دمی با شعر نو
 

سکوت شب آزارم می دهد

 یاد قدیما به خیر

بانگ خروس

عو عو سگ

ومن  پر از خیالم تاصبح 

******

تمام شد

فرصت طلایی  روز

این غروب تنگ پر ار سکوت را

چه کنم

******

حسی غریب

در درون من  فریاد می زند

پیوسته

مردمان زندگی های رنگی و  لوکس

خواب تان پریش

از این همه بی خیالی تان

پر از لجم

****

تن خم گشته من

خاطره ی فریاد است

وای از این تلخ گذار

شب و روز

خیلی اوقات ماها از یه چیزی می نالیم  به دیگر چیز می بالیم . اما زمان که گذشت . زمانه که عوض شد . می بینیم که بسیاری از حساسیت هایمان بجا بوده و یا بی جا . ملاصدرا می فرماید (تعرف الاشیاء به اضداد ها )

امام خمینی در تفسیر سوره حمد براین نکته تاکید داشتن ( که هرچه خوبی است از خداست و هر چه بدی است از شیطان )

 در فلسفه اسلامی حرکت جوهری اصلی است  غیر قابل انکار  . مسلم  . هدفمند و جهت دار  و در راستای تکامل و تجلی.

 دنیا یک مسیر است  . یک گذر گاه .  یک  وادی . برای حرکت .  حرکتی از او  به  سوی او .حرکتی  . حرکتی از انا لله  بسوی  انا الیه راجعون .و این فاصله یعنی بودن . یعنی حیات . یعنی زندگی . تحت نظر خدا . زیر نظر خدا . تحت حمایت او . تحت هدایت او . و او در طول این فاصله مواظب ما نزدیک به                                         نحن اقرب من حبل الورید )

 و اینکه  این  دنیا پر از حساب است و کتاب . پر از معلوم. پر از تعقل و پر ازتفکر

مگر نه اینکه خداوند متعال از کسانی که دنیا را پوچ بدانند و عبث  توبیخ می نمایند :                                           ( افحسبتم انما خلقناکم باطلا ..)

و اینکه هرچیز و هر آنچه که  در کار خلقت است اصل است و یا جزئی از اصل . از کوچکترین ذره اش  تا بزرگترین ..

 و اینکه بنا بر قولی  تمامی  اشیاء و تمامی  مظاهر هستی  به نوعی از فرشتگانند و از ملائک . می فهمند .اطاعت امر می کنند. بدون هیچگونه  تخلف . بدون کمترین سرپیچی کار شان عبادت . کردارشان ارادت و ارادتشان هم  عبادت مگر نه اینکه

( یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض .. )

واینکه خدا تمامی مظاهر و نشانه های خلقت را دوست می دارد. این مظاهر نعمتند  وآیت   و در جای جای قرآن به این آیات  تذکر داده شده اند و خداوند متعال برای باور ما انسانهای کوچک وحقیر  به آنان قسم  خورده اند

                                       ( والعصر ...  وللیل اذا عسعس .... والصبح اذا تنفس  و .....) 

و اینکه همه آنچه که در عالم خلقت است   در اختیار انسان است و برای انسان . تا باشد. تا زندگی کند . تا از دنیا لذت ببرد . تابرای بودن در دنیایش دلیل داشته باشد . تا به   بودن  در آن دل ببندد .  تابرای تداوم بودنش تلاش کند و بداند که

( لیس الانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یرای .

ولی این این بودن . قواعد دارد . قاعده دارد .  قاعده مند است بی برنامه آفریده نشده  . بی ضابطه نیست . همه چیزدر وقت است و به  وقت .

                                         خلق کل شی فی احسن تقویم

و اینکه این انسان بایستی بداند که برای دانستن نیاز به  سعی دارد و به سفر   . نیاز به تعقل دارد  وتفکر . باید پندآموز باشد .  نیاز به پندآموزی دارد و این پند گرفتن و پند آموزی نه در حرف . نه در گفتار . که در عمل و در کردار . و این آموزش نه  محصور به  ایده . که مجبور به عمل  و این یادآموزی نه  در ذهن  . که در  عین .  نه ذهنی که بسیار ملموس و عینی    مگر نمی فرماید

فسیرو فی الارض  وانظر کیف عاقبته المکذبین .

و این گذب:

 در ندیدن ها . در نفهمیدن ها . در نیاموختن ها .  در نخواستن ها . در خود را به جهالت زدن ها . در جهل و جهالت اصرار ورزیدن ها . در حبس شدن در محل . در هضم شدن در محل .  در جداشدن از  ملل .  فقط خود را دیدن .فقط  به خود فکر کردن . خود را تنها حق دیدن . حق را در محدوده خود و افکار خود محدود و محصور کردن .  و نوید خدا به مایوس نشدن . ونوید خدا به دلگرم شدن. و نوید خدا به قوت قلب گرفتن . و نوید خدا به مطمئن بودن از نتیجه بخش بودن  تلاش و فعالیتها. بشرط درس  اموزی. به شرط بهره بردن از ابزار و اسباب الهی . اسباب و ابزار برگرفته و بدست آمده از علم . علمی که خدا بشارت آنرا داده است . علمی که خدا  به آن قسم خورده است

ون والقلم و مایسطرون

و اینکه اگر براین مسیر باشیم و اگر اینکه  از مواهب و الهامات و امداد های ریز ودرشت غیبی که بنابر عنایت خدا بر ما نازل می شود  بهره مند باشیم   مطمئنا به نتیجه خواهیم رسید . نتیجه ای درست . نتیجه ای مناسب. نتیجه ای مطابق و مترتب از   قاعده ها و قواعد الهی در رابطه با تسخیر دنیا . در رابطه با حاکم شدن به دنیا   مگر نه اینکه خدای متعال مژده می دهند که

            (سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض ...)

این مقدمات برای این بود تاماها که به نوعی دستی درقلم داریم با هر بنیه و باهر توان  به این نکته توجه داشته باشیم  که هر صفت و لقبی  که به بعضی از پدیده ها و ایات میدهیم عاریتی است و به نوعی تمثیل و صرفا ابزار و اسباب . برای فهماندن منظور  و نظر  تا بگوییم وبیان کنیم  در ظرف زمان و مکان حرفمان را . تا مارا بفهمند آنانی که با این نوع بیان و معنا آشنا هستند .  و اینکه این  القاب و الفاظ برگرفته از حال و حس ما هستند   جهت بیان و انتقال حس و حال بدست آمده  در عالم و عوالمی متاثر از حالات خوب یا بدمان  .و اینکه آنان نمی توانند و نمی بایست دائمی و  همیشگی تلقی شوند . حق و حقیقتی نسبی اند و قرار دادی که وسیله شناختند و می توانند با واقعیت وجودی خود  تفاوت فاحش  داشته باشد و فاصله  

مثلا شب خوب است برای استراحت . برای تفکر . برای عبادت  اما همین شب  می تواند بی شبگیر باشد . تب آلوده باشد و پر از اسرار  .

خورشید می تواندگرما بخش باشد و مفید در بعضی زمان و مکانی ولی همین خورشید  بد باشد و سوزنده در  مکان و زمان دیگری.

باران می تواند نعمت باشد و مطلوب کشاورز در زمانه کاشت ولی همین باران  باعث اذیت و آزار او شود در زمانه برداشت . 

اینکه  اینها همه برای این مقصود بود و منظور که اگر گاه و بیگاه متاثر از حرف و حدیثی . متاثر از حال و هوایی . متاثر از بد برداشتی و یا حال و حالتی عرفانی حرفی گفته شد . مطلبی نوشته شد ابزار است و وسیله. کم داشته ای است  جهت خوراک فکری و تداوم دانش در مقطع و مقاطی و یا  خود عملو عاملی جهت برانگیختن دیگران به گفتن و نوشتن برای رشد و تکامل  پس با یستی از مطلق نگری و  یکسو نگری به شدت پرهیز  . گوشی داشت برای شنیدن .  سعه صدری بر ای  تحمل کردن و امیدی برای  هیچوقت نومید نشدن .

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi