زندگی شعر سپیدی است پراز زمزمه زمزم عشق, اگر این قافیه ها بگذارند

ازافراط بیزارم 

و از 

تفریط

وقتی که نمی توانی دنیا را به کامت کنی  توجه داشته باش دیگرانی هم هستندکه ذوست دارند مثل تو همه چپز برای خودشان باشد 

پس بی خیال برد صد در صدی

من از آدمای  همه چیز خواه دلخورم  

بیایید باهم قناعت را تحربه کنیم 

و بودن با هم را 

 داشتن با هم را

 و رفتن

با هم را

بیا برای وحدت به اشتراکات نوجه کنیم 

به سلامت روح

به انسانیت 

به عدل 

به عدالت 

به هسانی 

به همسویی 

بیا برای رسیدت به چنین آرمانی  از منیت بپرهیزیم 

از تک چرخی 

از خودخواهی  وخود بینی 

بیا برای راهت امروزازسرنوشت مردمان دیروز عبرت بگیریم 

بیاقضاوت امروز را به مردمان فردا بسپاریم

بیا بجای خزان رقابت بهار رقابت را با هم تجربه کنیم 

/ 0 نظر / 34 بازدید