دمی با شعر نو
 

مست از حلاوت شعر

حرفم که حرف دل است بی پرده می زنم

آی مردمان صداقت

آی مردمان  آرادگی

سبز کلامتان پر از بودن

و زلال وجودتان برای مردمان فردا

 جاری و جاودانه

مدتی نبودم. شاید با پر گویی تلافی کنم. هرچند که میگن : گم گویی و گزیده گو چون  (در) 

در نبود خورشید

سایه افکنده غروب

دلم از  آمد شب می گیرد

باز ماییم و می و حجم خیال

یک تصویر سازی . که همراه با حرکت است و یک حرف دل یاکه موج خیال  

در زمانی که

هوای دل من بارانی است

دلم از

خشکی این کهنه خیال می  گیرد

و ایضا

عالمی دارد 

عشق

اهل پروازم واوج

دلم از بند زمین  می گیرد

وایضا

در روزگار قاطی شدن دوغ و دوشاب

وقاحت

تک چرخ می زند

باید رابطه ها را  ری ست کرد

فایل حرمت بد جوری ویروسی شده است

و نسل ها

فاصله را خوشتر دارند

 نمی دونم  شعر بالا را قبلا نوشته ام یا که نه؟ در هر حال باب دل بچه هایی است که اهل کامپیوترند

گاه و بیگاه زمان فرصتی  ناب ز ما می گیرد

شاعری. شاعره ای   می میرد

رنگ می بازد در حجم زمان سبز دم خاطره ای ,نجوایی

باز مائیم وغم وتنهایی

و شعر نوشته بالا برای شاعره بزرگ ؛طاهره صفار زاده

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi