دمی با شعر نو

-

دست هایی که به شوق

سبز بستند و به سبز دل بستند

اشک هایی که چو لعل

رونق

      خنده  ی

             لب ها شده بود

و جوانانی که

چون جاری آب

                بر در و دشت 

                               جاری بودند

وای از

تلخی و

کج فهمی

مردان لجوج

اینکه کی مقصر بود مهم نیست مهم این است که قصور بستر می خواست و ماها کم کار نگذاشتیم .آدم هایی که بد کار کرده اند همیشه دنبال بهانه اند . چگونه می توانیم دیگران را درست کنیم وقتی که خودمان هشتمان در گرو نه  مان است . اینکه در دنیا  یک حکومت مطلوب موجود نیست بر مردمان بی غرض و مرض روشن است .امریکا در گرفتاری غرق است با آنهمه مشکلات اخلاقی و اقتصادی . اولی اش را بایستی در نوشته روشنفکرانش خواند  و دیگری را لازم نیست به جای دور بروید اوباما هر لحظه در مصاحبه هایش به آن اذعان دارد . وضع روسیه و انگلیس که نیاز به تعریف ندارد دو کشور با مشکلات فراوان هر چند مختلف و خیلی هم در فکر منافع خود با تاریخی مملو از زور گوی و ریا و زیر قول زدن . از مصر و کشور های مرتجع عرب چیزی نگویم بهتراست . شاهان و سلطانان خر گردن و بی غیرت اینرا نمی گویم برای فرافکنی و رد گم کردن که سرنوشت مردم این ملت ها بخودشان مربوط است و لابد برای خودشان توجیهاتی دارند .اما همه اینا باعث نمیشودتا ما بد خود را بخواهیم با زور خوب جلوه بدهیم . ما د اعیه حکومت و حاکمانی بر مبنا ی مکتب  و مذهب داشتیم و این سازو کارش با زور و زور گویی جور نیست و نمی تواند باشد . اینگونه حکومت ها چگونه بودن را به بودن ترجیح می دهد  .در اینگونه حکومت ها ترس از حکومت محلی از اعراب ندارد .  پشتیبان اینگونه حکومت ها مردمند و مردم نیاز به گفتن و شنیدن ندارند بلکه بایستی با عمل به آنان نشان داد و آنان را به همراهی و همرهی فراخوانداینگونه حکومت ها غالبا به دنبال علت نیستند بلکه بیشتر به معلول می اندیشند و با نیم نگاهی به وقایع و حوادث  اخیر  می فهمیم که خیلی به بیراهه رفته ایم و بایستی تا دیر نشده با بازخوانی گذشته نه چندان دور پرداخته(بخصوص چند ساله اخیر ) و آنوقت چاره اندیشی کنیم  و اینرا باید و بایستی دانست که مردمان حکومت و ریاست بیشترین سهم را در این مهم داشته ودارند و می بایست در بارگاه الهی  جوابگو باشند .

+