بستی تو بر من روی باغ   

این دل ز تو دارد سراغ

برمن گناهی نیست نیست 

ای وای از درد فراق

من عاشقم دیوانه ام 

دردی کش میخانه ام 

برمن گناهی نیست نیست 

پر کن تواین پیمانه ام

می گیرد این دست زمان

ازعاشقان نام ونشان 

برمن گناهی نیست نیست 

چندی دگر افسانه ام 

/ 0 نظر / 26 بازدید