دمی با شعر نو
 

یارب  عنایتی

ورنه

این بزرگ موج

به صخره می زندم

جانانه

چندی است  از دوستان دورم و دوری چه سخت است چه طاقت فرسا  . ارتباط  لازمه زندگی است و زندگی با ارتباط  معنا و مفهوم پیدا می کند و این ارتباط  داد و ستد ی است در همه زمینه ها البته با توجه به نوع نیاز   تا نیاز چه باشد و ایضا  زمانه چه نوع ارتباطی را سازد  و  سازو کار این اارتباط  چه باشد و  تا چه حد بتواند ما را توانمند سازد واینکه  ما  از قبل  این بده بستون یا  این تامل و  تعاون  چه بدست می آوریم و چه عایدمان می شود وطبیعی است  که این ارتباط در عالم وبلاگ تبادل افکار است . تبادلی در راستای  یافتن دوستی. همدمی. هم دردی همخویی و یا هم خلقی .  شکی نیست که خلق و خوی  ما طرفدارن شعر  و شاعری  خلق و خویی کم و بیش  شبیه به هم است  و این وحدت فکر باعث نزدیکی و دوستی می شود و این دوستی عادت و اینکه  این عادت  عجیب حکایتی است که خلاصی از آن ساده نیست  .درست است ما در یک دایره و یا در یک حیطه با هر سطح و وسعت  از پیش تعیین شده محصوریم و درست است که ما با توجه به فیزیولوزی بدن و طاعت توان فکری و موقعیت ها و  قدرت انتخابمان  محدود است و یا حتی نسبی اما در همین محدوده و  چارچوبه آنقدر  راه و روش ها و آنقدر هدف و هدفها هست  که نابغه ترین ماها از چند صدم یا هزارمش هم  بهره نمی برند  و این یعنی اینکه ما بهانه نداریم خود را اسیر و محکوم جبر بدانیم و  می توانیم با انتخابمان و با تلاشمان در راستای تقویت بنیه های  مادی و معنوی از بودنمان در این جهان  کام بگیریم و راضی باشیم  و خدا را شکر گذار   چه گفتم و چه نوشتم خواستم مقدمه ای باشد بر حضور دوباره ام و یا توجیه  اینهمه مدت  نبودم که  کجاها که نرفتم  و چه ها که نگفتم .

 آخر کلام اینکه از تمامی دوستانم می خواهم  حال که بعلت یاد رفت  کلمه عبور و اسم رمز و ...  نتوانستم  وبلاگ قبلی را فعال کنم به وبلاگ جدید ی نقل مکان کرده ام و این نوشته هم مقدمه است  هم اطلاع دهی به دوستان  و هم یه   کم کمکی حرف و گفت   مثلا فلسفی

و اینکه دوست دارم  برایم نقطه نظرات  بنویسید بی ربط یا با ربط مهم نوشتن است و پر کردن خلوت ماها که در  دل این شب   صبورمان این کیبورد است و سوسوی  این  چراغ ببخشید  این صفحه روشن کامپیوتر  

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi