دوست تر دارم سلام عشق را وقتی که فردایی ست -مردمان کام سختی را نمی فهمند

1

بعد عمری چند این شد حاصلم

من زپا افتاده در دشت دلم

ساقیا جامی که غم را چاره نیست

چون غریقی خسته سوی ساحلم 

2

تا دشت های دور

تا دور های دشت

ماییم واین گذار

حیران ز روزگار .

وقتی نماند چند

چندی نمانده وقت

باید صبور بود

باید صبور بود.

3

 یه شب

یه شوق

یه انتظار

شکستن فاصله ها

آمدن فصل بهار.

یه شب

یه شوق

یه شعر خوب 

مستی و می

باز من و دست خیال 

4

 بیا فاصله ها را طی کنیم

یه قدم تو

یه قدم من

 یه قدم ما

یه قدم شما

بیا خود برتر بینی ها را نفرین کنیم

و خود ستایی ها را

بیایید همه با هم صلح رافریاد بزنیم

و  آزادی را

و برابری را

و عرفان  را

/ 0 نظر / 10 بازدید