دمی با شعر نو
شب پراز اسرار بود غمگین دلم بر آمد سبز سحر اصرار داشت

از مردمان صفر و صدی  بدم میاد

ودلخورم از مردمان بی حوصله گی 

آی داداش یه وری غش نکن!

بیا با هم دموکراسی را درس بخوانینم

آنچنان که باید باشد نه آنچنان که الان هست

 لیبرالیسم  بوش !

کمونیسم و استالینیسم

نژاد پرستی وصهیونیسم

خانواده سالاری آل سعود 

جمهوری مادام العمرمبارک

زندان کره شمالی

خودکامگی قذافی !

معمای بن لادن و القاعده

 تحجر طالبان

 وانحصار طلبی آدم  های بحران

باید مواظب بود

بیایید برای عاقلانه فکر کردن صدبار از روی واژه ی- ازهول  دیگ افتاد تو  حلیم  -بنویسیم

هنوز هم از ساواک متنفرم و از امثال شعبون بی مخ ها ی زمان شاه  

چقدر لباس شخصی ها بوی فاشیزم میدن

هیچ چیزی نمی تونه حمله به دانشگاه  هارو توجیه کنه

چه  کسی مسئولیت دادن اسلحه و گاز اشک آور و .. که اسباب بازی بچه مچه ها کم سن وسال بسیج را بعهده می گیره

من از جنگ بیزارم

و از بکار بردن شعار منحوس مرگ بر ...

فرقی نمی کنه  اسم  چه کسی رو تو نقطه چین جا بدی 

از دیروزدلخورم

امروز هم که زیاد چنگی به دل نمی زنه

اینجوری که داریم  پیش می ریم فردا هم ول  معطلیم

هنوز هم نمی دونم  حکومت ها را با آدماش بشناسم

یا که

آدماها را با حکومت 

از خدا میخام هیچوقت سر کار نرم  و به خاطر هیچکسی خودم رو از خود طرف بیشتر .......

من با چند واژه حال  می کنم:

تمدن

انسانیت

و

دینداری

 و از چند واژه متنفرم

عقب افتادگی

تحجر

و

ایسم هایی که خدا را نشانه رفته اند

ایکاش می شد همه باهم مبارزه مدنی را  کلاس تقویتی می رفتیم

چقدر خوب بود اگرمردمان این چند روزه ی کام

آزادگی  و تحمل دیگرا ن راباور داشتند

ایکاش می توانستیم چاپلوس نباشیم

با هر توجیه

به هر بهانه

من دوست ندارم تنهایی به بهشت بروم

من دوست ندارم خدا  تنها مرا تحویل بگیرد

خدای من خدای همه است

خدای من هیچ پیامبری رو پیش پیرواش خجل نمی کنه

حتی اگه یکی یا چندتاشونو بیشتر دوست داشته باشه

من از اینکه قبل از قیامت کسی را به نیابت از خدا مجازات کنم وحشت دارم

 بدون شرح ! 

 

وای اگر آلوده گردد

نازنین  

دستان دین.

وای اگر با مردمان مکر هم آوا شویم

درد دین حکومت کردن نیست .

درد مردم حکومت دینی نیست

درد دین  و مردم حکومت کردن بد حاکمان است  و این نکته ی ظریفی است که باید و بایستی به آن توجه داشت . برکسی پوشیده نیست که دین  بر خلاف مکاتب و فلاسفه  امری فرازمانی است و دین باید و بایستی برای هر عصر و هر نسل حرف داشته باشد . حرف هایی که با مردم آن عصر و آن نسل  منبع و منشائ و چانپناه مردمان درد است حال این درد چه مادی باشد و چه معنوی اگرچه دین و ادیان به پیامبران وارد شده است اما خطاب و عتاب آن با مردم است . خدا بیش از هر چیز و همه چیز مردم را دوست داشته وبه رفاه و رستگاری آنان  تلاش و تدبیر روشنفکران و یا طرفداران روشنفکری دینی  نکته ی قدرت و قوت آنانمی باشد توجه به دو سویه ی نیاز مردم دارد نیاز روحی و نیاز مادی ومعنوی . یک راه و رویه ی خوب وقتی موفق می شود  که مردم و مسئولینی که با جواز دین در امر  انجام امور قرار گرفته اند در عمل به نرم ها و ارزش های دینی معتقد و مقید باشند . مردمان دین در پیدا و پنهان به  یکسان به  قوانین و دستورات آن  نگاه کرده و از آن تبعیت کنند تبعیتی نه  باطر ترس از نافرمانی و نه بخاطر ملزم بودن به انجام آن توسط راه و راهکارهای مادی که تقید و تبعت برای رضا و رضایت خدا و نهایتا رستگاری  و در این وادی صداقت شرط اول و ابزار و اسباب حقانیت است  شک نباید کرد که  آن چیزی که جامعه و جوامع می پسندند حتما دارای نقاط و نکات مثبت و قابل تامل و تحمل است و بی جهت نبود و نیست  اما باید توجه داشت که بزرگ پیامبر خدا خیلی از آداب و رسوم زمان و زمانه ی  خود را که مقبول عامه بود و با نرم واهداف قوانین الهی  در تضاد و تقابل نبود در دایره ی دین جا داد و حتی به آنان هویت دوباره بخشید . خیلی چیز ها را باید و بایستی گذار  گذر زمان حل کند ی جهت نیست که خداوند متعال به زمان قسم می خورد .

علی  ع می توانست با تقبل پشنهاد ابوسفیان  حکومت را در دست بگیرد حکومتی که حق او بود  اما ایشان نخواست و نمی خواست  دین را به اهداف و اغراض اینجهانی بیالاید ایشان نخواست و نمی خواست  بقول ما این روزی ها  هدف بنده و برده ی وسیله باشد  در سیره . در راه و روش  و در اکرام و اقدام به احقاق حقوق مردم امامان ما مرکز و محور هر چیز و همه چیز را مردم قرار داده اند  و حال که زمان و زمانه با چراغ علم که نعمت و رحمت خداست به این مهم رسیده و اصلیت مردم برهمگان ثابت شده است چه اصراری است که این راه و رویه را انکار کرده  یا آنرا کانالیزه کنیم  در جنگ صفین مردم علی رغم میل  علی ع عمل کردند امام ع حرفش را زد نظرش را بیان فرمود اما در برابر اصرار مردم به حکمیت ابوموسی اشعری رضایت داد او که خیلی چیز ها و یا همه چیز را می دانست  در این مهم نکته ی ظریفی نهفته است دین نیاز واقعی مردم است و مردم باید برای دین هزینه بدهند  نه اینکه دین این نعمت و دستمایه فرازمانی که به مردمان تمامی عصرها ونسل ها تعلق دارد هزینه ی   مردم یک برهه از زمان و زمانه شود آنهم نه همه ی مردم بلکه قومی و قولی ! که جدا از حق یا ناحق بودنشان افکار و امیالشان مورد توافق و تقیل همه اقشار نیست .

بیایید بار دیگر این آیه ی مبارک را بخوانیم که: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو مابانفسهم  و خمینی بزرگ اما مظلوم!  چه زیبا تعبیر و تفسیر کرده است  که میزان رای مردم است درد دیگری که امروزه بلای جان ما شده است این است که نمی خواهیم باور کنیم که خمینی  ره یک سرمایه ی فرازمانی  عالم تشیع و اسلام است  ایشان منادی بزرگ دین و حجت حقانیت اجتهاد در اعصار است  لذاحرف ها و نظرات ایشان و ایضا اختیاراتش فراتر از یک رهبر انقلاب  و یا بنیان گذاری یک حکومت است

ما باید باور کنیم در رابطه با حکومت کردن و هدایت مردم اگر چه خیلی ها  می توانندبزرگتر. برتر و بالاتر از اکثریت یا همه ی  مامردم  عادی باشند  اما باید و بایستی باور کنیم که  هیچکس خمینی  ره نیست و نمی شود  اگر به این مهم توجه نکنیم اختیاراتی بزرگ را در آینده در اختیار کسانی قرار می دهیم که بر سرآمدی علم و عمل آنان می توان سئوال داشت بحث رهبری کنونی نیست بحث آینده ی اسلام و این انقلاب است که برای مردم  ما کم هزینه نبوده و نیست و نبایستی به  داشته و دستاوردهایی که متعلق به تسل ها و عصرهاست با تضارب و تقابل های مقطعی که غالبا درگذار  گذر زمان قابل حل است  صدمه زده و یا به آنان خدشه وار سازیم  

این روز خیلی کفری ام 

از کردنکشی های قساوت 

از راهکارهای الکی

از تحجر  و تفاخربعضی ها که امروزه بد جوری برخر مراد سوارند

از حاشیه ی امن لباس شخصی ها

از گره ای که می شد با دست بازش کرد اما  خیلی ها دندان را ترجیح دادند

از ظلمی که به هردلیل بر دانشجویان مظلوم  رفته ومی رود 

از این بگیر بگیر های  کم ظرفیتی 

از قربانی دادن و قربانی شدن جنبش سبز

از بستن مطبوعات

از صداقت و سلامت موسوی

از هتک حرمت ها

از رواج مرگ بر کی و مرگ بر چی  های قدیم و جدید

از سرکار رفتن های جهان سومی

از خر خنده های استعمار  و مزدورانش

از تو نقطه کور قرار گرفتن رهبران ضد اسلام  عربستان

ازشیوخ شهوت

از اسرار آمیزبودن  بن لادن. ملا عمر

از جنایتکاران انتحاری

ازخوش خیالی های  نوری زاده ی هرجایی  علیرضا رو میگم

از رسانه ی تک حزبی  

از میدان داری و رجز خوانی منادیان جنگ

وازگستاخی کسانی که چند روزه ی کام دنیا بصرت را ازآنان گرفته

اما بیشتر از همه دلم برای کسانی مثل خودم می سوزد که انقلاب کردیم به حق هم انقلاب کردیم و در تک خوانی استعمار گران شرق و غرب فریاد استقلال سر داده و دراعتلای اسلام  . تشیع  وایران  هویت  کوشیدیم و حال به دلیل محقق نشدن بیست تا سی درصد خواسته ها . همه ی داشته ها و دستاورد ها یمان بعلت ندانم کاری بعضی ها(چه تند رو ها و متعصبان بی فکر و بی مسئولیت داخلی و چه مکاران و خودباختگان خارجی ) مورد هجوم و هجمه قرار گیرد.  ما کم وبیش ردو رگه هایی از انتقام گیری های صلیبی را در لایه های زیرین این هجمه و  تهاجم که خوراکش تند رویها و رواج خشونت است   می بینیم

 

 

درست است که ما از راه  رویه ی بعضی از این  تازه بدوران رسیده ها دلخوریم و دلنگران .

درست است که عدم انقیاد و اعتقاد به قانون و قانون گرایی برای ایران اسلامی مستقل مشگل ایجاد کرده و دل  بعضی ازدردمندان و دوستاران واقعی  را به درد اورده است

درست است که ازباند بازی و جتاح مداری درون ادارات که خیلی از متخصصان وسرمایه های علمی و اعتقادی را منزوی و یا بازنشسته کرده است دلی  پر خون داریم .

درست است که برای محقق شدن جذب حداکثری و دفع حداقلی به سخنرانی و سخندانی نباید  بسنده کرد بلکه می بایست درتفسیر و تغییر قانون و قوانین  اقدام عاجل نمود

درست است که نه برای ضدیت بادین که بخاطر دین باید از وارد شدنمنادیان و .. دین به جزئیات اجرایی  کشور که می تواند با اسباب و اهرم های  شناخته شده ی اجتماعی  اجرا و انجام شودجلوگیری و اجتناب کرد  اما  همه ی این  هادلیل نمی شود که ما به هر کس و ناکسی اجازه بدهیم تا اسلام و انقلاب و خمینی ره را به زیر سئوال ببرد باید توجه داشته باشیم که زمینه ی ضربه خوردن به امام و  اسلام را خودمان آماده کرده و می کنیم امام بزرگ بود و بزرگ است امام عزیز بود و عزیز هست اما اگر ما برای ساکت و منکوب کردن هر حرف و نقدی حتی از سر ایمان و اخلاص نسبت به ایشان  برخلاف میل و رویه ی ایشان او را معصوم معرفی کنیم  بدون شک او را دربرابر دشمنان بی دفاع و ضعیف کرده ایم  آری امام فرد عادی بود که با رفتار و گفتار و اقداماتش  تا مرز های معصومیت پیش رفت . انسانی که علاوه بر راه و رویه های سیاسی در ابعاد علمی و عرفانی و فلسفی و در خصوص پایا و پویا کردن اسلام عزیز  و با زدودن زنگارهای خودخواهی   و اعمال نظرهای شاهان  و مستبدان و یا  حتی جهالت و ندانم کاری های متحجران از چهره ی ربانی و روحانی اسلام  سرمایه بود و سرمایه خواهد ماندو تا سالهای سال در جوزه های علمیه و مجامع دینی عمدتا شیعی از راه و رویه و روش ایشان بهره برده و دررابطه به آنها بحث و .... خواهند کرد  واقعیت این است که در تاریخ تشیع بعد از اماما ن  معصوم با در نظر گرفتن کلیه جوانب فقهی و غیر فقهی مثل و مانند ایشان نداشته و نداریم و موضوع دیگر اینکه بعضی ها علی رغم میل و نظر رهبری  که خود را شاکرد و پیرو امام خمینی می داند بعضی ها می خواهند ایشان را در حد و قد امام معرفی کنند  و این نه برای دلسوزی و داشتن درد که برای محقق شدن اهداف خود که  رد و نفی   نقد  و چه بسا گرفتن مجوز برای سرکوب رقبای سیاسی است 

نا باید باور کنیم  باور داشته باشم که جریانات و مسائل پیش امده متاثر از نقد و نظر یک یا چند نفر نیست  ریشه یابی و آسیب شناسی این رخ داد نسبتا بزرگ می تواند ما را باحقایق و نیاز و نیازمندی های جدید آشنا سازد تا با بهره گیری از خوی و خرد جمعی بتوانیم بجای معلول  به علت ها بپردازیم   روشن شدن جریاناتی  چون تقلب در انتخابات . جریانات کهریزک .بگیر و به بندهای غیر ضروری و بدون مدرک .شناسایی عامل و عوامل خشونت ها یی که دربرابر دیده گان جهانی به حق و یا به ناحق بر معترضین وارد شده دیگر خواست یک گروه و یا یک لج بازی سیاسی نیست بلکه زدودن هر عیب و ایراد و یا  شبهه از چهره اسلام ناب محمدی ص  لازمه ی تداوم این موج بزرگ دینداری و دینمداری در سطج جهان است که اسلام و تشیع از منادیان و جلوداران آن می باشند پس :

   ای کاش تا دیر نشده موسوی و خواسته های پنجگانه اش را دریابیم 

 این روزا و این حال و هوا همه ماها رو از راه و روش معمولی زندگی مان دور کرده که البته طبیعی است   و انسان مومن و متعهد و اهل فکر  می بایست نسبت به ملت و مملکت . دین. شاخص و شاخصه های فرهنگی  و ..خویش حساس بوده و برای معرفی درست و شفاف آن به جهان  جهنیان که تشنه دانستن هستند پیشقدم و پیشرو باشداما کارما یا من با همه ناتوانی هایم دلخوش کردن به کم و بیش سروده های الکنی است که گاه و بیگاه در سفر و حذر و در خانه و خیابان امان از من برده و مرا وادار به نوشتن می کند :

گفته بودم که:

دلی دلزده از این دل رسوا دارم

هر کجا می بردم

بی پروا

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi