دمی با شعر نو
با تو ام! این همه بیداد چرا ؟مهربان باش اگر اهل دلی

اندر  وقاحت برنامه تلویزیونی دیروز .امروز .فردا و این به اصطلاح  مجری بی طرفش  که با یک خنده ی .... هر چیز و همه چیز را به سخره گرفته است آدمی می مان که چه بگوید!

 قبلا خیلی از آقای ضرغامی لجم می گرفت . از اینکه اینهمه یکدنده است  و یک طرفه و فکر می کردم این اوست که با تمامی قدرت و قوت به طرفداری از یک نوع فکر  یا جناح اصرار دارد تا اینکه جدیدا فهمیدم رادیو تلویزیون در یک برنامه ی ازقبل طراحی شده توسط انبوهی از فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق ع (بخوانید  دانشگاه مهدوی کنی) تسخیر شده و خروجی  افردش عمدتا راستگرا است چیزی که امروزه در مملکت ما رایج است  وخوداگاه یا نا خودآگاه ما با یک کودتای فرهنگی طرفیم افرادی  که باروش خاصی اگزینش شده .افرادی خاص و یک بعدی که غالبا دارای یک نوع اشرافیت سنتی /مذهبی  . بند و بست های فامیلی و آشنایی های آنچنانی طرفیم .آدم هایی خوش قد و قواره و خوش نشین  که  سند مسند و مقامات  رادیو تلویزیون . وزارت خارجه .استانداری ها  و زیر مجموعه های آنان را را بنام خود زده  و می زنند  شش دانگ  و این می تواند دانشجویان و رهپویان علم در دیگر دانشگاه را  که به هر جهت گوشه چشمی به مدارج دنیوی هم دارند و باید هم داشته باشند مایوس کند  و طرز تفکر قوم و قبیله ای که به هر حال در این چندین و چند ساله ی بعد ار انقلاب امتحان خود را پس داده و نتوانسته اند در عرصه تولید فکر کاری چشم گیر و جهان پسند از خود نشان بدهند  و نام و نشانی در عرصه ی علوم انسانی در جوامع بین المللی از خود بجا بگذارند

چه راحت می شود فریاد ها را در گلو خشکاند

چه راحت می شود افکار دیگر را ندید یا اینکه با تحریف کوچک کرد

چه راحت می زنند تهمت

چه راحت می کنند تکفیر 

چه راحت چشم را از دیدن

مگر این چند روز کام و یا این قهقه های کامرانی چند می ارزد

دلم از رونق زور و زر و تزویر می لزرد

و می ترسم ز مردمانی که از فردا نمی ترسند

خدایا خود براین قومی که اینسان مردمان صحنه را یکسویه می خواهند و می بینند قضاوت کن   

                  فبشر عبادیالذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه

دین و ادیان اهل مباحثه و  تعاملند  . دین و دینمداران  اهل تبلیغ اند نه تحمیل . مردمان دین هیچوقت و هیچگاه  دین را ابزار  و اسباب رسیدن به مقصد و مقصود نمی کنند چرا که مقاصد ماها  و ایضا راه و رویه ای که در رسیدن به این مهم در پیش گرفته و برآن اصرار می ورزیم متاثر از حال و روز و شروط زمانه  است  و تغییر پذیر. به همین دلایل و  بیشماردلایل دیگر هیچ قوم و گروهی نمی تواند داعیه حق بودن و حق داشتن صد در صدی را داشته باشد . عدالت یعنی رضایت مردم و رضایت مردم  وقتی حاصل می شود که مردم خود را درامر و امور مملکت شریک و سهیم دانسته و از هیچ قوم و قبیله و یا طرز فکری نترسند  و همه افکار و امیال در محیطی سالم و بدور از سوئ استفاده از تیلیغات برون مرزی و ایضا تحریک افراد مومن و مقید اما با درجه علمی پایین  و متعصب  که اولی آدمی را دلباخته ی بیگانگان می کند  و دومی دیگران را از ملت و مملکت بیزار 

دم ز زندان و سرکوب زدی

چاره نشد

دشمن از خامی تو کام گرفت!

یک چند بیا 

همدل و همراه شویم

باشد که خدا چاره ی این  درد کند

                          وعتصمو به حبل الله جمیع  و لا تفرقو

چه شلوغ بازاری شده و چه راحت می شد با صعه صدر و از خودگذشتگی  مشکلات را حل کرد دنیای سیاست دنیای  حکومت است و هدایت  . در حکومت های غیر دینی  برای بقای حکومت هدف توجیه گر بلامنازغ  وسیله است چپ و راست هم ندارد  . روسیه و امریکا و دیگر کشورهایی که بنا به مصالح و یا اشتراکات  عرفی و عقیدتی در صف هر کدام از این دو سردمدار کنونی جهان قرار گرفته  و سنگ و رنگ آنان را به سینه می زنند  .  و هدایت در مکتب و مرام آنان  معجونی است از ناسیونالیزم .نژاد پرستی  و قومیت و زبان که این آخری متضمن و مبلغ یک فرهنگ خاص است فرهنگی که پیوستگی و هم بستگی اقوامی را تعیین و تضمین می کند ابزار حکومت هم که معلوم است . اما در کشورهایی که دل در گرو دین دارند یا در خدمت دین اند و یا دین را به خدمت گرفته اند  اگر چه تعداد این حکومت ها امروزه زیاد نیست اما  بی شماری از کشورها در گذار و گر تاریخی خود از این مهم بهره جسته و خلقی را به مبارزه با این و آن به خدمت گرفته اندنمونه بارز حکومتی که برای مقصد و مقاصد خود دین را بهانه داشته و  از سرمایه دین  برای بقا ی حاکمیت خود  بهره برده و می برد عربستان سعودی است  اما از کشورهایی که خود را در خدمت دین  دانسته و می داند جمهوری اسلامی است . دین ستایی و دین  خواهی اولی درون گراست و دینمداری و دین ستایی دومی برون گرا  .اولی دین را می خواهد برای مردمان خود توجیه و تفسیر کند  و دومی داعیه تبلیغ دین در سطح و گستره ی جهانی دارد  . اولی می تواند بی خیال افکار عمومی جهانی باشد اما دومی به جذب و جلب افکار عمومی در سطج جهان بوده و برای آن اهمیت خاص قائل است  اولی نظر به ظاهر و قالب دین  ارد و شریعت گراست دومی نظر به محتوا وکیفیت دین .  اولی فرد گراست و  دوم جامعه گرا . اولی خشک است و غیر قابل انعطاف و دومی  لطیف است و قابل انعطاف .  اینجاست که باید و بایستی به افکار عمومی و به نظر و نظرات مجامع بین المللی  توجه خاص داشته باشیم  و بدانیم که رفتار و گفتار ما از اهمیت بسیار بالایی برخودار است  . نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد  در خدمت دین بودن است . دین خدا برای نجات و هدایت مردم آمده است  و تمامی اعمال و رفتار ما نمود و نمادش وقتی ارزشمند است که برون داد اجتماعی داشته باشد انسان خوب خوبی اش وقتی معنا و مفهوم پیدا می کند که به نفع غیر خودش باشد  و این غیر او را خوب ببیند و اورا بخاطر خوبی اش بخواهد و ایضا دین که گستره و چتر خوبی اش بالاتر و والاتر است  اینجاست که دین نباید و نبایستی وسیله ای برای دنیا خواهی و دنیا طلبی باشد  و انسانی که با مجوز دین مسئول شده و مسئولیتی را متقبل می شود باید بداند که   هیچگونه لغزشی از او مقبول نیست  و هر گونه نامهربانی و نامهربانی او می تواند به نام دین تمام شود و این  بسیار خطرناک است  و این خطر غیر قابل جبران است که بنام  دین نه به شخص که به مردم و ملکتی  سخت گرفته شود و یا رنجشی عمومی ایجاد کند  . 

ادامه دارد !  

تیره شدخاطرم از دوست

چه می باید کرد

شده ام سخت پریشان و  غریب

نکند دست زمان حادثه با خود دارد 

و اینکه جدا از گفتن و نوشتن از سیاست که نه بلکه از تفکر و تعقل راستین در راستای  تبلور  هر آنچه که  انسان و انسانیت را تبلیغ و تایید می کند  بعضی اوقات عنان دل بدست احساس افتاده و در گرم بازار  این همه  هراس در پیش خود نای و نغمه ای را زمزمه  می کند

به من جه  که اول مرغ بود یا تخم مرغ

به چپ  ....چپ

به راست .. راست

قدم رو

هنوز هم  از سرگروهبان دوران خدمتم! حساب می برم

بیا با  هم زمانه را حال بکنیم

بپا پای کسی را لگد نکنی

همه مان باید قانون عمل و عکس العمل را باور کنیم

وگرنه

باید پای لرز خربزه به ایستیم  

و ایضا : 

ای که با خر مراد سورتمه می ری

یه روزی کله می شی

پرخطره جاده خاکی

حالا هی خنده بکن

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi