دمی با شعر نو
 

امشب دلم گرفته

زان رو که روزگار

بر ما نظر ندارد

و ماهم

بر او نظر

از های و هوی و از هجمه ی بیداد خسته ام

ساقی بیار باده

باشد رها شوم

اوضاع خوب نیست و خوب پیش نمی رود در شلوغی بازار و رونق تفرقه , مردمان فرصت طلبی فرصت وجود دارند و مردمان دلسوزی و درد لحظه به لحظه  رنجشان افزوده می شود ,هنوز هم  موسوی  را عزیز می دارم همانطور که هیچ وقت از انقلاب نمی برم و خمینی ره رابرای همیشه و همه وقت نعمت و رحمت الهی  میدانم( نه برای این ملت که برای ملت ها و نه برای این دوران که برای دوران ها ) در خطیر زمانه ای چون این زمانه که گردا گرد ملت و مملکتمان  نابسامانی و جنگ فرا گرفته است دلبستن و تن دادن به قانون اساسی اصل است ,امااین باعث نمی شود از مردمان نادانی و لجاجت شکوه نکنم , این باعث نمی شود به مردمان احساس برانگیزی و تعصب خرده نگیرم, این باعث نمی شود از مردمان موقعیت و فرصت که هرچیز و همه چیز را بنفع یک جناح و هرچیز و همه چیز را برعلیه جناح دیگر توجیح و تفسیر می کنند خرده نگیرم.این جمهوری اسلامی این یادگار امام خمینی ره این  جمهوری اسلامی دست رنج و دستمایه تاریخ تشیع است , این جمهوری اسلامی فرصتی الهی  است برای نشان دادن و نشانه کردن راه و رسم عدالت  و مردمداری در تاریخ و برای تاریخ ,تضمینی نیست که این  جمهوری اسلامی باشد البته خدا کند که باشد و انشاءالله هم هست, اما راه و رسم ,رفتار و رویه ی آن چه بخواهیم و چه نخواهیم خواهد ماند, آنان که علی  ع را خانه نشین کردند آنان که حسین ع را شهید کردند  آنان که مردم و تاریخی را از امامان معصوم  محروم کردند اکنون کجایند  ولی اما مانمان همانک حضور داشته ,راه و رهنمود های آنان  رامی بینم و با تمامی وجود دل در گرو پیروی کردن از انان داریم  پس حکومت کردن ظاهری در مقایسه باحکومت کردن واقعی  هیچ است و بسیار ناپایدار, اگر به درازای تاریخ نظر داشته باشیم ,حکومت واقعی  حکمرانی بر قلب هاست با کمک عقل و تدبیر و بر گرفته از درک زمان و زمانه ممکن و میسور است ,  شکی نیست که این دومی محبوب و مطلوب تمامی کسانی است که دل در گرو دین داشته و دین مداری و دین سالاری را ارجح و اصل دانسته ومی دانند,هم از این روست که باید عدل واعتدال را اصل قرار داده  و در دیدن و قضاوت کردن  همه را  خودی دیده و به یک اندازه مورد توجه و تفقد قرار داد  , شک نباید کرد که در این راه به یک اصل کلیدی نیازمندیم اصلی که توفیق به داشتنش در این زمانه و زمانه کمتر از جهاد نیست و آن  داشتن تحمل است و لازمه ی این  تحمل  صبر  ,صبری  که ما را وامی داردتادیگران را ارجح تر از خود ببینیم ,صبری که ما را وا می داردتا دیگران را بیشتر از خود بفهمیم ,یکی از روانشناسان  مطرح  گفته است  اگرمی خواهید در رابطه با  ادیگران نظر و   عکس العمل درست داشته باشید لازمه اش درک  طرف مقابل است و پیش شرط این درک, خود را بجای او قرار دادن است  و این چیزی است که امروزه ما مردمان دلسوز به ایران و انقلاب ومامنادیان  انسانیت  به آن سخت نیازمند و محتاجیم

خود را آسمانی نکنیم

وگرنه 

زمین را 

هیچوقت نخواهیم  دید

و یا نمی فهمیم

مردمان احساسات را بگویید 

ول معطلید 

چه آنان که رستگاری و ثواب را در سرکوب  می بینند

و چه آنان که آزادی را در  تقابل  و بی قانونی 

چندی است در دیار ما

واژه های 

همدردی 

همراهی 

و همدلی 

با ماغریبه اند 

مردمان تصمیم گیری را بگویید 

وای بر شما

چرا که درپس امروز حتما  فردایی هم هست

من از خنده های پیروزی بیزارم  

من اشک های شکست  را بیشتر می پسندم

وقتی من می برم بازنده ای هست

ولی  وقتی می بازم

فقط خودم هستم  و من اینرا خوشتر دارم

احساسات شاعرانه در هر سطحی با سیاست جور نیست ,سیاست لازمه اش انتخاب است  و انتخاب پیامدش تصمیم گیری وتصمیم گیری به منزله حرف آخر را زدن,کسانی که دل به دنیای ادبیات داده اند ,خوشتر دارند مخاطب و یا خواننده حرف آخر را بزند ,هرجور که می خواهد هرطور که می پسندد,اجباری در کار نیست و ایضا اعمال نظری ,البته سیاست می تواند اینگونه باشد اگر شیر یا خط نباشد . اگر به منزله برد یک طرف و باخت طرف دیگر نباشد . برد و باخت  مربوط به داشتن و دارا بودند شرایط یکسان است یعنی طرفین درگیر یک کارند . هردو دارند فوتبال بازی می کنند . هر دو دارند والیبال بازی می کنند . هرکدام یک طرف  بازی اند اصلا بازی یکی است . اما دنیای سیاست اینگونه نیست و مشگل ما از اینجا ناشی می شود . در سیاست راه و روش و ابزار و اسباب کار طرفین  بازی  و ایضا اهداف می تواند کلا یا درصد بالایی باهم فرق داشته باشد لذا اطلاق برد و باخت در سیاست به هیچوجه صحیح  نیست  و نمی تواند مشگلی را حل کند  اگر به سیاست مانند بازی نگاه کنیم حتما متضرر می شویم  و این باعث تشدد و درگیری می شود قومی  را شاد و دیگر قوم  را دلخور و دلسرد می کند . برخی را عزیز و دیگر کسان را خوار می کند . باعث تسویه حساب می شود . حکومت و قانون در خدمت و یا تحت سیطره طرف برنده قرار می گیرد  و این اصلا و ابدا محبوب و مطلوب ملت نیست چرا که ملت و مملکت به همه نیاز دارد  . همه باید پس از انتخابات احساس شادی و شعف بکنند  . همه باید نتیجه سعی و تلاش خود را در محقق شدن آمال و آرزوی خود ببینند  و این ممکن نیست مگر با سهم بندی و تقسیم بندی امور برحسب رای ,اگر ما امروزه و در این برهه زمانی  خطیر به این مهم توجه داشته باشیم دلسردی  وجدایی نداریم اولا  و ثانیا چشم بر نیازهای یی از جامعه که درشکل نظر و رای  افراد  به شخصی و یا تفکری رخ می نمایاند نبندیم ثانیا و این درسی است که ما باید با برادری و رحمت اسلامی به جهانیان نشان داده و بیاموزیم والا با کی بود کی بود و با ضرب وزور تبلیغ و تفریق این و آن به هیچ جا نمی رسیم  

شکوه

شکوه

از مردمان تغافل و یا که ...

بیایید بجای مقابله با موج دریارا دریابیم

از مردمان مسکن و درد لجم می گیرد

من دوستدار

مردمات تحلیل ام و تدبیر

استاد مطهری در یکی از کتاب هایش از حاکمی سخن گفته است که در حین جنگ جهت  دفع ... از اسب پیاده شده و در همان وقت بوسیله یکی از سربازان دشمن کشته می شود و متعاقب این حادثه سپاه تحت فرمان او شکست خورده و حکومتش منقرض می شود و الخ ...استاد شهید علت شکست را در کشته شدن آن حاکم نمی بیند بلکه ما را به شناخت و شناسایی علل و عواملی که انگیزه مقاومت و پایداری در آن سپاه را از بین برده است و طبیعتا این عوامل ,عواملی زیر ساختی و اصلی است تشویق و ترغیب می کند و همین طور است شکست خوارزمشاهیان از مغول و شکست  ساسانیان از اسلام و ... و این نکته بسیار جالب است برای ما تا بجای دیدن و متهم کردن و یا ... افراد  و کسانی از جنس ما که در هدایت و حمایت از یک موج و یا یک حرکت چه درست و چه نا درست  نقش اصلی و  اساسی ایفا می کنند  خوشحال بوده  و بجای تهمت زدن و منکوب کردن به شناسایی علت ها و عوامل بنیادی و بنیانی بپردازیم . بیایید هر رخ داد و پیشامدی را نعمت و مشیت الهی دانسته و با برخورد درست با آن خود و دیگران را از هر ضرر و زیان ناخواسته مبرا  سازیم بیایید بجای اینکه اگر در صف  به ظاهرمقابل  خودی ها سکان دار موج و ماجرا هستند کینه در دل نگرفته و با انواع و اقسام اسباب و ابزار درست و نادرست سعی در طرد و محو آنها نداشته باشیم,بیایید از وجود آنها بهره برده و با شناخت مشکلات و کم کاستی هایی که باعث این جریانات شده بجای علت به معلول بپردازیم و بیایید هر معلولی را ازقبل و با پیش داوری مطرود و محکوم نکنیم  و به زبان ساده زمان و زمانه را بفهمیم . شکی نیست که اربابان طمع و.. بیگانگان در هر پیشامدی برحسب موقعیت و منافع خود  عمل کرده طرفی را عزیز داشته و بر ترغیب و تشویق او اصرار می ورزندو بر طرف دیگر خرده می گیرند   اگر این طرف ما بودیم ذوق زده نشویم  که خیلی اوقات می شویم و اگر به طرف طرف مقابل ما  روی خوش نشان دادند خشممان نگیرد  و هر چیز و همه چیز را با هم   قاطی نکنیم

 از آن شوقی که در ما بود

و آن شوقی که در ما مرد

می گریم

دلم از مردمان  خشم می گیرد

ز هر قومی

به هر قولی.

دو صد نفرین به آنانی که دائم در خیال جنگ و جنجالند

من اهل

سر زمین صلح و آرامم

بیا باهم

غم از رخساره این قوم برگیریم

بیا بر چهره ها بار دگر لبخند بنشانیم

خدا بخیر بگذراند این سخن خیلی هاست چه آنان که در وب من نظر می دهند و چه آنان که در صف شیر و ... باهاشون  هم صحبت می شم  و ایضا خیلی ها از هم سن و سالهای خودم  که سی ساله ی  مفید عمر را در هول و ولای  انواع .اقسام ترس ها و دلهره ها و یا تلاش ها و مقابله ها گذاراندیم و آنک در سنین بالای پنجاه سال  نفس نفس زنان عمر گذرانده و در انتظاریم  در انتظار حادثه ها و حوادث خوب و بد و نهایتا در انتظار .. و تمام ,دنیا هیچکس را برای همیشه عزیز  نداشته و نمی دارد حتی اولیاو اوصیا که عمرشان از  عمر خیلی از ماها  کمتر بوده ,زندگی می گذرد آنچه می ماند در خاطر ما خاطره است باش تا خاطره ای خوش باشیم  می شود بی تفاوت بود نمی شود خیلی هم با تفاوت بود تا  در طرفه العینی به یک جناح می چسباندت و بعد خر بیار و باقالی بار کن ,چون دل در گرو موسوی گذاشته بودم و سعی و تلاشم طبیعی است که در حرف و گفتن و شنیدن اینوری باشم  اما خدای ش بایست با آقای ضرغامی احسنت گفت  چه جوری توانسته در این وانفسایی تمرد اینهمه آدم را در صدا و سیما جمع کنه که اینقدر قدرتمندانه و بدون هیچگونه دغدغه و احساس پشیمانی ,ترسی , لرزی ,احیانا یه کم لغزشی  اینجوری یکطرفه قضاوت کنند و اینقدر استادانه یک جناح را گل و جناح دیگر را خار معرفی کنند تا حالا اینهمه طرفداری یک جانبه ندیده بودم الحق صندلی که تو هیت دولت به او می دن  حلالش , حالا می فهمم چرا قالیباف را اونجوری تحویل نمی گیرن ,حق هم دارند آخه آقای قالیباف بعضی اوقات خودشه و از خودش نظر در می کنه و این یعنی داشتن استعداد طرد و تعویض شدن ,در هر حال اوایل کار ما هرچه تلویزیون ضرغامی را نگاه کردیم و یا شنید همه اش به به و چه چه بود شهر در امن و امان  و گاه و بیگاه خبری از معدود افراد خس و خاشاک بود و آشوب طلب  که می شد با یک فوت کورشان کرد و ایضا خبر و مبر از راست و درست بودن کار بود و همه چیز بروقف مراد که یهو از اطراف و اکناف یعنی از بچه مچه های خودی و غیر خودی شنیدیم که شهر شلوغه کیپ تا کیپ آدم و عالم میان و می رند بی صدا و با و با صدا گویا معترضند زیاد اهمیت ندادم   گفتیم این هم بگذرد ما که گرگ بارون دیده ایم چه ها که ندیم این هم روش ,که دیدم نه مث اینکه کار کش داره و بر خلاف تلویزیون ضرغامی اوضاع قمر در عقربه بگیر بگیر و حتی بکش بکش وسوسه شدیم مانند خیلی ها رو آوردم به تلویزیون اونور اب که می دونستم و می دونم  بی غرض و مرض نیستند و هیچوقت نخواسته اند و نمی خواهند که سر به تن  امثال ماها باشه ,چه میشه کرد به اصرار بچه ها و به یمن فرزند سالاری  تسلیم شدم الحق و ولانصاف خیابون های تهران عین فیلم های اکشن بود انواع و اقسام ضرب و ضورب  . دم دو طرف گرم و دم فیلم بردار های آماتور گرم که اصلا کم کار نگذاشتن هر چیز و همه چیز را ثبت و ضبط کرده و به اونور آب فرستاده اند تا از ما بهترون هرطوری که می خوان روش تفسیر گذاشته و بخورد جوانان مادر مرده ما بدهند و یک اعتراض مدنی و در چارچوبه قانون را که سردمداران و رهبرانش دونفر از یاران و شاگردان امام و مومن و مقید به قانون اساسی و اطاعت ازرهبری هستند به سمت و سویی ببرند که خدای ناکرده اساس و بنیان انقلاب مورد هجمه قرار گیرد و مجریان خودباخته ,  فراری   و وطن فروش پناه برده به دشمن خونخوار بشریت و مسلمانان دم از انسانیت و انسان دوستی و خقوق مدنی بزنند  و در برنامه هاشان حرمت هیچکس حتی رهبری را نگه ندارند,هم اینان همراه و همدم با بعضی از این  دیر انقلابی شده ها و یا منادیان تازه به دوران رسیده درس و رسم بی احترامی و حرمتی شکنی  را با هم و به کمک هم به جوانان ما داده و اسلام و انقلاب را به زیر سئوال ببرند ,اگر به تلویزیون ضرغامی نگاه بکنی می بینید که بدور از این همه جار و جنجال و دلهره ای که در خیابان ها وجود دارد و  و خواب از چشم هزاران پدر و مادر مضطرب گرفته است بدور  و بی خیاال از خطر بالقوه ای کهبرخورد غیر کارشناسی شده و  سرکوب ناشیانه اش می تواند درآینده ای نه چندان دور و در به محض داشتن شرایط مناسب به بالفعل تبدیل شده و همانطور که تئورسین سیاسی ایران و انقلاب اسلامی آقای آیت الله رفسنجانی هشدار داده اند  شعله ور شده و دوست . دشمن را  در خود فرو بلعد,به نظر اینجانب به عنوان یک فرد عادی در این مملکت  هنوز دیر نشده و قانون مملکت به شورای نگهبان و وزرات کشور منهی نمی شود  مجمع مصلحت نظام و  کمیته هایی که با تایید و ترغیب رهبری وقوه قضائیه ومدیریت فهیم دلسوز و روشن ضمیر و روشن فکر آن آقای شاهرودی جزئی از این ضابطه ها و ضوابط قانونی است و می توان با بهره گیری از آنان در محدوده ی قانون و مملکت به حل این معضل که چندان هم بغرنج و تابو نیست پرداخت ,خدا نکند غرور ما را بگیرد خدا نکند خود را حق ببینیم خدا نکندبه زیادی و قوت و قدرت دور و برمان  غره شویم , خدا نکند خود فارغ بال از هر پست و بلند  ناشی از حوادث ریزو درشت برای حریف دل نسوزانیم  

دلم از مردمان بردن می گیرد

و از خنده های موذیانه ی زرنگی

در مسند قدرت بودن رعایت عدالت معنا دارد و مردانگی است 

و الا هر ننه قمری در حالت بی پناهی و در تظلم

منادی عدالت است و عدالت خواه

قصدم نوشتن نبود آنهم این همه , ولی چه میشه کرد در حال و هوای کنونی مملکت که اسلام و انقلاب و مردمان  دینداری و دینمداری هاشمی و موسوی مورد بی مهری قرار می گیرند  نمی شود ننوشت  و نمی شود از خدا نخواست تا با لطف خود و بدست مردمان تدبیر و رهبری  این مشکل را به نحو احسن  ختم به خیر کند شاید شعر زیر که مشوق من بود در نوشتن مطالب بالا حسن ختام خوبی باشد بر این نوشته ی بقول دوستان کامنت

خسته

از موج خیال

رو به سوی ساحل آرام دارم

کاش دلگرمم کند

 تک شعله ای از راه دور

می شد درست پیش بینی کرد . می شد از پیشامد ها جلوگیری کرد , می شد به پیشامد ها جهت داد ,می شددرست هدایت کرد

,اگر فقط در فکر انجام کارهاباشیم اینجوری می شود که شد , اگر بر بهینه سازی کارها نیندیشیم خیلی زود می فهمیم که ول معطلیم ,

 بهینه سازی نه فقط در انجام و اجرا وبهینه سازی نه ذوق زدگی از قوت و سرعت  تکنولوژی ,می شد با بازنگری دوره های قبلی به ارتقامحتوا و به عمق دادن بکار هاپرداخت , می شد با تحلیلی فراگیرا همه  باید ها و نباید ها ی دوره های قبل رامرور کرد و برای آنها برنامه ریزی کرد و برنامه ریخت ,

 می شد در حین انجام کار لج نکرد . خرده نگرفت . می شد فضا را برای بعضی گل و بیلبل و برای بعضی سخت و سرد نکرد , می شد  از بکار گیری امکانات به نفع یکی  اینهمه خوش رقصی نمی کرد ,می شد از ابراز عقیده آمهای مجری برله یبا برعلیه طرفین جلوگیری کرد  , می شد بجای  اعلام نتیجه به اثر و اثر بخشی نتیجه اجرا فکر کرد . می شد در تلاش و تبلیغ  خدا را دید . جمهوری اسلامی را دید . قانون اساسی را دید , عزت و حرمت اسلام و انقلاب را دید , می شد از باند و باند بازی  دوری  جست , می شد بر غرور و بر منیت غلبه کرد , می شدبیش از احساس خود به  آینده و احساس کسانی که باهزار وعده وعید بدنبال خودمان کشیدیم  فکر کرد , دلسوزاند و دلنگران بود , می شد فرصت ها را غنیمت کرد  می شد برای  دفع پیامد های ناگوار که خیلی هاش نتیجه عمل و عملکرد خودمان بود  هست از عزت و حرمت دگران وام نمی گرفت , می شداز بسیج سود نمی جست , می شد بسیجی را درمعرض خطر قرار نمی داد , می شد بین جوانها که عقبه و پشتیبان بسیج هستند با بسیج دوگانگی و دوری نمی انداخت , می شد کتک می خورد اما کتک نمی زد , می شد بجای تعجیل در قضاوت بر اثر و اثر بخشی اعلام توجه کرد , می شد گذشت داشت , می شد در سرکوبی قساوت و لجاجت  نمی کرد , می شد  خط قرمز عبور  نکرد , می شد اهل بگیر بگیر نبود , می شودبدنبال بگیر بگیر نبود,می شود از انتقام دوری جست , می شود بجای برخورد با علت به  معلول پرداخت می شود به این رخداد باری به هرجهت برخورد نکرد , می شود به دنبال کسی نرفت , می شود , کسی را نخواست  , می شود با سعه صدر و با سخاوت تحمل  هر حرف و سخن  را داشت ,می شود گذشت و بزرگی اسلام را به همه نشان داد , می شود  دوباره اشتباه نکرد ,می شود یکطرفه قضاوت نکرد ,می شود فقط یکطرف را نداشت, می شود  به این حرف امام خمینی توجه داشت (که عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنیم)

شهر پیوسته شلوغ است

شلوغ

حجم غمگین هوا

پر از فریاد است

                   و  من از

                         رونق بیداد به خود می لرزم

شک ندارم که مردان نفاق منتظرند

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi