دمی با شعر نو
 

باور ندارمت

یاد آن همه صداقت بخیر

یاد مردمان

 گمنامی و خدمت.

 اهالی مکاتب ماکیاولی و کام

 و فرصت طلبان آب های گل آلود و ماهیگیری

این روزا بد جوری میدان دارند

و من در ذهن خود  شعر آن شاعر بزرگ را زمزمه می کنم

 (نازک آرای گلی

که بجانش کشتم

وبه جان دادمش آب

ای دریغا ببرم می شکند

غم این خفته ی چند

خواب در چشم ترم  می ش..... )

خیلی ها تشنه ی یک داوری خوبند

و مردمان بی شیله پیله

از محاکمه باکشان نیست

و کسب اعتماد را از هر چیز خوشتر دارند

وسوسه نوشتن و ترس از گذشتن از خط قرمز البته نه خط قرمز مردمان بگیر و بگیر و خوش خیالان این چند روزه قدرت و مقام که ترس از خدا و خجلت ازامام و اسلام و شهدا اینروزا بدجوری گریباگیرم شده ,دلم  برای ساختار شکنان و کسانی که در هیچ لحظه این سی ساله با اسلام و انقلاب و مردم نبوده اند نمی سوزدو از ابر قدرتان زور و تجاوز و تزویر  در راس آنان امریکا و انگلیس و فرانسه  همیشه منتنفر بوده و هستم همچنانکه از رهبران خوک شکل و خوک صفت اسرائیلی که مصداق عینی جنایت و تجاوزند , اما نمی توانم برای انبوهی از ایرانیان که دل به این تحول و تغییر بسته بودند تا بعد از این راحت تر از کشورشان حرف بزنند, بگن ,بیان و برن بی ترس از کی هستی و کی بودی  و کی باید و بایست  باشی , تعارف نداریم  دار و دسته طرفدارفلان نامزد... توان تحمل حتی امثال لاریجانی و  افروغ را ندارند و با اندک بهانه ای  در محیط مقدسی مثل مجلس به آنان چنگ و دندان نشان و احیانابصورتشان چنگ می اندازند ,اینان چگونه  وچطورمی توانند فراجناحی فکر کنند ودم از مهر و محبت و جذب  بزنند اینان که  در این چند سالهی کام  در انتصابات و استخدام ها بد جوری  اصراربر خودی و غیر خودی داشته ودارند وکتمان نمی کنند که  اهل قوم و قبیله و باندند و خیلی ها رو چزونداندهاند و می ... ,اینان که همانندجوانان کم تجربه و احساساتی  با بالا و پایین شده روند یک مناظره گذرا جاه و مکان و مقام خود را از یاد برده و با مشت های گره کرده, ذوق زده شعار سر می دهند چه انتظاری می توان  داشت که بی طرفانه قضاوت کنند :

ای ابر های اجیر شده

خورشید هیچوقت در پس ابر نمی ماند 

باد 

 در راه هست

و فردا مردمان قضاوت

قصه ما رارا جور دیگر تفسیر

خواهند کرد

هیچوقت و هیچ زمان موسوی را بد نمی دانم و بد نخواهم دانست البته هیچکس معصوم نیست اما اینرا باید و بایستی دانست  که اگر اجازه فریاد زدن به مردمان شکوه و شکایت داده شود  در آخر کار خسته شده و آرام می گیرند آنان کهبی مهابا تهمت می زنند و این سید مظلوم را به این و آن می چسبانند  نمی دانند و یا نمی فهمند که فردا بایستی در دادگاه عدل الهی جواب پس بدهند, نمی فهمند و نمی دانند  که با این راه و روش بصورت غیر مستقیم سیزده /چهارده میلیون نفر را با خود بد می کنند , خیلی سادگی است اگر موسوی را فرد بدانیم و اگر بخواهیم با برخورد با ایشان آنهم با اینگونه برخورد های مکانیکی و غیر کارشناسی  قضیه را فیصله بدهیم  ,بایستی بدانیم با پاک کردن صورت مسئله فقط خودمان را گول می زنیم جمعیت و مردمی که در خیابان های تهران آمدند اظهار عقیده کردند و بر  عقیده ورای خود اصرار ورزیدند اینان برون داد یک نیاز اجتماعی هستند اینان یک نیاز زمانه اند و اگر این فرض را قبول داشته باشیم که اینان عمدتان از قشر میانه شهری و از مردمان تحصیل کرده و خارج رفته اند  کیفیت  آنان بر کمیتشان می چرپد آنوقت است که اهمیت کار ا درک خواهیم کرد,خوش خیالی است اگر از کنار این همه ساده بگذریم و دل خوش کنیم به راهکارهای سنتی و باری به هر جهت و ...  آنان که باور ندارند بهتر است دندان اسب را باز کرده و دندان آنرا بشمارند بجای نوشتن  مقاله و آسمان ریسمان کردن ها بهتر است بداخل مردم بیایند در بین همین کسانی که با اندک و  کمترین فرمانی از موسوی, چون رودی خروشان خیابان ها را در بر می گیرندو( وزرات کشوراینرا خوب می داند چراکه  اجازه ندانش به راهپیمایی مسالمت آمیز تایید این مهم است) درست است خیلی هاشان جوانند,درست است خیلی هاشان آنجوری که ما بخواهیم و شما بخواهید اهل رعایت شرع و شریعت نیستند نه اینکه قبول ندارند بلکه به اجرا و اصرار با آن اصرار نمی ورزندبه دلایل مختلف اصلی اش جوانی و نبودن در محیط مناسب و یا ..., مثل خیلی از ماها قبل از انقلاب  مثل خیلی ها که امام از سر کوچه ها راهی جبهه شان کرد تا به امثال ماها درس فدارکاری و ایثار رابدهند و داندند بله اینان انبوهی از مردمند که بنده ی خدایند و در این ملت و مملکت حق دارند  و جقدر خوب است و چقدر بایستی خدا را شکر کرد که هم اینان از اسلام و انقلاب نبریده اند و برای رسیدن به آمال و آرزوی های بحق و یا بناحقشان دل به یکی از سرداران پیشین اسلام و انقلاب یعنی میر حسین موسوی بسته اند که در این همه مدت و با اینهمه نامردمی و بی مهری در هیچکدامین از اعلامیه ها یش ازخطوط قرمز که همانا اسلام , امام وانقلاب و رهبری معظم  آن است عبور نکرده و نمی کند و این بخاطر ایمان و اعتقاد او به اصل و اصول انقلاب است و نه بخاطر مصلحت ,دنیاخواهی ویا ترس از  ترس  سر دبیران قلم کش الینه شده  در یک چارچوبه فکری   خود برتر بین ایدئولوژیک که  هر کس و هر ایده  مخالف خودرا باطل دانسته و مروجان و منادیان آنرا خائن می داند و بیگانه پرست .

بدور از هجمه ی نومید

تو می دانی و می دانیم

که سکه ی بختمان

تاچرخ آخر

بی شماران بار می چرخد

بیا یک دم به عشق آمد فردا

بیارامیم

وقتی خودمان را بجای موسوی بگذاریم می بینیم که هزاران درد و دغدغه داریم ,درد گذشته , درد حال و درد آینده ,درد کسانی که با هزاران امید دل در گرو راه و روش او گذاشتن و برای تحقق فرادیی روشن و روشنی بخش تلاش کردند انتظار کشیدن و بدور از مردمان عیش و نوش و بی تفاوتی سختی ها را با جان و دل خریدار شدند باشد که بااین راه و رویه  کشتی  جهوری اسلامی رارا به سلامت به سرمنزل مقصود رسانده و یا در رسیدن آن به سرمنزل مقصود به قد وسع خودسهیم باشند,

سیاست هزینه می خواهد سیاست هزینه می طلبد مردمان سیاست با هر فکر و هدفی و از هر قوم و قبیله ای حتما در برابر ناملایمات قرار خواهند گرفت حتما گاه و بیگاه در و دیوار بررویشان بسته  خواهد شد, مورد بی مهری قرار خواهندگرفت اما انسان مومن انسان دارای وجدان انسان مقید به ملت و مملکت اینهمه را با جان و دل پذیرا می شود و قدم در میدان می نهد تا  به سهم خود دینی به دین و دنیایش ادا کند ,حوادث قابل پیش بینی نیستند عناصر و عوامل دیده و نادیده بر فعالیتها وراه و روش ما اثر گذشته و اگر چه خود خیلی اوقات باعث و بانی این حوادثیم  اما در خیلی مواقع خود هم تابعی هستیم از آن  که در ایجادش بصورت مستقیم و غیر مستقیم نقش داشته ایم و حال می بینیم که موسوی این مرد خدا ,علی رغم همه ناملایمات تصمیمی عالمانه و عاقلانه گرفته است ,تصمیمی که از افرادی متمدن و متحول و مومن چون او قابل پیش بینی بوده و هست, آدم های سیاست باید بدانند که در گذار تاریخ هر فراز و نشیب یک فرصت است و دلیلی نبوده و نیست که هر فرصت یک پیروزی باشد گو اینکه پیروزی ها دو  وجه و دو لایه دارد لایه ورویه ظاهری ,لایه و  رویه  پنهانی , بایستی بیاد حرف امام خمینی  ره بیفتیم که فرمود اگر  موفقیت انقلابات به نتیجه ظاهری بود تمامی پیامبران و اولیا  موفق نبوده اند  ,مهم این بود که این حرکت عظیم ایجاد شد مهم این بود که آگاهی مردم بالا رفت مهم این بود که جوانان پا بعرصه تصمیم گیری و مسئولیت پذیری گذاشتند مهم این بود که دریافتیم که می توانیم حرف و نقلمان را بگوش مردمان ومسئولان تصمیم گیری برسانیم مهم این بودکه ما علی رغم میدان داری گروهی  مغرور,بودنمان را به رخ آنان کشاندیم  مهم این بود که ما با مردمان خارج از ایران با کسانی که تا حالا خود را شریک و سهیم نمی دانسنتند همدل و همدم شدیم  درد و رنج غربت را از دل و جان آنان برگرفتیم  مهم این بود که ما بعنوان یک  ایرانی انقلابی و مسلمان  به دنیا  نشان دادیم که اهل حرف و گفتیم , اهل مبارزات مدنی و پارلمانی هستیم , ایران ما از نظر بیان عقیده یک سر و گردان  از  تمامیمردمان  جهان سوم  بخصوص کشورهای  مغرض و مستبد   عربی بالاتر یم  , مهم این بود که ما نشان دادیم اهل بحثیم,دل درگرو نقد داریم , و آنک جهت جدا نشدن از مسیر و گم نکردن راه و جهت تداوم راه ,  نیاز به سازمان دهی قانونی داریم سازمان دهی در شکل و قواره یک حزب و چه حزبی بهتر از حزب سبز با شعار هاو برنامه هایی برگرفته از خواست و خواسته هایی که در طول مبارزات انتخاباتی بیان کرده و مردمی را با خود همدل و همرایی کرده ایم و  به خیلی از مردمان داخل و خارج کشور امید بخشیده ایم  و امیدوارشان کرده ایم  مسلما همه خواسته ها با این ریاست جمهوری محقق نمی شد  اما می شود درصد بالایی از آنها را محقق ساخت بایستی باتشکیل حزب جلو خودکامگی و انتقام گیری مردمان قدرت و تنگ نظری  هارا گرفت بایستی با ایجاد حزب این مبارزه مدنی را تداوم بخشید بایستی تمامی کسانی که دل در گرو تغییر گذاشته اند بصورتی منظم و منسجم با ایجاد یک اساسنامه و مانیفست فرا گیر در شاخه و گروه های اجتمائی جمع کرده و به فعالیت مفید و مثمر آنان جان بخشید تا در مواقع لازم پای درمیدان گذاشته و به مردمان کوتاه فکری و سرکوب خودی نشان داده و آنان را به اطاعت از قانون و قانونمندی مجبور و مقید سازند ,دولت جدید یا می تواند به حرف ها و وعده هایش عمل کند یا نمی تواند اگر می تواند خوب آن اعمال و فعالیت هایی که به سود مردم است مورد استقبال است و  دلگرمی ماها,اگر نمی تواند مسلما بایستی سازمان و گروهی قانونی باشد تا این مهم را به او گوشزد کند و حضور پر رنگش بتواند او را بهتصمیم گیری درست وا دارد شکی نیست که خیلی از ماها با ایمان و اعتقاد و از سر دلسوزی و نیازهای منطقی پای در میدان انتخابات گذاشتیم شکی نیست که خیلی از ماها دل به مال و منال و قدرت نداده ایم  و نیامده ایم تا برای پستی و مقامی شهر و دیاری را برآشوبیم آمدن خیلی از ماها برای و بخاطر  دغدغه های دینی و املی بوده است و هست و ما باید با ایجاد حزب و با تدوین و تصویب این  خواست ها و دغدغه ها بر انجام آنان اصرار ورزیم  رهبری انقلاب بارها با این مهم تاکید کرده اند و حتی در خطبه های نماز جمعه تداوم آنرا خواسته اند و آنرا برای جامعه ما مفید و لازم دانسته اند شکی نیست که مردمان تنگ نظری و دروغ در مبارزات طولانی و آگاهی بخش کم میاورند چرا که زمان همیشه به نفع مردمان عقل, علم و تدبیر بوده و هست مبارزه پایان نیافته اما نمی توان و نمی شود مملکت را پادر هوا و بلاتکلیف  نگه داشت  همانطور که رهبری فرمودند شرایط بی نهایت خطیر است و اطراف و اکناف مملکت را نا بسامانی و خطرات فراوان فرا گرفته است کشور های استعماری و زیاده طلب هنوز هم که هنوز است چشم بر گوشه و کنار این مملکت که مالامال از  منابع ونعمت های خدادای است دوخته اند  اگر قیام امام حسین ع درس است , سکوت علی ع و صلح امام حسن هم درس است پس بایستی با تشکیل حزب راه را برمردمان تحجر و انتقام و زیاده طلبی بست بایستی با ایجاد حزب برای احقاق حق و سر نوشت رایمان تلاش کرد بایستی با ایجاد حزب  از ظلمی که بر سران احزاب و تشکل های قانونی و کسانی که سالهادل و دین در گرو اسلام و انقلاب گذشته اند و اینروزها توسط افراد خودکامه و خودسر و یا نادان و منتقم دربند شده اند  دفاع کرد و برای تنبیه و توبیخ منادیان و مسئولانیکه در این عمل غیر انسانی و ظالمانه دست داشته اند  اقدام کرد ,معنی ندارد آدمی نخبگان و سردمداران حزبی و دینی را با اندک احساس خطری در بند کرد  و ملت و مملکتی را در پیش جهانیان به زیر سئوال برد  بایستی این راه و رویه ی  که مختص کودتاچیان است برای همیشسه  کنار گذاشته شود و حزب می تواند براین مهم اصرار بایستی با تشکیل حزب و با سعی در  راهدهی وراهیابی افراد و شخصیت های دینی و روشنفکر به مجلس  برای طرد ناملایمات و جلوگیری از اعمال و رفتار غیر مدنی و غیر انسانی تلاش کرد  می شود ماموریت گشت ارشاد را فقط منوجه اشرار کرد آنهم بصورت قانونی  , می شود کاری کرد تا  بساط و رویه گزینش های نامناسب و غیر اسلامی و غیر علمی برچیده شود , می شود کاری کرد تا ایرانیان خارج از کشور حتی بر فرض داشتن پرونده های .. با آسودگی خیال و با دلدادن و دلبستن به رئوفت و عدل اسلامی به ایران بیایند و در صورت وجود مزاحمت های غیر قانونی و خلاف قانون و عرف با کمک حزب و سازمانی که به آن وابسته اند از حق خود دفاع کنند در اینصورت است که ما در این انتخابات نباخته ایم درآنصورت است که برقدرت نشستن حریف برما تلخ و ناگوار نمی آید در اینصورت است که ما می توانیم بنوعی خون ها ی  به ناحق ریخته را به نوعی جبران کنیم با تشکیل حزب  می توان برای خانواده هایی که ضرر کرده اند و یا عزیز از دست داده اند کاری کرد آنان را دلجویی داد و احیانا مشکلات روحی روانی و مالی آنان را مرتفع  نمود  آقای .. هم بداند که به موسوی سید هیچ وصله ای نمی چسبد  و آنا که الان دایه دلسوزتراز مادر شده اند بایستی بدانند که چقدر قیل و قال ها , مقاله ها و یکطرفی قضاوت کرده های آنان در ایجاد این آشوب ها نقش داشته  است و این کاملا واضح و مبرهن است که اینان تشکیل حزب را بر نمی تابند و این کاملا روشن است که اینان نمی خواهند حزب سبز تداوم بخش راه هزاران جوان و نخبه ایرانی بوده و  با نور خود ظلمت های ناشی از نادانی و خود بینی و تنگ نظری را از چهره ایران  و جمهوری اسلامی بزداید

جاده های یک طرفه

ترس اززرنگی مردمان ماهی گیری و فرصت

امان از

دشمنان خونی

وخشم  مردمان کام

کاش می شد

سرخ دادی بزنم

نشکند خواب به چشم تر کس

شاید در قالب و شکل چند گونگی وجود داشته باشد که دارد  باشد درمعنا دارای پیوندی نا گستنی است

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi