دمی با شعر نو
چه کسی گفت که خداوند رحمان و رحیم خشم راخوش دارد

ما به

اسلام

محمد  ع

باور داریم

بشکند دست

اگر

قصد خشونت دارد

سرکوب هایی را که می بینم  باور نمی کنم اما حقیقت دارد  و سلامت روحی وروانی انسانهایی که اینگونه عمل می کنند باور ندارم و ایضا ایمانشان را با هر دلیل و توجیه!!!!

وای اگر

خشم شود

قاضی

رای من و تو

وای

اگر

فتنه شود

میدان دار

شک ندارم

تر و خشک

می سوزند

تا دیروز مرگ بر امریکا بود امروز مرگ بر روسیه و فردا ... ؟

بیایید در حضور خداوند . خودمان باشیم  واز یارکشی های جهان سومی  و بازیچه ی این و آن شدن پرهیز کنیم 

امروزه خیلی ها خوش خوشانشان شده و دوست دارند همه چیز به هم بریزند

هیشه خدا شکی تندروان جناح ها هستند  دستشان تو در یک توبره است

من آنهایی که را که می خواهند

از موسوی و کروبی تندتر بدوند قبول ندارم

و ایضا کسانی که

خیال محاکمه و محکوم کردن آنان را دارند

امروزه مبارزات پارلمانی و احزاب حرف اول را می زنند

و انقلابات خونین

در همه مکاتب و مسلک  ها

محکوم و مطرود است

در درگیری های خودی ها

ز هر طرف کشته شود  به سودشیطان است  و باعث غضب خدا

توام

ای آنکه سرمستی

ز

گرم روزگاری چند

وای اگر

لخت دگر

این سکه برگردد

یکی از روانشناسان بزرگ امروزین گفته است برای اینکه بتوانی به دیگران رفتاردرست داشته باشی و بدی  آنان را تحمل کنی در موقع تصمیم گیری و ... لحظه ای خودت را  بجای آنان بگذار

هرگز باورت نکنم

ای که اینگونه

سخت می زنی

و

بی رحمانه

به هر دلیل

با هر توجیه

وای از فغان دلی

که

از ترس مردمان دین بلرزد

و وای از مردمان دینی

که

اینگونه مردمان را میدان دهند

آی مردمان خداترسی و مراعات

بیایید این شعر را برای من معنا کنید

          آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است

          با دوستان مروت با دشمنان مدارا

و  آخر کلام  اینکه

گر

حکومت کردن

راه و رسمش این است

همه عالم بدهند

من

حکومت نکنم

یک لحظه

ما مردمان دین باید و بایستی به بهترین وجه و با بهترین  روش در اصلاح و انجام امور بندگان خدا بکوشیم  اگر قرار باشد راه و روش ما برای حفظ و هدایت حکومت همانند دیگر  مردمان باشد که داعیه دین ندارند  فرق ما با آنان چیست

باید و بایستی توجه داشته باشیم که:

              درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی

              جمعه به مکتب آورد طفل  گریز پای را

بیایید نه برای بیرون رفتن  دشمن بلکه برای تحمل همدیگر  گاندی بیاموزیم گاندی بزرگ بود اما من مسلمان از نوشتن این جمله غصه ام می گیرد  خیلی اوقات پیروزی در مظلومیت است

گور

...

مردم

نقد.

من دو صد

تجربه

در درس..... دارم

و ..............ابقا شد بی هیچ بررسی . بی هیچ باز بینی . بی هیچ بازنگری و بی

هیچ    ....    .

حرف مرد یکی است

بیایید باهم

لجاجت را

تمرین کنیم

برای هر گونه

..

... را خبر کنید

دوست دارم لختی .. را رها کنم و در وادی ادبیات نفس تازه کنم قصد و مرضی در کار نیست روشنفکران  چراغ راهند و یک هشدار دهنده . هشداری نه برای مال و منال و جاه ومقام که هیچ روشنفکری نمی تواند رهبر باشد یا بشود

و

شب

آرام  در کار است

و

من

آرامتر

پیمانه می کردم

خیال خویش

و آخر کلام اینکه:

بیا ای دوست

برگیریم

به اشکی چند

غبار تلخ ها از دل

دلم

از مردمان

ظلم می گیرد

                 الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

از تسلیح و ترغیب مردمان عادی باید پرهیز کرد اگر مسلح به یک طرز تفکر و جناح خاص باشند در نهایت مغرضند و اگر نادان و کم سن و سال ابزار

من دوست دارم همه را دوست داشته باشم

مغرضان

         گمراهند

و نادانان

           ناآگاه 

و تمامی ادیان مامورند به نجات اینگونه افراد

نه با زور

        که با محبت

نه با اجبار

        که با اختیار

بیایید برای رضای خدا

مدارا و مروت را

                   عادت کنیم

امام خمینی ره در یکی از سخنرانی هایشان فرمودند من هرچه به شما ها می گویم در خصوص انجام اعمال خوب و رعایت عدالت و .. خطاب به خودم هم هست  و این حقیر که خاک پای ایشان نبوده و نیستم تمامی نوشته های بالا را در وهله اول خطاب به خودم نوشته ام

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi