دمی با شعر نو
 

 

 ازاین پس مرا خسته  خواهید دید

من وآسمان

هر دو

خاکستری

و دنیای سبزی

که آشفته شد.

دلم باز دارد

هوای تو سید

بدور از همه

های و هوی زمانه

در دنیای  دین, مدیریت معنایش حاکمیت نیست که  هدایت است و حمایت و این حمایت و هدایت بایستی بیشترین دغدغه اش کسانی باشد که با تازه آشنا هستند و کم تجربه لذابسادگی می توانند دلسرد شده  و یا در دام مردمان رنگ بیفتند .

 هنر این نیست که دوست را دشمن کنیم  . هنر این نیست بجای بنشین و بفرما , بتمرگ را خوشتر داشته باشیم ,هنر این نیست که به چند روزه ی کام پشتمان گرم باشد و بی بهانه و با بهانه این و آن رامحکوم کرده و مچ بگیریم . هنر این نیست که لجاجت  و تهمت زدن را عشق بورزیم ,هنر این نیست که روانشناسی رفتار و گفتار را بی خیال به هیچ انگاریم و در نوشتن و گفتن  خود را ببینیم  و خود را بهتر و برتر, هنر این نیست که بر فرض درست بودن و  احساسات انبوهی ازمردم  را ببازی گرفته ودر اندک زمانی بیست میلیون رایی  فریاد بزنیم و وقتی که ناشیانه بودن این نوع خبر رسانی   گندش در آمد در حضور خبرنگاران به فرم بیست و چند پناه ببریم .  هنر این نیست که احترام و حرمت یار قدیمی خود را نداشته باشیم و او را بایکوت کنیم , هنر این نیست که اگر از رقیب دلخوش نداریم (که این بدترین رفتار و رویه برای کسی است که درصدی از امان و امنیت حال مان را به او مدیونیم )او را که نماینده سیزده میلیون نفر است دل آزرده کنیم و به ستادش حمله برده و یا او را از تلاش برای دفاع و یا  آرام کردن کسانی که به نظر من خیلی باید بیشتر از تعداد باشند  در مضیقه و در محاصره ی خبری قرار دهیم تا میدان برای دشمنان دیرینه باز شده وجوانان عصبی وعصبانی خود رابکام خطر افکنده و آنوقت بنشینم و بافتن آسمان و ریسمان این خبط و خطای نابخشودنی را ماست مالی کنیم . هنر این نیست که در اندک زمانی نتیجه را اعلام کنیم و در اندک زمان بعد بخواهیم با توپ و تشر ذوق زدگی این پیروزی الهی را که باور خودمان هم نمی شدبخواهیم بنام خود تثبیت برسانیم.

هنر این بود که آسوده و آرام با  همدلی و همرایی در فضایی مناسب و مطلوب کارها را به پیش بیریم, هنر این بود که کیلویی خبر رسانی نکنیم . هنر این بود که می بایست با دقت به اعتراضات دوستان و همراهان گوش داده و اگر می شد و یا توانستیم آنان را مجاب کنیم و اگر نمی توانستیم او را قانع کنیم همراه و همره با او به نزدبزرگ و بزرگتری رفته  و کار را با سلام و صلوات فیصله می دادم,

و ایضاهنر این بود در صورت راضی نشدن طرفین با تشکیل یک گروه و یا با مسئول کردن یک واحد بی طرف به باز نگری و باز بینی هر چیز و همه چیزشبهات را از بین برده کاری می کردیم تا جوانان حساس و احساساتی مان بازیچه این و آن نشوند و خدای ناکرده دلی آزرده نشود و یا بیگناهی صدمه نبیند]

هنر حکومت کردن نیست هنر خدمت کردن است

هنر گفتن نیست هنر شنیدن است

هنر ترساندن نیست هنر آرام کردن و آرامش بخشیدن است

هنردق مرگ کردن نیست هنر دلداری دادن است

هنریک طرف و یا یک جناح را دیدن  نیست هنر همه را دیدن و همه را عزیز داشتن است

هنرسفسطه بافی و به سفسطه نازیدن نیست هنر حقیقت گویی و پروی کردن ز حق است
هنر این نیست که از عزت و حرمت امانات امام سپاه پاسدارن عزیز  و بسیجیان ایثارگروام گرفتهو آنان را فدای اهداف جناحی و قدرت طلبی خود کنیم هنر این است که مهر و محبت این عزیزان را در قلب  جوانانی که به آینده چشم دارندنشانده و آنرا بیشتر و بیشتر کنیم
هنر این است که بر این گفته ی شهید بهشتی توجه داشته باشیم که ما عاشقان خدمتیم نه شیفتگان قدرت و بدانیم که قدرت و حکومت به هیچکس وفا نکرده و به ما هم وفا نخواهد کرد و با توجه به مسئولیت و گستره ی آنان فردا بایستی در بارگاه الهی جواب پس بدهیم 

و در خاتمه هنر این بود که لج نکنیم و سر مست از پیروزی در جاو مکانی که با ندانم کاری خودمان و با توطئه بدخواهان محل ضرب و شتم دوست و دشمن شدبر برگزاری جشن اصرار نورزیم و در زمان و زمانه ای که خیلی ها به حق و یا نابحق دل آزرده هستند در تفسیر و توجیح  اعمال و رفتارمان در مصاحبه تلویزیونی بی خیال از ترس و لرزی که بر انبوهی از پدران و مادران برای سلامت جوانانشان . جوک نگیم و مبارز نطلبیم

از غروب عشق بیزارم

دلم

از مردمان خشم می گیرد

 اصلا دوست ندارم اینجوری پیش برود  خدایا به ما  تحمل عطا کن و اینکه بتوانیم در زمانه ی تصمیم برای رضای تو و برای محقق شدن حق که تنها شرط عدالت است بر خود خواهی و خود بینی غلبه کنیم وآنچه را که صلاح و مصلحت توست بیندیشیم و بر زبان رانیم من اگرچه از این اتفاقات در غمم اما  فکر می کنم که اینها تقدیر است تا بزرگ مردان تصمیم گیری ایران و انقلاب با توجه به این رخداد ها نیاز های زمانه را دریافته و برای  روزگار های دور  خط و ربطی بر اساس ارزش و اصول الهی و انسانی ارائه دهند آنچه دیده می شود در وهله اول این است که گروهی به حق و یا بناحق می خواهد برای محقق شدن حرف و هدف خود هر چیز و همه چیز را در اختیار بگیرد  بدون اینکه ضرر و زیان آتی را محاسبه کند 

ارزش رهبری بالاتر از بالا و یا پایین بودن ماست

ارزش سپاه و بسیج این یادگاران خمینی  ره بالاتر و بیشتر از  چند روزه ی کام ماست

چقدر خوب است و بجا به وصیت امام ره توجه داشتیم که نیرو های نظامی را از دخالت در امور سیاسی بر حذر داشت و چقدر بد است که ما نتوانیم اینرا را بفهمیم که در کشوری که ترکیب و هماهنگی و همرنگی دین و سیاست  در تصمیم گیری های آن ازبالاترین درصد ها برخورار است اگر برای پیشبرد کار ها و اهداف خود سپاهیان و بسیجیان را در مشاغل گوناگون دولتی بدور از داشتن شایسته گی های لازم علمی و یا تجربی و یا سنی  بر مسند کارها قرار دهیم حاصلش یک بد بینی پنهان یک جدا سازی نابخردانه در بین مردم  و یک انحراف عظیم از عدالت است که شاید بیشترین صدمه اش به  خود این افراد که از سرمایه های  آینده اسلام و انقلابند  وارد شده و می شود ,در  دولت آقای احمدی نژاد بخصوص در سال پایانی این موضوع قابل لمس و قابل مشاهده  بود و لازم است به اینان خاطر نشان کرد که هدف هیچوقت نمی تواند توجیح گر وسیله باشد آنهم هدفی کوتاه مدت مثل تکیه دادن چهار سال بر اریکه قدرت,در صورتی که در حکومتی که ولایت فقیه دارد در حکومتی که از بدو تشکیلش رهبر فقید آن بر قانوگرایی و محترم شمردن رای و نظر مردم تاکید و تایید داشته و در حکومتی که  رهبر کنونی آن از کمترین منیت برخوردار بوده و خدا ترسی و تقوای ایشان مثال زدنی است چگونه است که یک نفر برای پیشبرد نقطه نظر و سلیقه خود  و همفکرانش  آنجنان شلوغ می کند و آنچنان از اهرم های حکومتی و مبادی امر همچون سازمانها و رسانه های گروهی استفاده می کند که بودن و بقای خود را با بودن و بقای اسلام و انقلاب که حاصل خون و جانفشانی بیشمار انسانهای  مومن و مقید با ارزش هاست  گره می زند و این بدترین عمل است که مسلما در بارگاه الهی  در رابطه با آن مورد بازخواست قرار می گیریم واصرار بر آن ظلمی است به خمینی ره و شاگرد  دریا دلش خامنه ای بزرگ

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi