دمی با شعر نو
من به لطف شعر فردایی شدم - ای رقیب خوش باش با رنگ ولعاب

شعرم نمی آید  اگر

حسم  زرد  است و پریش

قاصد بهاران را بگو

یکدم فرود  آ سبز سبز

بعضی اوقات نوشته ات نمیاد و به عکس بعضی اوقات تو رو رها نمی کنه .می چسبه به تو عینهو کنه . هیچ حرف حساب سرش نمیشه. وقت بی وقت. بیجا و باجا . میاد سراغت قل قلکت میده  و تنها راه نجات گفتنه و نوشتن. هر جا که تونستی. روی هرچه که دم دستت بود . با قلم خودت یابا قلم یه رهگذر و یا یکی که تو اتوبوس و یا تو تاکسی بغل دستت نشته و تورو که سخت تو عالم هپروتی بر و بر نیگاه می کنه و بعد با ناراحتی و اکراه  خودکارشو درمیاره و بهت میده    و تو آهسته اگه دم دستت کتاب دفتر روزنامه و یا یه تکه کاغذ بود اونو یاداشت می کنی وگر نه تو کف دست  و یا هر جای  دیگه...  فروغ راست  گفته که  شعر گفتن  مث زاییدنه.  وقتش که برسه  باس به دنیا بیاد و اعلام  وجود کنه  .امامن  از این بی وقت  نوشته ها زیاد دارم جو روا جور. هرکدومشون نماینده یه نونگرش. یه نوع حال و یک نوع هوا هستند گو اینکه آدمی که میخاد حرف بزنه و بنویسه بایستی بخونه و تلاش کنه تا صاحب یک اندیشه و یک فلسفه فکری بشه .بدون داشتن پشتوانه فلسفی  شعر گفتن سطحی می شه و بی هدف و البته نظرم راجع به فلسفه یه کم با نظرات  قدیم فرق می کنه من فلسفه رو  برای  اینکه بدونم دنیا چگونه است نمی خام  بلکه برای اینکه بفهمم که دنیا چگونه بایست باشه و دراینجاست که جدایی و جدایش پیدا می شه و شعر از حالت خود بینی و خود گویی  به دیگر  بینی و دیگر  نوایی تبدیل میشه رسالت پیدا میکنه .بسته به حالت .به روحیه ات .به فهم داشت قبلی ات. به تجربه زندگیت  .من سعی کرده ام در گفت و گفتارم دوچیز را عزیز بدارم   اول خدا و  بعد مردم . خدا بخاطر فرار از پوچی و نومیدی.بدون خدا دنیا مفت هم نمی ارزه .و دوم  مردم. بخاطر اینکه دوست ندارم درد و رنج دیگران که قسمت عمده اش ناشی از فقر و اختلاف  طبقاتیه ببینم

راستی درباره همه شعر گفته ها که هرکدام رسالت و بار  خوشان را دارند ( البته به نظر خودم )بنویسید اگر دوست دارید  کسانی که فقط به یادداشت نوشته آخر می پردازند  از نظر حقیر وبلاگ نویسان  نامه نگار هستند ویه چت باز شعر ستا و الا امکان دارد یک مطلب قدیمی و قدیم گفته بیشتر آدمی را به فکر و تفکر و نوشت وادارد .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi