دمی با شعر نو
گر بگیرد تیغ بر دست دشمن دین و وطن شک ندارم خانه ویران می کند

در روزگاری که :

کوه را

آب را

و

دشت را

مردمان سرمایه  به اسارت گرفته اند

ما مردمان فقر در انتظار باران نشسته ایم

من تکرار فصل ها را نمی پسندم

وقتی که فاصله ها بیداد می کنند

شریعتی را بگویید

امروزه بیشتر از پیش کتاب "آری اینچنین بود برادرش"مصداق دارد

و هنوز هم اتهام "پدر ,مادر  ما متهیمم " تفهیم نشده است

جلال را بگویید

غربزدگان جدید امروزه  گستاخ تر از پیش آی دزد آی دزد می کنند

 و جوجه هرزه های اجیر شده ی من وتو

در به سخره گرفتن نجابت و دین

روی ابولهب را  هم سپید کرده اند

و سالی تاک

بجای میمون

سگش را بغل کرده و برای کودکان معصوم ما "شراب موش " را تبلیغ می کند

و مطهری را بگویید

در نبود تو مداحان معلم انقلاب شده اند

و غلو

حتی اعتقاد بزرگتر ها را به چالش  کشیده است

و امام را بگویید که

....... در برابردیدگان حیرت زده ی مابه ملاقات فرزندانش می رود

و خیلی ها باور ندارند که

با همه  چاپلوسی هاو نان به روزخوردن ها

......

هنوز هم تنهاست

به ما یاد داده اند که اصول دین و مذهب پنچ تاست

توحید,نبوت, معاد و عدل  و امامت,

که این دو آخرین مختص شیعه است ,شریعت را می شود با داشتن سه اصل اول داشت کما اینکه خیلی ها هم در صدر اسلام و هم در زمانه ما دارندو بسیار هم معتقد هستند و  مقید (به حکم و یا با اقتدا به رهبر یا راهبران دینی )و این نه اینکه این دو نمی توانند موجب و موید  شریعت باشند اما رسالت آنان چیز دیگری است,امامت به معنای وحدت در تقبل مسئولیت اجتماعی به حکم و به خاطر دین نه با زور , نه با اجبار که با اختیار و عشق (ولایت )

اگر امامت را فقط و فقط در شریعت معنا کنیم و ببینیم از راه می مانیم

امامت سد نیست

امامت  مکان نیست 

امامت عینیت حرکت است

امامت به معنایی حرکت به سوی مقصد و مقصود است

حرکتی الهام گرفته از سیره و رفتارامام,رفتاری جدای از مال  پرستی و پست و مقام خواهی , رفتاری که در هربرهه اززمان چگونه بودن و چگونه شدن را به ما می آموزد

امامت یعنی محقق شدن عدالت در شکل قسط که با برابری اگر همسان و هم وزن نباشد چندان بیگانه و دور نیست و اینکه  امام که جلو دار و قافله سالار حرکت به سوی مبداء و مقصود است نمی تواند اهل ایستادن و عقب افتادن از زمان و زمانه باشد

اجتهاد امام ضامن بقای دین است

اجتهاد امام ضامن بودن و ماندن دین در جامعه است

اجتهاد امام نشانه ی طراوت و سلامت دین است

اجتهاد امام به معنای  دور بودن و دور شدن از اشکال پیچیده ی تحجر  

امروزه ما کسانی را که از اول با امام و امامت سر سازگاری نداشته و یا این دو اصل را باور نداشته اند دیده ایم و می بینیم  که چگونه  و چسان چهره ای خشن ,نا آشنا و ناسازگار با زمان و زمانه  از دین را به مردمان جهان نشان می دهند شباهت وهابیون و سلفی ها  به  خوارج زمان حضرت علی ع  کم نیست .

البته ناگفته نماند که جامعه و جوامع اسلامی خصوصا جوامع عربی غالبادارای ساختاری عقب مانده از نظر بافت اجتماعی (قبیله ای و قومیتی) هستند و این ساختار در یارگیری های آنان در رابطه با مسائل اجتماعی و  همچنین جناح بندی های سیاسی شان نقش اصلی و تعیین کننده دارد  نقشی که باتخدیر آنان به انگیزه های دینی افراطی توسط بن لادن ها و زرقاوی ها به نیرویی مخوف و بی رحم مبدل می شوند که با حرکت های انتحاری نه در جبهه و جنگ که دربین زنان و مردان بیگناه دم به دم مسلمانان معصوم و بیگناه را به خاک و خون می کشند 

افتخار شیعه این است که به تبعیت از امامانشان  هیچوقت به چنین حرکت هایی کور و ضد اسلامی دست نزده و نمی زند و بهترین نمونه آن عدم دادن فتوا از طرف امام  خمینی  ره به انقلابیون  قبل از انقلاب جهت ترور  بود .

تاریخ تشیع و سیره امامان به ما این آموزه مهم را داده است که به صحنه آمدن و گرفتن هدایت  اجتماعی در شکل حکومت فقط و فقط در مواردی بوده است که مردم با تمامی وجود به صحنه آمده و یا امام را به صحنه آمدن دعوت کرده اند  و امام بنا به فرمان و مسئولیت الهی گاها این دعوت را لبیک گفته اند (البته این جداست از هدایت معنوی و ارشادی که همیشه بوده و هست  و مرز و محدودیتی برآن تصور نشده و نمی شود )

اکراه امام علی ع در پذیرش خلافت و تقبل آن پس از اصرار فراوان ,

حرکت امام حسین پس از دعوتی که از جانب کوفه از ایشان و حتی پذیرش ولایت عهدی از جانب امام رضا ع (پس از اجبار به پذیرش ) و اعلام راهپیمایی  و دعوت مردم به اعلام حضور خود در رابطه با  به صحنه آمدنشان با پای پیاده که بنوعی اعتراض به راه و رویه ی حکومتی زمانه  و افشا گری بود  همه و همه بر پررنگ بودن و اصل دانستن نقش  مردم توسط امام  ع و منطقی و عقلانی بودن تصمیمات آنان دلالت دارد و این خود بهترین دلیل برای ندادن مجوز به افراد است جهت انجام حرکت های احساسی و عمدتا کور و بی هدف که تنها سودش بدبین کردن مردم جهان نسبت به دین مبین اسلام و پیامبر مهربان و مبادی رحمت آن است 

باشد که ما مسلمانان به خودمان بیاییم به دور از تعصب و تعدد ناشی از جهالت و کج فهمی مان از دین (چرا که دین می فرماید  انمالمومنین اخوه ) و دست در دست هم پیام اصلی دین را که آزادی است و برابری و عرفان به جهان و جهانیان بنمایانیم 

نسیم را خبر کنید

که باغ را خبر دهد

ز رفتن فصل خزان

به آمد فصل بهار

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ آذر ۱۳٩۱ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi