دمی با شعر نو
 

کی دگر باره زمان

باز

 به خود خواهد دید

راد مردی چو  حسین

 از غم  عاشورا

همه عالمیان  گریانند

 و ایضا

کیست

این مرد

که اینگونه 

براه معبود

سر و جان  می دهد و

بر کفاربی امان می تازد

 ودوباره ایضا

ظهر  امروز

عجب

حادثه دارد با خویش

ظهر امروز

بساط  فتنه 

باز جان می گیرد

ظهر امروز

زمان می گرید

ظهر امروز

زمان می گیرد

ظهر امروز

حسین می میرد

ظهر امروز

در عالمیان می پیچید

 

ظهر امروز

در عالمیان می پیچد

 فریاد رسای زینب

آی مردم ظلم

آی ای  مردم آلوده به مال

آی ای مردم ترسیده  ز خشم زر و زور

آی ای مردم دل بسته به رنگ تزویر

نیست این قصه اینگونه  تمام

همچو دریا پر موج

لشگر قهر حسین می آیند

باز ماییم شما و فردا

و ایضا

تا جهان هست

در حجم زمان جاری است

فریاد حسین

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ دی ۱۳۸٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi