دمی با شعر نو
ای عجب از مردمان حق ستیز-شمرمیدان است دیو صهیونیزم

1)

غم این خلق به خون خفته 

مظلوم 

اسیر

خواب از چشم ترم می گیرد

وای از این هجمه زرد

که چنین زندگی ازمردم دربند غزه می گیرد

وای اگر تیغ نگیرنداز این زنگی مست  

 2)

این بمب ها که چنین ساده مرگ را هدیه می کنند

در انتظار کدامین شکفتن نشسته اند

بهار را بگویید به لطف جنایات صهیونیزم

 چندی است در دیار فلسطین انتظار مرده است

و در شب کاباره های امارات

حرامیان سعودی و  شیوخ وطن فروش  منطقه  

مست  و مسخ شده با از آخریم ورژن های ویسکی

با شمشیرهای آب طلا داده شده

به یاد جاهلیت اعراب

رقص شمشیررا تمرین می کنند

و غزه

خونین تر از همیشه

هرشامگاهان

قربانی  صهیونیزم می شود

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi