعمت و رحمت خداست به این مهم رسیده و اصلیت مردم برهمگان ثابت شده است چه اصراری است که این راه و رویه را انکار کرده یا آنرا کانالیزه کنیم در جنگ صفین مردم علی رغم میل علی ع عمل کردند امام ع حرفش را زد نظرش را بیان فرمود اما در برابر اصرار مردم به حکمیت ابوموسی اشعری رضایت داد او که خیلی چیز ها و یا همه چیز را می دانست در این مهم نکته ی ظریفی نهفته است دین نیاز واقعی مردم است و مردم باید برای دین هزینه بدهند نه اینکه دین این نعمت و دستمایه فرازمانی که به مردمان تمامی عصرها ونسل ها تعلق دارد هزینه ی مردم یک برهه از زمان و زمانه شود آنهم نه همه ی مردم بلکه قومی و قولی ! که جدا از حق یا ناحق بودنشان افکار و امیالشان مورد توافق و تقیل همه اقشار نیست .
بیایید بار دیگر این آیه ی مبارک را بخوانیم که: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو مابانفسهم و خمینی بزرگ اما مظلوم! چه زیبا تعبیر و تفسیر کرده است که میزان رای مردم است درد دیگری که امروزه بلای جان ما شده است این است که نمی خواهیم باور کنیم که خمینی ره یک سرمایه ی فرازمانی عالم تشیع و اسلام است ایشان منادی بزرگ دین و حجت حقانیت اجتهاد در اعصار است لذاحرف ها و نظرات ایشان و ایضا اختیاراتش فراتر از یک رهبر انقلاب و یا بنیان گذاری یک حکومت است
ما باید باور کنیم در رابطه با حکومت کردن و هدایت مردم اگر چه خیلی ها می توانندبزرگتر. برتر و بالاتر از اکثریت یا همه ی مامردم عادی باشند اما باید و بایستی باور کنیم که هیچکس خمینی ره نیست و نمی شود اگر به این مهم توجه نکنیم اختیاراتی بزرگ را در آینده در اختیار کسانی قرار می دهیم که بر سرآمدی علم و عمل آنان می توان سئوال داشت بحث رهبری کنونی نیست بحث آینده ی اسلام و این انقلاب است که برای مردم ما کم هزینه نبوده و نیست و نبایستی به داشته و دستاوردهایی که متعلق به تسل ها و عصرهاست با تضارب و تقابل های مقطعی که غالبا درگذار گذر زمان قابل حل است صدمه زده و یا به آنان خدشه وار سازیم
این روز خیلی کفری ام
از کردنکشی های قساوت
از راهکارهای الکی
از تحجر و تفاخربعضی ها که امروزه بد جوری برخر مراد سوارند
از حاشیه ی امن لباس شخصی ها
از گره ای که می شد با دست بازش کرد اما خیلی ها دندان را ترجیح دادند
از ظلمی که به هردلیل بر دانشجویان مظلوم رفته ومی رود
از این بگیر بگیر های کم ظرفیتی
از قربانی دادن و قربانی شدن جنبش سبز
از بستن مطبوعات
از صداقت و سلامت موسوی
از هتک حرمت ها
از رواج مرگ بر کی و مرگ بر چی های قدیم و جدید
از سرکار رفتن های جهان سومی
از خر خنده های استعمار و مزدورانش
از تو نقطه کور قرار گرفتن رهبران ضد اسلام عربستان
ازشیوخ شهوت
از اسرار آمیزبودن بن لادن. ملا عمر
از جنایتکاران انتحاری
ازخوش خیالی های نوری زاده ی هرجایی علیرضا رو میگم
از رسانه ی تک حزبی
از میدان داری و رجز خوانی منادیان جنگ
وازگستاخی کسانی که چند روزه ی کام دنیا بصرت را ازآنان گرفته
اما بیشتر از همه دلم برای کسانی مثل خودم می سوزد که انقلاب کردیم به حق هم انقلاب کردیم و در تک خوانی استعمار گران شرق و غرب فریاد استقلال سر داده و دراعتلای اسلام . تشیع وایران هویت کوشیدیم و حال به دلیل محقق نشدن بیست تا سی درصد خواسته ها . همه ی داشته ها و دستاورد ها یمان بعلت ندانم کاری بعضی ها(چه تند رو ها و متعصبان بی فکر و بی مسئولیت داخلی و چه مکاران و خودباختگان خارجی ) مورد هجوم و هجمه قرار گیرد. ما کم وبیش ردو رگه هایی از انتقام گیری های صلیبی را در لایه های زیرین این هجمه و تهاجم که خوراکش تند رویها و رواج خشونت است می بینیم
درست است که ما از راه رویه ی بعضی از این تازه بدوران رسیده ها دلخوریم و دلنگران .
درست است که عدم انقیاد و اعتقاد به قانون و قانون گرایی برای ایران اسلامی مستقل مشگل ایجاد کرده و دل بعضی ازدردمندان و دوستاران واقعی را به درد اورده است
درست است که ازباند بازی و جتاح مداری درون ادارات که خیلی از متخصصان وسرمایه های علمی و اعتقادی را منزوی و یا بازنشسته کرده است دلی پر خون داریم .
درست است که برای محقق شدن جذب حداکثری و دفع حداقلی به سخنرانی و سخندانی نباید بسنده کرد بلکه می بایست درتفسیر و تغییر قانون و قوانین اقدام عاجل نمود
درست است که نه برای ضدیت بادین که بخاطر دین باید از وارد شدنمنادیان و .. دین به جزئیات اجرایی کشور که می تواند با اسباب و اهرم های شناخته شده ی اجتماعی اجرا و انجام شودجلوگیری و اجتناب کرد اما همه ی این هادلیل نمی شود که ما به هر کس و ناکسی اجازه بدهیم تا اسلام و انقلاب و خمینی ره را به زیر سئوال ببرد باید توجه داشته باشیم که زمینه ی ضربه خوردن به امام و اسلام را خودمان آماده کرده و می کنیم امام بزرگ بود و بزرگ است امام عزیز بود و عزیز هست اما اگر ما برای ساکت و منکوب کردن هر حرف و نقدی حتی از سر ایمان و اخلاص نسبت به ایشان برخلاف میل و رویه ی ایشان او را معصوم معرفی کنیم بدون شک او را دربرابر دشمنان بی دفاع و ضعیف کرده ایم آری امام فرد عادی بود که با رفتار و گفتار و اقداماتش تا مرز های معصومیت پیش رفت . انسانی که علاوه بر راه و رویه های سیاسی در ابعاد علمی و عرفانی و فلسفی و در خصوص پایا و پویا کردن اسلام عزیز و با زدودن زنگارهای خودخواهی و اعمال نظرهای شاهان و مستبدان و یا حتی جهالت و ندانم کاری های متحجران از چهره ی ربانی و روحانی اسلام سرمایه بود و سرمایه خواهد ماندو تا سالهای سال در جوزه های علمیه و مجامع دینی عمدتا شیعی از راه و رویه و روش ایشان بهره برده و دررابطه به آنها بحث و .... خواهند کرد واقعیت این است که در تاریخ تشیع بعد از اماما ن معصوم با در نظر گرفتن کلیه جوانب فقهی و غیر فقهی مثل و مانند ایشان نداشته و نداریم و موضوع دیگر اینکه بعضی ها علی رغم میل و نظر رهبری که خود را شاکرد و پیرو امام خمینی می داند بعضی ها می خواهند ایشان را در حد و قد امام معرفی کنند و این نه برای دلسوزی و داشتن درد که برای محقق شدن اهداف خود که رد و نفی نقد و چه بسا گرفتن مجوز برای سرکوب رقبای سیاسی است
نا باید باور کنیم باور داشته باشم که جریانات و مسائل پیش امده متاثر از نقد و نظر یک یا چند نفر نیست ریشه یابی و آسیب شناسی این رخ داد نسبتا بزرگ می تواند ما را باحقایق و نیاز و نیازمندی های جدید آشنا سازد تا با بهره گیری از خوی و خرد جمعی بتوانیم بجای معلول به علت ها بپردازیم روشن شدن جریاناتی چون تقلب در انتخابات . جریانات کهریزک .بگیر و به بندهای غیر ضروری و بدون مدرک .شناسایی عامل و عوامل خشونت ها یی که دربرابر دیده گان جهانی به حق و یا به ناحق بر معترضین وارد شده دیگر خواست یک گروه و یا یک لج بازی سیاسی نیست بلکه زدودن هر عیب و ایراد و یا شبهه از چهره اسلام ناب محمدی ص لازمه ی تداوم این موج بزرگ دینداری و دینمداری در سطج جهان است که اسلام و تشیع از منادیان و جلوداران آن می باشند پس :
ای کاش تا دیر نشده موسوی و خواسته های پنجگانه اش را دریابیم
این روزا و این حال و هوا همه ماها رو از راه و روش معمولی زندگی مان دور کرده که البته طبیعی است و انسان مومن و متعهد و اهل فکر می بایست نسبت به ملت و مملکت . دین. شاخص و شاخصه های فرهنگی و ..خویش حساس بوده و برای معرفی درست و شفاف آن به جهان جهنیان که تشنه دانستن هستند پیشقدم و پیشرو باشداما کارما یا من با همه ناتوانی هایم دلخوش کردن به کم و بیش سروده های الکنی است که گاه و بیگاه در سفر و حذر و در خانه و خیابان امان از من برده و مرا وادار به نوشتن می کند :
گفته بودم که:
دلی دلزده از این دل رسوا دارم
هر کجا می بردم
بی پروا
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ - ali_hejazi
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.
در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند،
خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد.
اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید،
تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟
تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟
نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟
با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟
با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت.
گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است.
این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد.
اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد .
تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم.
ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم.
ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود .
ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید.
ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم.
ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم.
ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند .
ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است .
جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند.
ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم.
ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است.
ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ - ali_hejazi
