دمی با شعر نو
کاش می شد با نگاه وخنده ات یک لحظه آرامم کنی ابتذال ازماگرفته است راه ورسم عاشقی

ای دلا غم گفته های من حدیثی کهنه است

باید از نو چاره اندیشی کنم

مستی وجام شراب وناله محزون نی

شعرنو نقاشی و نقش نگار احساس آدمی است با کمک واژه های ساده و سهل

در شعر نو غالبا بجای وزن وضرب آهنگ ناشی نظم صناعات, بار حسی کلمات نقشی کلیدی در ایجاد حس وحال مناسب ومطلوب درخواننده برای فهم دل گفته های شاعر دارد

 خسته

شکسته

فریاد ناتمام

ای وای من اگر این چندبگذرد

نسیمی

اگر رسید

مارا خبرکنید

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱ خرداد ۱۳٩٤ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi