دمی با شعر نو
وای اگراندوه شب را ما بریم از یاد ,صبح وشوق خوش خیالی ها

مردمان  خسته  خواب آلود

در نگاه شان نگفته ها بسیار

قصه های خمود و تکراری

حرف های گنگ یک بیمار.

روز های سخت جر خورده

مردمان آرزو مرده

نقشه های مردمان جنگ

خانه های زرد وبمب خورده .

ترس های غریب نیمه ی شب

جسم  های دمیده از دم تب

حرص شغل , قبولی کنکور

عالم نئشه گی  رونق  رپ .

خواب های خوش خیالی و ناب 

گرم بازار رمل و اسطرلاب

آفتاب گرم و لنگه ی ظهر

حرف های تهی تر ز حباب.

رژه های مرتب و آنتیک

شاعران خدوم و رومانتیک

بچه های نازپرورده

حمله های هم زمان با تیک .

روکم کنی های  قرمز و آبی

شیشه های ظریف مهتابی

دشمنان همیشه آماده

ترس و لرز  و بی خوابی

از خانم پرستو  ممنونم بخاطر هم زبانی و همدلی اش با من در رابطه با شعر بالا

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸ - تخلص من ( نوا ) است ali_hejazi