دمی با شعر نو
ای گذار روز و شب آرام ما را رخصت تکرار نیست رازهای سر به مهر و افت وخیز این خیال

--

شعله پوش این دل سوزان من 

ای تو آخر فرصت هجران من

رخصتی شاید حضورت برکند

این غبار غم  ز روح وجان من  

* چندان جالب نیست شاید  که بعدا  راست و ریستش کردم یعنی تصحیح  و بهینه سازی  !البته نشد هم نشد  در عوض شعر نو بالا قشنگه 

 آن روزها  آن شوق  آن یار

تنها شدم 

 تنها شدم

شبحرف دارد 

با این تن رنجور و بیمار 

ساقی بده جامی

شاید

که مستی

باشدصبور و چاره کار

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٤ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi