دمی با شعر نو
بیا یکدم کنار هم پر از بیدار بنشینیم

١ )

گرچه

شب 

سنگین

یاکه

فردا

دور

لیک من

بیدار خواهم ماند

دور از

نومید

٢)

باش

تا

پنجره را

باز کنیم

گفته اند

صبح

نسیم

می آید

٣)

آخرین

پرده بیاویخته

شب.

همه مان

منتظر

خورشیدیم .

۴)

گرچه 

آخر برگ

یاکه

آخر موج 

لیک من

تصویر خواهم کرد

بر کناره ی هست

رد

پای

خاطراتم را

۵)

چه کسی گفت

تو

بیدار منی

بر حذر باش

که این

دیر

به دل

حادثه

سنگین دارد

۶)

من و شب

هر دو

به جد

منتظر خورشیدیم

درب بسته ات به آرامش من

خاطره ای

سرد و تار

٧)

دل من

خسته 

انگاری

مرا 

در یاب .

به 

مهرت

تشنه ام

امید 

  

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi