1

هوا سرد 

و 

زمین پربرف

زمستان است  

باید رفت

زمستان است  

باید رفت

2

گاهی اوقات 

دلم می گیرد

همچو فریاد غروب

گاهی اوقات

پرم  

پرم از حس سکوت

یا که

غریب

3

زمان و ثانیه هاش  

روتنم سورتمه میرن

مونده ام

این همه بیداد چرا

4

بیاقد هم باشیم

بیا مث هم باشیم

سایه بون خونه هامون

گرمی دستان خدا

نمیشه یکی سیر سیر باشه و یکی گرسنه ی گرسنه !نمیشه یکی  هیچی نداشته باشه و دیگری همه جیز! نمیشه یکی فقیر باشه و از همه چیز محروم و دیگری اونقد داشته باشه که نتونه یا نشه کاری اش کرد!نمیشه یکی یا عده عزیزدوردونه باشند و دیگری و دیگرون  ول معطل! نمیشه با بیشماری از این میشه ها از خدا انتظار مهرو محبت داشت !!

5

بعد عمری بازدارم من هوای عاشقی

ای دل عاشق چه می شد عشق بارانت کنم

/ 2 نظر / 30 بازدید
تينا

سلام وبلاگ زيبايي داري حتما بيا و تو سايت زير ثبتش کن تا من و بازديد کنند هاي ديگه بتونيم هر روز بهت سر بزنيم.محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.

سلام شاعر شعرت را دوباره بازنویسی کن لطفا در توصیفش بودم که دلیت شد اما من نقد شعرت را نوشته ام ---- سلام خیلی قشنگ باورکن کم آوردم !! آفرین به این گپ گفت پراز گفت این کوته شعر پربار: شبان عشق و توصیف این مهم با واژه های چاک وساکت و غریب و تدوام و بازگفتش با واژه های بی تکلف و رها وایضا باحسن ختامی که رسالت اصلی شاعررا بعهده دارد بیان نوع نگاه به جهان یاپی رنگ احساساتش که تاحدود زیادی غم آلوده و پاییزی است درخراب دشتهای دور