دمی با شعر نو
 

1

زده ام در دل خود

رو به خدا پنجره ای

تا ببینم خورشید

فارغ از هجمه این حجم  دودآکنده

2

خاطر خاطره ای

صبرگرفته است زدست دل من

ساقیاباده بیار

برمن دلداده بده جامی چند

3

وای اگر ما مردمان عشق

زین بیغوله سنگین بگذریم

وای اگر از دست ما محزون شودچشم و دلی

یا شود خانه ی خراب

وماالحیاه الدنیاالا لعب و لهو وللدارالاخره خیراللذین یتقون افلا تعقلون الانعام:32

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi