دمی با شعر نو
 

ان الله یامرکم ان تودواالامانات الی اهلها واذاحکمتم بین الناسان ان تحکموا بالعدل ان الله نعما یعظکم به ان الله کان سمیعا بصیرا النساء :58

(خدا به شما فرمان می دهدکه سپرده ها رابه صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داوری می کنید به عدالت داوری کنید درحقیقت نیکو چزیی است که خدا شمارا به آن پند می دهد خدا شوایی بیناست)

ان الله یامرکم

خداوند فرمان می دهد !

خداوند منان این بار دعوت نمی کند(مثل خیلی آیات دیگر)

بشارت نمی دهد

استدلال نمی آورد

به تفکر وا  نمی دارد

بلکه فرمان می دهد 

 یامرکم 

 در باره چی ؟

در باره :الامانات

چرا؟

چون پای حق الناس دربین است 

چون پای داشته و داشته های دیگری دربین است

چون تورا امین قرار داده اند  تا امانت را برسانی 

به کی؟

به اهلها

حالا بیا در رد امانت بی توجه باش

حالا بیا در رسیدن امانت به صاحبش اشگال ایجاد کن

حالا بیا سد راه رسیدن امانت باش

باور کن سخت است

باور کن مواخذه شدنش وحشتناک است

 وهمین نیست آیه شریفه فوق فرمانهای دیگری هم دارد

به یک چیز دیگر ی هم امر می کند  البته آن هم ازهمین جنس و تبار است

اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل

نمی گوید بین هم کیش ها

نمی گوید  بین هم جناحی ها

نمی گوید بین هم مسلک ها

نمی گوید بین خودی ها

نمی گوید بین دینداران ودینمداران

البته می توانی بین آنها هم حکم کنی

می توانی آنها را  هم باهم صلح بدهی

اما با معیار ومحکی یکسان  وعادلانه

با میزان ناس

بدون فرق

بدون دوست وآشنا بازی

بدون تعصب قومی وقبیله ای

بدون توجه به افتراق در مذهب ومسلک ومرام

می فرماید

اذا حکتم بین  الناس

هرکه:

از هر نژاد

اهل هر کشور

با هر دین 

بدون توجه به  مقام وپست

بدون توجه با توان و توانمندی مالی

بین الناس

یعنی هرکه میخواهند باشند

حکم که می کنی باید رعایت عدل بکنی

واذا حکتم

اگرخواستی حکم کنی

اگرخواستند حکم کنی

اهل عدل باش

بهانه نیار

نگو گفتن باید اینجوری بگم

اذا حکتم

راه فرار برات گداشته

اذا :چون ,اگر,

اذا راه فرار است یا راه نجات برای تو که :

نمی تونی

جیگرشو نداری

علم وآگاهی اش را نداری

نکن

اما اگر کردی باید و بایستی بالعدل باشد  

ان تحکموابالعدل

چرا

چون اولا حق الناس است

ثانیا در این مهم نعمتی نهفته است

تو با این کاربه نیکو چیزی  دست می یابی 

 و خدا خیلی به این مهم توجه دارد

هم برای خودت خوب است که شخصیت و روح وروانت تزکیه می شود

وهم برای جامعه که متعاقب کار تو احساس امنیت وآرامش می کند

لذا نباید ونمی توانی اغماض کنی

نمی توانی پرده پوشی کنی

نمی توانی پنهان کاری داشته باشی

 چرا که او هم شنونده است و هم دارای بصیرت

ان الله کان سمیعا بصیرا

این دو صفت خداوند متعال شاهد بر این امر مهم هستند

هم می بیند

هم می شنود

چه پیدا 

وچه

پنهان

خودش می فرماید:

اولا یعلمون ان الله یعلم ما یسرون ومایعلنون(البقره :)77

و اینکه عدل یک چیزی بالاتر و والاتر و اصلی تر از احسان و نیکویی ایت

دلسوزی و دل رحمی نعمت است

در قرآن به احسان هم همانند عدل امر شده است

اما عدل یک باید است سئوال می روی

اگر احسان نکنی کمثر ثواب می بری

اگر احسان نکنی حرمت  دین و دینمداری را نداشته ای

ااما اگرحسان کنی به تو احسان می شود

هل جزاءالاحسان الا احسان(پاداشت احسان احسان است)

,نمی گوید احسان نکردی چه وچه ,

انذار توش نیست ,

از اهرم تشویق و ترغیب استفاده شده است هل جزاءالاحسان الا احسان

اما اگر اهل رعایت کردن  عدل نباشی  مورد مواخذه قرار می گیری,

توبیخ  می شوی

تنبیه می شوی

اگر احسان نکنی به زیرسئوال می روی

احسان رنگ ولعاب دادن و بهینه کردن,  نهایی ساختن یک محل ومحیط و روابط اجتماعی است

جامعه اسلامی جامعه احسانی است

عطر احسان در فضای دینی خصوصا در فضای اسلامی  همه جا را پرکرده ومی کند

درجامعه اسلامی حرص نیست ,آز نیست ,طمع نیست ,زرنگی نیست,جلو زدن نیست ,

درجامعه اسلامی باید و بایستی از چالش و تضاد وتقابل خبری نباشد :

 جامعه اسلامی  تداعی و نمود ونماد جامعه  بهشتی است

جامعه اسلامی مقدمه بهشت است

 با تخیل  ,با وعده وعید نمی شود مردم را به بهشت علاقه مند کرد

علاقه لازمه اش عاشق شدن است

علاقه لازمه اش ایمان است

باید نشان بدهی بهشت را

باید جامعه بهشتی را نه درحرف که در عمل به عرصه ظهور برسانی

بایدبه  بهشتیان آموزش رفتن به بهشت داده شود

نه درحرف

نه درتعریف

نه در تحریف

در عمل

عملی که باعث ترغیب و تشویق دیگران شود

جامعه  بهشتی دوتا شاخصه دارد

یه آقایی: یه عالمی : یه مثل زده یا که شاید انتخابی از کل سخنش  شده باشد یعنی پس و پیش داشته باشه به هرحال می گوید:به غرب رفتم مسلمان دیدم اما اسلام نبود و به کشورهای اسلامی آمدم اسلام بود امامسلمانی نبود (چیزی به این مضمون-بعدا این جمله را می نویسم)

غافل  از اینکه درحال حاضر خیلی از کشورهای اسلامی از نظر شناسنامه ای اسلامی اند

غافل از اینکه خیلی از کشورهای اسلامی توسط  کسانی که منادیان و جانشینان  واقعی پیامبر  را کشته اند اداره می شود

حکومت منحط  ومرتجح وبسیار خشن  آل سعود  کجا و اسلام رحمت کجا

شاهان وشاهزادگان هوس ران آل سعود کجا و حکومت وجامعه اسلامی کجا

در قرآن کریم  دررابطه با بحث و تبلیغ  دستورقرآنی داریم :

 منطق ظزیف ,منطق عقلی  منطق الهی  وانسانی قرآن را بخوانیم وببینیم وآنرا با راه و روش جانیان داعشی و نووهابیون قاتل که در عصر رسانه ها انسانها را سر می برندمقایسه کنیم

اصلا سر بریدن چه صیغه ای است

این عمل نشان از استبداد و ایجاد رعب و وحشت دارد

این حرکت ممکن است در تاریخ و بندرت بعنوان یک حرکت عکس العملی و انتقامی حتی درآن شرایط غیرقابل قبول اتفاق افتاده باشد  قطعا حکومت مزدو و احمق آل سعود که هم اکنون در شرایط عادی برای اجرای حکم از این روش استفاده می کند محکوم ومنفوراست

این حرکت نه اسلامی است (اگر چه امکان دارد در تاریخ و در حوادث صدر اسلام اتفاق افتاده باشد اما الان این حرکت ضد تبلیغ است) الان این عمل بمانند لباس شهره است

الان این عمل عمل شهره است و قطعا حرام (البته من که در این حد نیستم که  خداناکرده نظر بدهم این تعریف قلم وقدم من است  بعنوان یک فرد عادی مسلمان در راه مبارزه با کسانی که امروزه با نشان دادن چهره خشن اسلام قصد ضربه زد به اسلام محبت و رحمت را دارند

این حرکت نه تنها بازدارنده نیست که مشوق دوری و ایجاد کینه نسبت به اسلام است

دور شدیم از اصل بحث:

به راه و روش قرآنی تبادل نظر و تامل آرا دراسلام محمد  ص بپردازیم

منطق اسلام محمدی را در تبلیغ اسلام ودر تشویق وترغیب دیگران به دین مبین اسلام براساس قران ببینیم:

ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن ان الله هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هواعلم بالمهتدین النحل125

(با حکمت واندرزنیکو به راه پرودگارت دعوت کن و با آنان به شیوه نیکو  با بهترین و با مقبولترین  شیوه )مجادله نما همانا خدابرکسی که از اهش منحرف شده و برراه یافتگان دنا است )

غافل از اینکه درقرآن حال و شاخصه های عمده, جامعه اسلامی برای ما شرح داده است

لایسمعون فیها لغواالا سلاما و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا مریم :62

در این جامعه از سجن بیهوده خبری نیست:

از تعریف وتعارف های عاریتی

از تملق های دراندیشی

از طرفداری های جناحی

از تهمت های القایی

از منیت ای خود برتر بینی

از این است وجز این نیست های اقتداری گرایی

از ژست های روشن فکری مابی

از خود باختگی های فرهنگی

از لجاجت های ابوجهلی

از قساوت های وهابی گری

از جنایت های داعشی

از القاعده گری

از سلفی گری

از شیعه لندنی

پس چی :

لایسمعون فیها لغوا

و بعدش

الا سلاما

سلام: سلامتی

سلام :تعریف کردنی بدن چشم داشت

سلام :تشویق

سلام :ترغیب

سلام:بشارت

سلام :چیزی که خداوند منان و فرشتگان نبی گرامی و انییا ء اش را مخاطب آن قرارمی دهد

ان الله وملائکه یصلو  علی النبی یاایهاالذین آمنوصلو علیه و سلمواتسلیما الاحزاب:56ب

 به موضع بحثمان برگردیم :

لایسمعون فیها لغوا الاسلاما

و بعد

 ببین خداوند منان چقدر توجه داره

اهل مفتی کارکشیدن نیست

اهل تعریف وتمجید الکی نیست

اهل  احساساتی کردن مردم نیست

شرط ایجاد , شرط بقا و شرط تداوم این جامعه داشتن روزی است

خوراک ,پوشاک و محل ومکان

همه یه جورایی عین هم

یا احیانا چایین وبالایی قابل تامل و تحمل

ولی برای همه : هم صبح و هم شام روزی هست

حالا ما به یک مهم می رسیم

اینکه این جامعه,این محیط,این فرهنگ را کجاها باد دید؟

قطعا جوامع اسلامی

اگر نبود

اگر نشد

قطعا در شهرهای اسلامی

قطعا درجاهایی که علما و روحانیت هر دین ومسلک ومرام هستند

تعلیم وتربیت با گفتن صرف نیست

تعلیم وتربیت را نمی شود با خوندن کتاب یا تدریس کتاب به دیگران یاد داد :یا حداقل شرط اول واصلی اش این نیست

برای تعلیم وتربیت باید و بایستی سیره عملی داشت و علاوه بر این سیره شرایط اقتصادی را هم فراهم کرد

لهم رزقهم فیها بکره و عشیا

 ما شیعیان باید اینگونه جامع ای یا چیزی شبیه ونزدیک به آنرا در شهرهای مدهبیمان ایجاد کنیم وببینیم

این مراگز نباید تنها مرکز تعلیم وتربیت گفتاری  و علمی باشد

این شهرها باید محل عمل باشد

در این محلها باید عینیت دین واثر بخشی رعایت اصول دینی را دید

در بودن عدل در این شهرها

در بودن احسان در این شهرها

در نبود لغو وسخن بیهوده در این شهرها

در سلام گفتن به هم در این شهرها

در عدالت اقتصادی در این شهرها

درعدالت اجتماعی در این شهر

دامه دارد

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi