1

با من از فردا بگو ای دل 

که شب را سخت  وبی شبگیر می بینم 

همچو فرهادم  پناهم کوه ست

من زخیل خاطرات دور شعله امید می چینم

2

بیا یه دشت سبز خاطره  ها بزنیم 

اگر که زمانه شلوغ است و فصل زرد و  حزن آلود

3

گریه و اشگ که شده شاهد تنهایی من 

کمترین جزیه به انبوه گناهان من است 

/ 0 نظر / 28 بازدید