دمی با شعر نو
 

باید روزه ی سکوت گرفت
مردمان

خود درشت بینی 
و یا که
مصلحت
گوششان به هیچ حرفی بدهکار نیست
از لجاجت خودی ها
دلتنگم
و از طمع ورزی بیگانگان
دلخون
بایستی همدیگر را باور کنیم
وگرنه خیلی زود دیر می شود

بدون شرح

هنوز هم خواهان
مردی هستم
که با سبز آمد

مردی از تبار صلح و صفا
مردی که نه وسوسه ی مال داشت و نه حسرت منال
مردی غریبه با نقشه و باند
مردی بیزار از قشون کشی های ایل و تبار.
من هنوز هم خواهان مردی هستم
که همه ی انباشته ی دنیای اش کوله باری است ازهنر و حیا
مردی از قافله ی خط امام
مردی که تنها آمد وتنها قامت برافراشت
وبی واهمه از
گستاخی حریصان قدرت
همدل و همدرد خیل عظیمی از
طردشدگان گزینش
و قربانیان سهمیه بندی های چند دهه شد

 مردی که چشم امید انبوه مردمان دور افتاده از وطن به او بود
مردی که به تمامی آنان نوید بازگشت داد
مردی که قصد باز تعریف
مرز های خودی و غیر خودی را داشت و از انبوه انگ ها و رنگ ها بیزار
مردی که اسلام را جان پناه تمامی ایرانیان معرفی کرد
از هر قوم
از هر قبیله
و با هر عقیده و مرام
مردی که هیچ کس برای او غریبه نبود
هنوز هم
دلم هوای مردی را دارد که همانند مرادش دل پر خونی از اسلام تحجر داشت
و دلداده ی
اسلام اجتهاداست و اسلام رحمت
دلم در هوای مردی است
که هنوز هم
دلش
در هوای مردمش می طپد

مردی که نا باورانه
نعره قلم بدستان قدرت را شنید
و از بی وفایی زمانه

و از گستاخی مردمان کام حیران
مردی که 
هیچوقت فراموشش نخواهیم کرد

وقتیکه بیشتر مهره ها از یک رنگ باشند . طبیعی است که صدای طرف بازنده دربیاد.آنهم نه برای خودش که برای خواسته های کسانی که پس از سالها همدل و همدمی پیدا کردند از تبار رهروان امام ره

وصل ها را
فصل کرده ایم
و بیهوده دم از وحدت می زنیم
مردمان جنگ طلبی
ومردمان بکار گیری هر وسیله برای هدف
طرد را خوشتر دارند
و
عشق شان مچ گیری است

بیاد شعر استاد شهریار می افتم و  عدالت  علی  ع

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

که اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا 


مهم این زمان نیست مهم همه ی زمانهاست مهم آینده است هم آنانی هستند که در نبود ما با ایده گرفتن از راه و رسم ما ایده می گیرند . اگر رسیدن به قدرت و یا بودن در قدرت به هرقیمت مباح بود هیچکس دانا تر و قدرتمندتر از امامان ما نبودنداما آنان رسالت هدایت فراتاریخی را به زرق و برق یک مقطع از تاریخ ترجیح دادند تا باشند و برای همیشه تاریخ مردمان دیانت را حمایت و هدایت کنند.

ما ازدلباختگان ولایتم
نه شیفتگان حکومت
سلاح مان
ایمان
رسالتمان
عشق
ای وای مان اگر
عهد بشکنیم

و علی ع که در برابر قاضی می نشیند تا درباره ی او و شاکی یهودی اش قضاوت کنند !!!
ما از مردمان زرنگی بیزاریم.و از حریصان غنیمت متنفر.ای وای اگر این چند روزه ی قدرت فریبمان دهد .ای وای اگر تمامی پل ها را خراب کنیم.ایکاش همه ی این درگیری ها یک خواب بود .ایکاش باز هم همه همدیگر را باور داشتیم دلم از خباثت مردمان فرصت طلبی خون استو از حرامیانی که دلشان برای خر مراد لک زده است ایکاش فرزندان ماچهره ی واقعی وارثان جنگ های صلیبی را می دیدندو به اشک های تمساح مردمان غارت دل نمی بستندخدا نکند حرمت ایران اسلامی بشکند .باید همدیگر را باور کنیم و الا هیچکس ما را باور نمی کند و ما روزگاری برای فرصت های سوخته شده خون گریه می کنیم

من اینهمه لجاجت را  خسته ام

مردمان وعده و وعید 

به هر دلیل

کلا ه شان پس معرکه است

ای کاش مردمان دیانت

بخاطر دوستی  خود را اعتراف کنیم

امروز باز ...منم زد و دم از بگیر و ببند, می گویند گاندی حتی انگلیسی های شکست خورده را تحقیر نمی کرد و همیشه بخاطر دل آناکه با او نبودند از ابراز خوشحالی ناشی از بردن اجتناب می کرد و پیروانش را هم  به اطاعت این راه و رویه ترغیب می کرد .

دل مبندیم به این چند 

نگوییم درشت

شاید که به یک آه

ورق برگردد

و اینکه:

مردمان عرفان معتاد به حکومت شده اند

سالن . صندلی  و تریبون !پر بدک هم نیست

حرف ها را جور دیگر باید زد

زنده باد مصلحت

می شود یک روزه بزرگ شد

می توان یک روزه اسم در کرد

در رونق 

قوم و قبیله و باند

بی حرمتی قانون مند شده است

و من

از ترسی موهوم

دلم چون سیر و سرکه می جوشد

در گرگ و میش هوا

در زوزه  های  ممتد باد

لاشخور ها

شمارش معکوس را آغاز کرده اند

مردمان عرفان مشغول یاد گیری سیاستند

و مردمان سیاست منتظر فرصت

فردا

همه چیز مباح می شود

فردا

هیچکس از وقاحت نمی ترسد

مردمان عرفان بد جوری به حکومت عادت کرده اند

                         کاش می شد حرف های دوست را باور کرد

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi