این تفاوت ها که می بینی 

یادگار حود فراموشی است  !

 باید از نو چاره اندیشید

رخصتی دیگر به مردان خدایی داد

شهر را جانی دگر بخشید 

باز گفت از فصل بیداری

 فقر را  ازشهر بیرون کرد 

وز *تفاوت های  مرد افکن 

 صحنه بگرفت از تمام مردمان کام وتک چرخی!!

 بابد از نو  چاره اندبشید

جویبار عدل را  درشهر جاری ساخت 

جاری جاویدی از تقوا

باز گفت  از همدلی  وهمزبانی  

مردمان پاک را خوش داشت 

فکرفردا بود

شوق باران داشت

 عشق رافهمید

شهر را باسبز قسط و مهر و آزادی

خوش جلایی داد جانانه 

* وز= واز

/ 0 نظر / 8 بازدید