دمی با شعر نو
ای دل از خویش گذر کن اگر خاطر فردا داری

بیا در نعمت

این 

سبز

شعارمرگ را 

از 

پرده ی این 

شهر 

برداریم 

             بجز از علی ع که گوید به پسر که قاتل من

              که اسیر توست اکنون  به  اسیر کن مدارا

وفردا  ما در پیشگاه حق چگونه توجیه کنیم! که برای طرفداری از فلان و بهمان ... انسانی را به بند کشیده و یا ...

وای اگر

جای خدا

بنشینیم

خانه آتش بزنیم

یا که بر

رونق یک جان عزیز

خط سرخی بکشیم

و ما مردمان دین و دینداری که خدمت به خلق را موجب رضا و رضایت خدا می دانیم می باید :

جور

دیگر

باید

حرف سیاست

بزنیم

همه مان

مثل

همیم

همه مان

اهل

خطائیم و گناه

وای اگر

جای

خدا بنشینیم

یا که

بر گیریم

از

خلق خدا

            جانی

                     چند

خودمان را گول نزنیم .هر زمان که دیدیم برای از میدان به در کردن حریف. یارگیری می کنیم و یا که بر قدرت سازمان یافته ای با هر اسم و رسم دل می بندیم و  تکیه می کنیم باید بدانیم که  یه جای کم کار گذاشته و یا حقی و خلقی را نا دیده گرفته ایم

من

از این  فصل به تنگ آمده ام

باید

آغاز کنیم فصل دگر

زنده باد

همدلی و همراهی

دور از محفل مان

 دغدغه ی جنگ و جدال

دنیای فردا دنیای جنگ نیست . سلاح جنگ آنقدر و آنچنان مخرب و مرگبار است که آغازش  در شکل جنگ اتمی مساوی است با نابودی کره زمین و نابودی بشر و بشریت . ما همچنان که می توانیم جان شیرین خدا داده را از خود یا دیگران بگیریم پس می توانیم در صورت توان کره زمین را هم از بین ببریم و این یعنی نادیده گرفتن نعمت خدا که  ایمان است وعلم و عقل . پس بیایید همه با هم بجای تبلیغ ایده ی  جنگ تمدن های هانینگتون راهکار و ایده ی سیدی دانا  و اهل علم و فن که در دنیای خسته و وحشت زده از جنگ و ترور بدور از عقاید و اغراض خودبینی و تنگ نظری ایده ی گفتگوی تمدن ها ی  خاتمی مهربان را باردیگر تایید و تبلیغ کنیم و همه با همه برای محقق شدن  این ایده که تنها راهکار بشری برای دوری از جنگ است بکوشیم 

            فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه

به دلم گشته

برات

یه نفر باید بیاید

                    یا که

                            میاد

همه رو با هم دیگه

آشتی میده

دل ها رو شاد می کنه

با هیچکه

غریبه نیست

به کسی گیر نمیده

کسی  رو بیخودی حال  نمی ده

به هر دلیل 

عاشق عدالته

نمیخاد

کسی برنجه

یا که حس کنه

که تو شهر خدا غریبه است

هیچکسی واسه ش

             عزیز در دونه نیست

بیزاره از آدمای حزب باد

یا اهل

مایه تیله 

حق وحساب

بدلم برات شده

به همین زودی ها

اون از  در میاد

خدا رو به همه مون نشونه میده

میگه که اصل خداست و دین و ایمون

وسیله اند

به دلم گشته برات

به همین زودی ها  اون

بایست بیاد

                یا که

                      میاد

کاش می شد

باهم باشیم

کاش می شد با هم دیگه

جشن بگیریم

آب و جارو بکنیم خونه ها رو

رنگ بزنیم

دم درب لامپ  ریسه های رنگی  روعلم کنیم

طاق و نصرت بزنیم

خیابونا رو

فرش کنیم

همه مون

با هم دیگه

بریم جلوش

به دلم گشته برات

یه نفر بایست بیاد

                       یا که 

                            میاد

ایکاش می شد بفهمیم که بین امر به معروف  با حکم به معروف  تفاوت از زمین تا آسمونه

ایکاش می شد می شد باور کنیم که نهی از منکر اجباری  فقط باعث عقده و زیر زمینی شدن احوال و اقوال میشه

ایکاش می شد باورداشته باشیم که  اگر تنها یک قول یک قوم  و یایک مسلک و یک راه حق بود و اصل .آن راه مقصد می شد و این با اقوال و افعال منادیان دین  که بیشترین تاکید و تایید شان به مراعات و تعامل باسایر ادیان بود  منافات داشته و دارد

و ایکاش باور می کردیم که اگر دایره دین به قد تشیع آنهم از نوع  ذوب در ولایتش وسعت داشت خیلی از  خودی ها هم ول معتلند 

و اینکه

به عنوان یک شیعه که الگو های عملی  ام  علی ع و ائمه هستند و این برای من نه یک برگ برنده که یک امتیاز بزرگ است  دوست دارم دیگران هم نومیده نشوند و دوست دارم باور کنیم که بازی دین بازی برد -برد است  و لاغیر  

              مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه است

 پر از تشویشم

خدا یا

توخودت ما را از شر

پیامبران  سیاست

و

عصیان های  کور

نجات بده

یا که در امان .

خدایا این آرامش را

هرچند  مفت جنگ  مال و منال دارا ست

یا که 

تازه به دوران رسیده های ریاست

از ما نگیر

هرچند که سهم خیلی ها مث من

یه زندگی قسطی  است

و  یا یه عالمه بحران

دلم برای فردا شور می زند

روباه صفتان غربی

وخشکه مقدس های پیرو بن لادن و ملا عمر

بد جوری تو کاسه مون گذاشته اند

از سیاست آبی و قرمزه می ترسم و از  

داور های بی خیال 

یا که لجوج 

قلبم داره میاد تو دهنم 

خاک تو سر این فیلم بر دار های  سفارشی

فیلم ها را نصفه نیمه گرفته اند

یا اصلا ن گ ر ف ت ه  ا ند

 نمی شه بازی رو مرور کرد

یا که نمی خوان

به گمانم داور یک طرفه قضاوت می کنه

ایکاش بازی امروز هم مساوی بشه

ایکاش بشه   گاوبندی کرد

جون که مفت نیست

جوان هم.

بد جوری شور می زنم

بچه ها رو با آیه الکرسی بدرقه می کنم

مملکت رو هم

دلم می خواد تموم کنم این نوشتن رو اما مگه می شه !

وای از آن روز

که باور بکنیم

اذن

این مردم

و

این راه

به دست من توست

وای اگر

راهی بازار کنیم

محتسبی

تیغ بدست

وای اگر

رونق بازار شود

رنگ و ریا

وای اگر بر بزنیم

دشمن و دوست

وای

اگر

زرد

قضاوت

بکنیم

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi