1

فصل رابطه  ها سرد است

و

سبز سلام خزان زده 

ایکاش می شد زندگی را " ری  ست کرد "

و دل ها را با دوستی و عشق" آپ تو دیت "

2

به اوج می خوانی ام 

افسوس

که بال های دلم شکسته است 

و

زمان 

سر مست از جاودانگی اش 

تاب خیال را از من گرفته است

 3

گل های مصنوعی,  عطش باغ را از من  گرفته اند

و پنجره دلم ,باغ را باورندارد

در شلوغی بازار  وقتی که عروسک  های شبکه ی من تو  کبکشان از تحریف وتخریب تاریخ  خروس می خواند 

می ترسم  چشمانم تیز توان دیدن  را به رنگ لعاب دنیا  بفروشند  

/ 0 نظر / 12 بازدید