دمی با شعر نو
ای که دلگرمی به دل لختی کنار ما نشین دلدار پیدا می کنی

لحظه ی سبز  سحر بود و 

من  و  دست دعا

و چه حالی داشت الطاف خدا

ادعونی استجب لکم

 گویی این حال و هوا و این حس حال را پایان نیست . دوست دارم بنویسم .دوست دارم  حرف بزنم .حتی اگر با خودم . با خود درونم .مهم نیست که دیگران چه می گویند.  باکم نیست اگر دراین نیمه های شب خواب خوش  را از چشمانم ستانده ام . مهم این است که  نوشتن . مث نفس کشیدنه .  اظهار وجوده . راهیه واسه فرار. فراراز تنهایی . فرار از بی دردی .گو اینکه خیلی اوقات تنهایی نعمته و نیاز .واسه اینکه به خودت فکر کنی .به خودت بیندشی .خودت را محک بزنی .بی خیال این و اون .بی ترس از این و اون . تا  بفهمی کی هستی . تاببینی کی هستی .تاحالیت بشه کجای کاری . تا بدانی چی تو چنته داری .کوله بارت چیست . از  بودنت چه اندوخته ای. چقدر لیاقت داشته ای .چقدر لایقت بوده داشته هایت و آخر کلام اینکه این به خود اندیشیدن مقدمه آگاهی است .سرآغاز سفر به دنیا فهم  . فهمی خالص. فهمی درست . فهمی بی ریا. فهمی پر از صفا. یه عروج. یه اوج. یه شناخت و اینکه این شناخت اول و آخر  کاره .کلید خدا شناسیه  .سرآغاز  رستگاریه .مگر نه اینکه علی  مان می فرماید

                                          من عرف نفسه فقد عرف ربه

پیروز باشید و دلتان پر امید.  بر ما هم دعا کنید  منت گذاریم .

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi