دمی با شعر نو
مزن افتاده وبهر دل خود خرده مگیر --- وای اگر از دم ایام ورق برگردد

١)

خبری تازه بیارید

که حیرانم سخت

شده ام

حلقه بگوش تکرار

٢)

گرچه عید آمده

لیک

من ز بد خلقی ایام

لجم می گیرد

موسوی با تو  دلانگیز تر است

فصل بهار 

٣)

پشت این پنجره ی بسته

من خسته 

 یار..

دل نگران

چه کسی فاصله را خوش دارد!

۴)

واژه افتاد ...

شکست

وای از این لرزان دست

چه کسی

حرف مرا می فهمد

با حروفی چسبانده به هم

۵)

پشت این پنجره ی بسته

پر از منتظرم

با خیالی که نمی آرامد

اصرارش  !

۶)

من پریشان تر از آن

که پریشان بشوم

چاره ای نیست بجز

دست من و دامن می

٧)

خلوت سرد من و

یاد تو

اشک های من  و

بیداد تو 

وای از این فاصله و تنهایی

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi